خانه » اجتماعی » گزارش ؛ دردنامه /شگفتی های مدیریت دربیمارستان اعصاب و روان شیراز!

گزارش ؛ دردنامه /شگفتی های مدیریت دربیمارستان اعصاب و روان شیراز!

پیوند ثابت http://khabarparsi.ir/?p=2883

یکی از خوانندگان سایت خبر پارسی گزارش درد نامه ای بسیار بلند از وضعیت بیمارستان اعصاب و روان شیراز فرستاده که آن را با تلخیص و ملاحظاتی چند برای خوانندگان منتشر می کنیم.سایت خبر پارسی این حق را برای مدیریت و پرسنل محترم بیمارستان و نیز مدیریت محترم دانشگاه علوم پزشکی قائل است که در صورت ارسال جوابیه،پاسخ آنها به این گزارش را منتشر کند.

بیمارستان اعصاب و روان شیراز- باجگاه- که ۲ سال است به نام بیمارستان استاد محرری تغییر نام یافته بزرگترین بیمارستان اعصاب و روان جنوب کشور است که زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز فعالیت می کتد. این بیمارستان در ۱۴ کیلومتری جاده شیراز- مرودشت روبروی روستای باجگاه قرار دارد و از ۳۳ سال پیش تاکنون حدود ۱۰۰ بیمار بلاصاحب در این بیمارستان زندگی می کنند.

images

(اینجا جهت ادا کردن حق مطلب این نوشته  که در ادامه می آید از واژه “زندگی می کنند” به جای “بستری می باشند” استفاده شده است.) این بیماران تا سال گذشته جزء آمار ۷۰ میلیونی مرکز آمار ایران نیز نبودند و گفته می شود،از سال گذشته با همت و کوشش دکتر ایمانیه،هویت دار یا به عبارت بهتر شناسنامه دار شده اند!

 البته بعضا” گفته می شود مدیریت و ریاست بیمارستان و در راس آن ریاست دانشگاه علوم پزشکی شیراز،همواره از این بیماران بلاصاحب و وضعیت اسفناک بهداشتی و رفاهی ایشان جهت جذب کمک های مالی خیرین به این بیمارستان استفاده می نمایند اما دریغ از کوچکترین تغییرات در وضعیت این بیماران و حتی وضعیت ایشان بیش از پیش نگران کننده شده است .گویا وضعیت این بیماران تنها ویترینی شده تا اشک خیّرین محترم را درآورد و دلی بسوزانند و کمکی به بیمارستان و شاید دانشگاه کنند.

ناگفته پیداست که بیماران اعصاب و روان و خانواده های آنان جزء بی بضاعت ترین و مظلومترین اقشار این جامعه می باشند چه که ایشان بلاصاحب نیز باشند که در اینصورت هیچ کسی، زبانی و یا وسیله ای جهت دفاع از خود ندارند .

*نگاهی به برخی موارد مثبت

 در ابتدا نکات مثبت مدیران دانشگاه و بیمارستان در خدمت به بیماران اعصاب و روان را بر می شماریم تا یک طرفه به قضاوت نرفته باشیم. در دوره ای ۴ ساله که مدیریت این بیمارستان بر دوش آقای فرزاد همایونفر و در دوره ۲ ساله ریاست این بیمارستان که بر عهده دکتر مجتبی نقش واریان (روانپزشک و از منصوبین دکتر ایمانیه) ، نقاط مثبت مدیریتی آنها در ۲ نکته بارز و اساسی خلاصه می شوند:

 ۱) با پیگیری مسئولین بیمارستان و بخصوص دانشگاه علوم پزشکی شیراز کمک مالی یک فرد خیّر به نام آقای حاج منیری جذب شد و ساختمان بخش بستری اورژانس مردان و زنان اعصاب و روان ساخته و با حضور مسئولین افتتاح و در خبرگزاری ها نیز اعلام شد و افتتاح بخش بستری اورژانس در این مرکز به اطلاع عموم رسید.

 ۲) باز هم با پیگیری نامبرده گان و البته با همکاری دادستان محترم شیراز پس از یک عمر بی هویتی جهت بیماران بلاصاحب این مرکز شناسنامه صادر شد و طی مراسمی نیز از این شناسنامه ها رونمایی شد که در جای خود بسیار ستودنی است.

*موارد قابل بحث در بیمارستان/اورژانسی که اورژانس نیست!

 ۱) همان ساختمان بخش اورژانس که با کمک مالی خیّر محترم آقای حاج منیری ساخته و افتتاح شد هرگز به عنوان ساختمان اورژانس استفاده نشد چرا که این ساختمان و نقشه آن طوری طراحی شده که هرگز مناسب بخش بستری اورژانس نیست در حالی که نقشه این ساختمان به تائید معاونت های درمان و معاونت توسعه دانشگاه رسیده و مراحل ساخت آن نیز تحت نظارت مدیریت بیمارستان آقای همایونفر و مدیریت فنی دانشگاه بوده است.متاسفانه با وجودی که قرار بوده این ساختمان دارای ۲ بخش اورژانس بستری زنان و مردان باشد به علت اینکه سالن های بستری ساخته شده و ایستگاه پرستاری و سرویس های بهداشتی و اتاق های ایزوله حداقل استانداردهای مورد لزوم بخش بستری اورژانس را چه از لحاظ ساختاری و معماری و چه از لحاظ امنیتی دارا نبودند هرگز جهت بخش بستری اورژانس استفاده نشده و نخواهد شد مگر با صرف هزینه های هنگفتی دیگر!!  به عبارت بهتر این ساختمان در حال حاضر هر استفاده ای دارد به غیر از بخش بستری اورژانس!! در حال حاضر کاربرد این ساختمان جهت درمانگاه است مانند: اتاق ویزیت روانپزشک در روزها و ساعت های خاص صبح ها، اتاق ویزیت و استراحت پزشک عمومیکشیک بیمارستان، اتاق ماما و دندانپزشک، پذیرش و مدارک پزشکی، اتاق مسئول درمانگاه، صندوق درمانگاه، داروخانه، اتاق بهداشت حرفه ای….. که همگی قبلاً اتاق هایی در قسمت های دیگر بیمارستان داشتند و تنها به این ساختمان نقل مکان نمودند و این موضوع بازی با افکار عمومی است چرا که موضوع افتتاح این بخش اورژانس اعصاب و روان در خبرگزاری ها و روزنامه ها و سایت رسمی دانشگاه اعلام شده و متاسفانه سعی نموده اند سهل انگاری خود در نظارت بر ساخت ساختمانی که با هزینه و کمک فرد خیّر ساخته شده را با روش غیر واقع جبران نمایند و آنرا جزء افتخارات مدیریتی بیمارستان و دانشگاه محسوب نمایند. شایان ذکر است که خود فرد خیّر نیز در مقطعی شدیداً از این موضوع ابراز نارضایتی داشته اند.

16

*تعطیلی بخش زنان یک به دلیل عدم سوددهی!

اما ظاهراً این بازی با افکار عمومی تمامی ندارد زیرا آقای همایونفر و دکتر نقش واریان مدیریت و ریاست بیمارستان حدود ۲ سال پیش بخش زنان یک، که بخش حاد اعصاب و روان بود، را به علت عدم سوددهی تعطیل کردند، که البته صدمات و زیان های روحی و روانی وارده به بیماران و پرسنل ناشی از پذیرش بیماران حاد در بخشهای مزمن، خود حکایت دیگری دارد چرا که در آن یک سال بخش های زنان یک و دو تعطیل شده بودند و تمام بار بیماران زن بر گردن بخش زنان سه بود. به هر حال اینکه با چه مجوزی این بخش ها تعطیل می شد را باید از شخص دکتر ایمانیه پرسید!

 *تغییر نام برای افتتاح مجدد!

اما امسال که از دانشگاه فشار وارد شد که پس بخش بستری اورژانس چه شد؟ آمدند همین بخش زنان یک را که تعطیل بود، تغییر نام دادند و اسمش را بخش اتفاقات زنان گذاشتند و با حضور مسئولین دانشگاه روبان بستند و افتتاحش کردند و در بوق و کرنا کردند که بار دیگر اورژانس زنان افتتاح شد. آری در اینجا به همین راحتی بخشی را تعطیل می کنند بدون مجوز و همان بخش را دوباره باز می کنند و اسمش را می گذارند بخش اورژانس!

 *اورژانس پاره وقت!

 این چه بخش اورژانسی است که فقط در شیفت صبح مانند تمامی بخش های دیگر بیماران را پذیرش می نماید. مگر اورژانس به این مفهوم نیست که باید ۲۴ ساعته  بیماران را پذیرش نماید؟ این بخش که هیچ تفاوتی با همان بخش زنان یک سابق ندارد. اگر اورژانس است پس در شیفت عصر وشب روانپزشک یا رزیدنت کشیک مستقر در اورژانس و حتی پرسنل حسابداری و پذیرش و درآمد کجا تشریف دارند؟!اگر هم این اتفاقات است پس بخش حاد پشتیبان آن کدام بخش است!

 *کوچک سازی بیمارستان با کدام مجوز؟

چرا بیمارستان و دانشگاه حاضر نیست به اشتباه خود اعتراف نماید؟! کاش دکتر ایمانیه پاسخگو باشد مگر مدیریت به غیر از کنترل و نظارت است شما کدامش را انجام داده اید تا ما به شما افتخار کنیم؟! مگر دانشگاه قانون ندارد که هر بیمارستانی هرگاه بخواهد تعداد تخت های فعالش را کم می کند؟ این بیمارستان ۸ سال پیش دارای ۴۵۰ تخت فعال با ۱۰ بخش بستری بود!! اما هم اکنون و به مرور زمان به ۳۵۰ تخت فعال با ۸ بخش بستری کاهش پیدا کرده است!! و با این نحوه مدیریت انتظار کاهش بیش از این نیز می رود. ظاهراً دانشگاه و مدیریت بیمارستان تنها راه حل را در کوچک کردن بیمارستان یافته است!

*کوچ بلاصاحب ها به پاسارگاد!

۲) از ابتدای تابستان ۹۲ زمزمه های تصمیم و دستور معاونت درمان و ریاست دانشگاه مبنی بر انتقال دائم بیماران بلاصاحب این مرکز به بیمارستان شهرستانهای پاسارگاد و سپیدان آغاز شد. علت این تصمیم نیز فشار و بار مالی ناشی از نگهداری این بیماران بر بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری اعلام شد و مدیریت و ریاست بیمارستان و مدیر پرستاری بیمارستان نیز به شدت پیگیر آن بوده و از آن حمایت می کردند. تا اینکه این امر غیر انسانی کلید خورد و انتقال بیماران بلاصاحب به بیمارستان پاسارگاد از ماه گذشته آغاز شد و چند تن از بیماران آنهم به انتخاب نماینده بیمارستان پاسارگاد به آن بیمارستان انتقال یافتند. و این پروژه ظاهراً ادامه دارد!!! و این بی شک به معنای بیرون کردن این بیماران بی پناه از خانه و کاشانه خود میباشد. چند نکته جالب در این ماجرا وجود دارد که باید خطاب به دکتر ایمانیه و همایونفر اعلام نماییم.

*از این جیب به آن جیب نبود؟

 اول اینکه بیمارستان های پاسارگاد و سپیدان نیز مانند بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز است و با توجه به عدم سوددهی تمامی بیمارستان های دولتی و وابستگی شدید مالی آنها به دانشگاه، بهانه کردن بار مالی ناشی از نگهداری این بیماران و تصمیم بر انتقال آنان جهت کمک به بیمارستان اعصاب و روان بسیار واهی بوده و تحلیل آن خیلی ساده است مثل اینکه در فروشگاه به جای پرداخت پول از جیب سمت چپ شلوارت، از جیب سمت راست شلوارت پرداخت کنی!! دکتر ایمانیه و آقای همایونفر بارها اعلام کرده اند جهت این بیماران شناسنامه گرفته اند ولیکن از طرف دیگر دارند این بیماران را از خانه و کاشانه خود بیرون میکنند.

 *جناب دادستان!پا پیش بگذارید

جناب آقای دادستان محترم شهر شیراز! شمایی که در کمال اخلاص با دانشگاه و این بیمارستان همکاری نمودید تا این بیماران شناسنامه دار شوند اجرتان با خداوند؛ کار خوبی کردید اما این بیمارانی که بلاصاحب هستند و شناسنامه دار شدند،خود شناسنامه بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری بوده اند و الان با دستور رئیس دانشگاه به جای دیگر در شهر دیگر منتقل می شوند و این بیمارستان بدون شناسنامه می شود! جناب دادستان ؛ دارند در حق این بیماران جفا می کنند! شما قیم ایشان هستید ولی آیا راضی به این کار هستید؟!  به یاد بیاوریم که سال ۵۸ و ۵۹ این مرکز به دلیل نگهداری از این بیماران بلاصاحب که در دهکده سلامی بستری بودند دایر شد. اما دلیل وجودی این بیمارستان در حال بی دلیل شدن است.

 جناب آقای دکتر ایمانیه این بیماران بیش از ۳۰ سال است که در این بیمارستان زندگی می کنند این ها چشم بسته تمام جاهای بخش را می روند.  اینها با پرسنل و محیط این بیمارستان رابطه عاطفی دارند. آیا می دانید پرسنل بخش مردان هفت یا همان آسایشگاه از نحوه و کیفیت صدای نامفهومی که از گلوی بیمار کر و لال وفلج این مرکز بیرون می آید، می فهمند که الان چه نیازی دارد آیا گرسنه است یا تشنه یا چای می خواهد یا خودش را خیس کرده و… اینها چگونه می توانند در جایی که کسی آنها را نمی شناسد و در یک محیط غریبه دوام بیاورند و اگر هم بیاورند چه از آنها باقی می ماند؟ اینجا بیمارستان اعصاب و روان است پرسنل که به آن وارد می شوند خودبخود یاد می گیرند که چگونه با بیماران برخورد کنند و از آنها مراقبت کنند! اما در بیمارستان جسمی همانگونه که روانپزشک پاسارگاد می گوید که” در آنجا پرسنل نمی دانند باید چگونه با این بیماران رفتار کنند” این امر به این راحتی ها محقق نمی شود، پس کیفیت مراقبت چه می شود؟!

جناب آقای دادستان!اکثر شیرازی هایی که با این بیمارستان به هر نحوی سروکار داشته اند این بیمارستان را با بیمارانی مانند “شیدا و کورش و دلبر و  کاراندیش و حتی عشق حسین به سامانتا می شناسند! مگر می شود تصور کرد بیمارستان بدون حسین و سامانتا را! مگر می شود از یک طرف برایشان شناسنامه بگیرید و از طرف دیگر بیرونشان کنند. به قول یکی از همین بیماران: “ما شناسنامه نخوایم باید کی رو ببینیم! بگذارید ما همان جزء آمار ۷۰ میلیونی مرکز آمار ایران نباشیم ولی ما را از خونه خودمون بیرون نکنید!

*صاحب دارها هم کوچ می کنند

جالب تر از همه این ها حکایت انتقال بیماران صاحب دار است! چند هفته پیش خواهر یکی از بیماران به ملاقات بیمارش که در بخش ۵ مردان بستری بوده، می آید. در کمال تعجب می بیند درب بخش بسته  و این بخش تعطیل شده است. به مسئولین و مدیریت بیمارستان مراجعه می کند و از مریضش می پرسد جوابی که می شنود شاخی بزرگ بر روی سرش مینشاند:” بیمار شما به بیمارستان پاسارگاد انتقال یافته است”! او هم در جواب میگوید: “با اجازه چه کسی؟ مگر نباید از ما اجازه بگیرید و با ما هماهنگ کنید؟” مسئولین هم جواب دندان شکنی می دهند: “رئیس دانشگاه دستور داده که بیماران روانی مزمن چه صاحب دار و چه بلاصاحب را می توانید به پاسارگاد انتقال دهید. شما بفرستید مسئولیتش با من”!! خواهر بیمار هم هر چه اعتراض می کند که “ما ساکن شیراز هستیم مگر احمقم که بیمارم را در پاسارگاد بستری کنم.” راه به جایی نمی برد که نمی برد. حالا اگر خواهر این بیمار توان و زبان و شجاعت این را ندارد که از خود و بیمارش دفاع کند حکایت دیگری است!!! شاید هم امید به همکاری دارد چون بیمارش مزمن است و سالهای سال با این دانشگاه سروکار خواهد داشت و می ترسد در آینده با او همکاری نکنند.

*ورود جالب بخش خصوصی!

۳) بخش بستری زنان ۲ بیش از دو سال پیش، به بهانه بازسازی، تعطیل شد و بیماران این بخش بالاجبار به بخشهای زنان ۳ و آسایشگاه زنان فرستاده شدند که خدا می داند به علت ازدحام بیمار در این ۲ بخش چه فشاری به بیماران و پرسنل وارد شد که البته گذشته و دیگر قابل محاسبه نیز نیست! اما پس از مدت های مدیدی بی کفایتی و سهل انگاری بالاخره یکی از سالن های بستری این بخش چند ماه پیش تعمیر شد. اما به ناگاه مشخص شد که این بخش بستری که پرسنل و بیماران مدت هاست منتظر بازگشایی آن بوده اند ناگهان به بخش خصوصی واگذار شد. شرکتی خصوصی به نام “مرکز توانبخشی بیماران روانی مزمن نیکان” تحت نظارت اداره کل بهزیستی استان فارس بخش زنان دو را اجاره کرده و سریعاً بیش از ۳۰ بیمار خود را در این بخش بستری نمود و ظاهراً متعهد شده به جای اجاره از ۲۰ بیمار مزمن (صاحبدار یا بلاصاحب) بیمارستان استاد محرری مراقبت نماید وگویا چند روز پیش هم این بیماران را از بیمارستان تحویل گرفته است. گر چه هر روز حرف و حدیثی جدید پیش می آید که بیمه هزینه بستری این بیماران را به عنوان بستری در بیمارستان اعصاب و روان تقبل نمی کند و الی آخر…اما حکایت اینجاست که:

 الف) تا کنون ندیده بودیم که یک بخش بستری در یک بیمارستان دولتی به یک شرکت خصوصی واگذار شود هر چه دیده ایم بخش های پاراکلینیکی مانند داروخانه آزمایشگاه و فروشگاه و زیراکس… بوده است. از متن قانون در این باره اطلاعی نداریم اما خوب است رسیدگی شود که آیا این قرارداد و واگذاری قانونی هست یا نه!! جالب اینجاست که این شرکت از اداره بهزیستی پروانه و مجوز فعالیت دارد اما در بیمارستان وابسته به علوم پزشکی فعالیت می کند!!

 ب) این شرکت فقط جنبه نگهداری دارد در حالی که بیمارستان اعصاب و روان جنبه درمانی دارد ناگفته از این حرف پیداست که این شرکت هرگز حاضر نیست مراقبت های درمانی با کیفیت ارائه نماید،همانگونه که مسئول شرکت نیز به آن معترف بوده است! مسلم است بیمارانی که که به مرکز نیکان فرستاده می شوند مراقبت های دارویی و پزشکی دریافت نمی کنند. کیفیت مراقبت های پرستاری کاهش می یابد تعداد پرسنل و حتی کیفیت آنها کاهش می یابد!! به عنوان مثال این مرکز حتی تجهیزات پزشکی اولیه را هم ندارد .

ج) راستی حکایت آب و برق و گاز و تلفن رایگانی که این شرکت در حال استفاده از آن است چه می شود!! برای هیچ یک هم که کنتور ندارید! حکایت سیستم گرمایی و سرمایی و خدمات تاسیساتی که در حال دریافت است را چگونه محاسبه می کنید؟! همین شرکت در مکان قبلی خود ماهیانه نزدیک به ۱۰ میلیون تومان اجاره می داده بدون هزینه آب و برق و گاز و تلفن…

د) به زودی قرار است بخش زنان ۳ هم به همین بخش خصوصی که عرض شد واگذار شود تا این لکه ننگین پررنگ تر شود!

نتیجه گیری اینکه جناب آقای دکتر ایمانیه و جناب آقای همایونفر، در حق این بیماران دارد بی عدالتی می شود.

 * ابهامات اداری و غیر اداری!

۴) به همه این موارد این ها را هم اضافه کنید که:

  – از زمانی که نام بیمارستان به دستور استاد ایمانیه به استاد محرری تغییر کرده کمک های خیرین افت شدیدی پیدا کرده چرا که خیرین فکر می کنند این بیمارستان خصوصی شده است.

13

در این بیمارستان مسئول خرید و تدارکات و مسئول خدمات یک نفر است! خنده دار است یعنی این فرد اجناسی را که خودش حواله خریدش را امضاء و دستور خریدش را می دهد دوباره پس از خرید، موقع تحویل گرفتن اجناس خودش امضاء تحویل گیرنده را می زند! طرف خودش می خرد خودش هم تحویل می گیرد!

دکتر ایمانیه آیا خبر دارید که در بیمارستان های تحت مدیریتتان چه می گذرد. این بیمارستان درآمد و هزینه آنچنانی ندارد و وضعش این چنین است، خدا در موارد دیگر ختم به خیر کند!

گفته می شود شاید ماهی یک بار و شاید هم دو ماهی یکبار در وعده غذایی این بیماران اثری از میوه پیدا شود! واقعاً باعث تاسف است که دانشگاهی با این جلال و جبروت به قول رئیسش قادر نیست به بیمارانش یک عدد میوه بدهد!! آیا می دانید اکثر بیماران سوء تغذیه دارند! واقعا جای تاسف دارد.

-این انصاف است که پرستار حتی یک ساعت اضافه کار بدون کارکرد نگیرد و جان بکند و شیفت بیاید و بعد برخی آنقدر اضافه کار بدون کارکرد بگیرند که سقف اضافه کارش پر شود و مجبور شوند به نام فرد دیگری برایش اضافه کار رد کنند!! یا به برخی  کارت پاداش بدهند و بگویند این کارتها صرفاً به پرسنلی که خوب کار می کنند تعلق می گیرد! آیا معیار خوب کار کردن ، همفکری با حضرات است؟! آیا کمک بهیاری که نیمه شب بیمار فلج کر کور و لال را با عشق حمام می دهد خوب کار نمی کند؟!

همین چند شب پیش دنده یکی از پرسنل پرستاری با لگد یکی از بیماران شکست. نمیدانم که خبر دارند یا نه! یا اگر دارند احوالش را هم پرسیده اند یا نه!!

  -جناب آقای دکتر ایمانیه!، رئیس سابق بیمارستان که یادتان هست به چه علت برکنار شدند و چه مسائل ناخوشایندی پیش آمد؟ بازهم که ایشان را پس از پایان دوره ضریب کا دارید به بیمارستان بازمی گردانید و دعوت به کار کرده اید.البته می دانیم که قبلاً هم ۲ سال پس از پایان ضریب کایش بصورت نگهش داشته بودید!!می گفتند نگه داشتن ایشان غیر قانونی بوده،همین طور است؟

*لودر جای کلنگ را گرفت

– مانور تبلیغاتی دیگر شما جناب آقای دکتر ایمانیه: یکبار آمدید و همزمان با افتتاح ساختمان اورژانسی که اشاره شد با حضور مسئولین استانی و خیرین کلنگ پروژه بیمارستان ۲۰۰۰ تخت خوابی اعصاب و روان را در همین بیمارستان بر زمین زدید و گفتید این پروژه با حمایت مالی خیرین ساخته خواهد شد! اما همین چند ماه پیش دوباره مسئولین استانی و خیرین را آوردید و باز هم شروع پروژه را اعلام کردید ولی این بار به جای اینکه کلنگ زده شود از لودر استفاده شد! و این پروژه تنها به مدت یک هفته کلید خورد و لودر و بیل مکانیکی اداره راه زمین را کندند و لوله اصلی فاضلاب را شکستند و بعد هم پروژه تعطیل شد تا فاضلاب بیمارستان در کانال ها جاری شود و آب زیرزمینی که بیماران می نوشند آلوده شود و فقط بوی فاضلاب نصیب پرسنل و بیماران شود و استنباط اغلب دوستان این شد که کار شما تبلیغاتی بوده است،ما البته امیدواریم اینگونه نباشد اما اگر باشد وای به حال ما و وای به حال شما!

امیدواریم مسئولانی که باید خواننده این دردنامه باشند آن را بخوانند.

 

170 دیدگاه

  1. اگر دین ندارید لااقل در دنیایتان آزاده باشید

    به هر جایی از مدیریت ایمانیه سر بزنیم اثار بی عدالتی مشهود است. با این همه بی عدالتی و ناکارآمدی ادعاهایش گوش فلک را هم کر کرده است. خدا از سر تقصیرات بعضی ها نگذره.

    • به جايه گلايه ازتاريكي بياييد شمعي بيفروزيد

      با سلام.
      من از کارمندای نیکان هستم. شخصی که این مجموعه رو راه اندازی کرده انقدر از انسانیت آگاهی داشته که تحمل انسانهایی که لاف انسانیت میزنند ولی جز حسادت و انتقاد از روی جهل چیزی بلد نیستند رو داشته باشه. بله.. آدمی باید مرد عمل باشه نه بنده حرف…

  2. یادش بخیر زمانی که دانشجو بودم اونجا رفتم. سامانتا رو خوب یادمه!! بهش میگفتن سامانتا نوشابه میخوری یا فانتا!!
    اینا دیگه کی هستن! ظلم به تمام معناست!!

  3. این داستان تخلفات بیمارستانی اینقدد شایع هست که آدم حالش به هم میخوره!!

  4. شاید هم با هماهنگی دارند این بیماران بلاصاحب رو میفرستن پاسارگاد!! در هر حال اگه مقامات در جریان اینکار نبوده که تخلف خیلی بزرگی کردن و در حد فریب دادن مقامات هم میتونه باشه! اما اگه مقامات در جریان بودند و رضایت دادتد بازم یه جورایی در حق این بیچاره ها اجحاف شده!!

  5. من هم از کارمندان همینجام.دیگه از تبعیض و ستم مدیران به تنگ اومدم.

  6. مگر جتاب دکتر برای اساتید و دانشجویانی که نخبگان و امید های حال و آینده کشور هستند سر سوزنی ارزش و احترام قائل هست که برای بیماران بی پناه که توان و زبان دفاع از خود را هم ندارند قائل باشد ؟
    بازوان توانا و قوت سردست
    خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
    نترسد انکه بر افتادگان نبخشاید؟
    که گر زیای درآید کسش نگیرد دست؟

  7. هزار بار طواف کعبه کنی
    قبول حق نشود مگر دلی بیازاری
    بده تو ملکت و مال و دلی بدست آور
    که دل ضیا دهدت در لحد شب تاری

  8. ما که عاقل و بالغ و دانشجو هستیم رو اذیت می کنند چه رسد به این بیماران اعصاب و روان و اون هم از نوع بی پناهش

  9. وضعیت بیمارستان های شهرستان ها از این هم افتضاح تر است اگر مایل باشید مطلب مفصلی در این زمینه برای سایت شما می فرستم

  10. صحبت از پژمُردن یک برگ نیست ،

    فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست !

    فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست ..

    فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست ،

    در کویری سوت و کور

    در میان مردمی با این مصیبتها صبور

    صحبت از مرگِ محبت مرگِ عشق

    گفتگو از مرگ انسانیت است..

  11. من هم از کارمندان همینجام انصاف این بود که پس ازیک بررسی مختصر و مشخص نمودن صحت و سقم مطالب نسبت به انتشار گزارش اقدام می شد.گزارشی غیرواقعی که بنظر میرسد با اغراض شخصی ونه به هدف کمک به بیماران ارسال شده است.
    انصافآ پیشرفت وبهبود وضعیت بیمارستان در سه سال اخیر در مقایسه با وضعیت گذشته (این بیمارستان بمدت 27 سال توسط یک مدیر ثابت مدیریت شده که تو خو د حدیث مفصل بخوان از این مجمل )علی رغم حجم بسیار زیاد مشکلا ت کاملآ مشهود و بارز است .

    • منصور خان منم همین بیمارستان کار میکنم اما مطلب رو که خوندم دیدم همش درسته شما بفرما کجای مطلب کذبه کلی گویی نفرمائید:
      اینکه بیمارا شناسنامه دار شدن ولی به جاش به پاسارگاد فرستاده میشن دروغه
      اینکه بخش نیکان فقط جنبه نگهداری داره دروغه
      اینکه 20 تا بز بیمارای بلاصاحب به بخش نیکان فرستاده شدن دروغه
      اینکه ساختمان اورژانس فقط واسه درمانگاه استفاده میشه دروغه
      اینکه بخش زنان یک بسته شد و دوباره باز شد دروغه
      اینکه مسئول خرید و مسئول تدارکات یک نغره دروغه
      اینکه کلنگ ساختمان بیمارستان 2000 تخت خواب 2 بار زده شد دروغه
      اینکه رئیس اسبق و برکنار شده بیمارستان دوباره برگشته دروغه
      اینکه به بعضیا کارت و اضافه کار دوبله و سوبله میدن دروغه
      شما بگو کجاش دروغه!!! پس حرف راست راسته!! غرض هم کسی داره که منفعتی از این گیرش بیاد!! نه اینکه بخواد جلو انتقال این بیمارا رو بگیره!!!
      اینکه بیایم بگیم دستمال کاغذی و نوار بهداشتی و پنپرز برا بیمارا خریدیم که نشد تغییر شگرف!! گر چه خیلی خوبه! و جای تحسین هم داره. ولی توجه کن که 2 تا بخش تعطیل شده 100 تا تخت کم شده!! پس زرنگی کردن هزینه هاشون رو آوردن پائین! تا بتونن نوار بهداشتی بخرن!!! شما بگو به غیر از همین ساختمون درمانگاه که خیر پولشو داد چه اتفاق بدردبخوری افتاده!!! بعد هم که میخوان بفرستنشون برن ناکجاآباد!! از خونشون بیرونشون کنن!! خدا وکیلی اگه داداش خودت رو اینجوری بر سرش می آوردن چیکار میکردی!!
      شما بفرمائید از تغییرات مثبت بگید و بذارید توی سایت. اول صفحه هم که گفته هر کسی جواب بده میذارتش توی سایت!!

    • آه منصور جان
      می دونی تو این 3 سال چه بودجه هنگفتی خرج شد؟
      می دونی تو این 3 سال چه پولها به جیب بعضیها رفت؟
      می دونی تو این 3 سال جه قدر دانشگاه کمک مالی کرد؟
      می دونی تو این 3 سال سوئ مدیریت چه به ما کرد؟
      می دونی تو این 3 سال اگه مدیریت صحیح داشتیم کار به اینجا نمیکشید؟
      می دونی در روز چند ساعت جلسات بی نتیجه گرفته میشه ؟ در سال چند ساعت میشه؟
      می دونی هزینه اش چقدره؟
      می دونی 400 میلیون ریال خرج کلاس های حاکمیت بالینی پارسال شده ؟
      می دونی همه از نحوه اجرا و عملکرد و برخورد مسئول حاکمیت بیمارستا ن ناراحت و معترضند؟
      می دونی چرا مدیر اونو بر کنار نمی کنه ؟
      بیایید رای گیری آزاد کنیم همه شرکت کنند اون وقت عمق فاجعه مشخص می شه ؟

    • اقامنصورعزیز
      منهم همین بیمارستان کار میکنم .نمیدانم شما به کجای ان مطلب اعتراض دارید.لطفا دقیقا موارد راذکرکنید تا منهم از اشتباه خارج شوم ومدیون مدیریت مشعشع خرد وکلان دانشگاه از دکتر ایمانیه تا جناب همایونفر نشوم.
      ایا افتتاح مسجد بیمارستان پس از سالها استفاده با نصب یک تابلو (مسجد امام حسین)با حضور رئیس دانشگاه دروغ است؟
      ایا برگزاری نماز جماعت دروسط محوطه بیمارستان (علیرغم وجودمسجد بیمارستان )دروغ است؟
      ایا موظف کردن پرسنل پرستاری با ثبت کلمه نماز برروی برنامه شیفتی بخشها جهت ترک بخش، رهاکردن بیماروحضور اجباری در نماز جماعت بیمارستان دروغ است؟
      ایا استخدام روحانی با حقوق ومزایای ماهیانه جهت اقامه نماز جماعت روزانه انهم با تعداد قلیل 20-10 نفره وتعطیل خدمت رسانی به مردم دروغ است؟
      ایا اجاره دادن زمین فضای سبز بیمارستان به روحانی بیمارستان جهت کشاورزی انهم با استفاده از اب وبرق مجانی دروغ است؟
      ایا ایا تحویل گرفتن موتور پمپ اب سوخته از روحانی بیمارستان پس از یکفصل کشاورزی با هزینه تعمیر حدود 5میلیون تومان(مبلغش را دقیق نمیدانم) دروغ است؟
      و…………………
      لطفا شما که مغرض و منفعت طلب نیستید ما را روشن کنید و حق میریت خدمتگذاربیمارستان را ادا فرمائید.

  12. واقعا تاسف باره که بدون صحت مطالب اونهارو به اشتراک گذاشتن من از کارمندان همین بیمارستانم و چقدر خوب بود که این فرد پر گو و بیهوده گو کمی با انصاف هم بود

    • بگو کجاش بیهوده هست!! به جای کلی گویی دقیقاً اشاره بفرمائید کجای مطلب دروغه! همش درسته خودتون هم خوب میدونید! مگه کارت پاداش و اضاف کار میگیرید که منکر “اظهر من الشمس” میشید!!!! شما رو ارجاع میدم به جواب منصور!!! بعید میدونم که شما از پرسنل اعصاب و روان باشید!!

    • پرسنل بیمارستان باجگاه

      جنا ب ق-ن

      می تونید یک مورد از مطالب بالا که ادعا می کنی دروغه رو بگی؟

    • سلام/
      عزیزم واقع بین باش از باند بازی بیا بیرون

  13. ق.ن مطمئنی کارمند بیمارستانی؟ شایدم کارمند دیگران باشی، در جریان امبولانس بیمارستان هستی که به حراست اهداء شدو به جاش یه امبولانس دیگه جایگزین شد که یه یکبار هم ازش استفاده نشد؟ میدونی چرا؟ چون امبولانس جدید درب و داغون بود و اصلا قابل استفاده نبود و یکبار هم روشن نشد

    • کارمند: به نکته جالبی اشاره کردید. ولی اون قضیه در واقع به دستور تلفنی بعضی ها بود که به مدیر بیمارستان می گه آمبولانس رو بفرستید ساختمان مرکزی بهتون قول میدم یه آمبولانس شیک بهتون میدم!!! اما بعد از 10 روز بی آمبولانسی کشیدن یه آمبولانس فرستادن که درش هم باز نمیشد!! باز یک هفته رفت تعمیر!! وقتی هم برگشت در اولین اعزام اینجور که سوپروایزر کشیک میگفت آمبولانس همون قبل از درب خروجی بیمارستان واسه همیشه خاموش شد. تعمیرکار آوردن گفت 5 میلیون خرجشه. دوباره 2 هفته بی آمبولانسی کشیدن. تا اینکه صدای همه دراومد بعد هم که تا شوشتری تعطیل شد و آمبولانسش هم فرستادن واسه باجگاه!! به هر حال اگه آمبولانس رو به یه مرکز درمانی دیگه یا به 115 داده بودن اینقد درد دلمون نمیشد!! اما اگه واقعا اون رو داده باشند یه ارگان اداری دیگه تا مسئول اداره موقع رفت و آمد توی ترافیک گیر نکنه واقعاً زور داره!!! این شهر و استان (بخصوص شهرستانها) از کمبود آمبولانس درد میکشن و به خودشون میپیچن و خدا میدونه نقلیه اورژانس چقد به خاطر آمبولانسای فرسوده اذیت میشه!! اما اگر واقعا زیر پای مسئولین به جای سواری میان آمبولانس بذارن دیگه چه باید گفت که البته امیدوارم اینگونه نباشه . البته باید خدا رو شکر کرد که از شانس خوب بیمارستان ما 2 هفته بعد از همون ماجرا بیمارستان شوشتری تعطیل شد و آمبولانسش رو به ما دادن!!!

  14. مسئول محترم سایت خبر پارسی کامنت های منو چرا سانسور میکنید!! مگه اسم دکتر ایمانیه آوردن هم جرمه! مگه اسم دادستان آوردن جرمه!! وقتی مدیر بیمارستان خودش میگه دکتر ایمانیه زنگ زده گفته آمبولانس رو بفرستید دانشگاه ما چی بگیم!! مگه شما توی کامنتا هم دست میبرید؟ مگه عیب داره بگیم دادستان محترم مواظب باشید فریبتان نداده باشند؟ لطفاً یا کامنت رو همونجوری که مینویسم بذارید و ویرایشش نکنید! ویا اصلاً نذاریدش! ضمناً خودتون میگید این کامنتا صرفاً نظر خواننده گان هست و نظر سایت نیست!!!! شما صرفاً اگه حرف زشت و توهین توی کامنتا بود نباید بذاریدش!!!

  15. این جناب احسان که گویا خود نویسنده گزارش است بنظر می رسد از وابستگان مدیریت 27 ساله قبلی است که از تحولات مثبت
    بیمارستان به شدت ناراحت است وسعی در تخریب دارد تا سازندگی وگرنه این روش کمک به بیمارستان نیست.

    • جناب منصور دوست گرامی اولاً ای کاش آنقدر شجاعت داشتم که نویسنده این گزارش نه چندان کامل بودم. دوماً شما دچار اشتباه بنیادی شده اید مدیر سابق بیمارستان جناب آقای مختار انصاری که با آن مدیریت مسئله دار و پر حرف و حدیثش، که همه میدانند، و 3 ماه مانده به بازنشستگی برکنارش کردند، 27 سال مدیر اینجا نبود و حدود 22 سال مدیر این مرکز بود منبع اطلاعاتتان غلط است!! گر چه همان مدیر هم به شدت از طرف دکتر ایمانیه حمایت میشد!! و در بازرسی از بیمارستان کار به جایی کشید که ریاست دانشگاه دستور توقف بازرسی از مدیریت ایشان به پاس سالها مدیریتشان دادند!!!
      اما یک حرف حساب فارغ از اینکه نویسنده این گزارش کیست و نیتشان چه بوده است لطف کنید به جایی فرار به جلو و گریز از پاسخ به سوالات، از تحولات مثبت بیماران گزارشی کوتاه در همین کامنت ها مرقوم بفرمائید و مهمتر از آن بگوئید کدام قسمت این گزارش دروغ است!! این سکوت و عدم پاسخ شما به این سوال حاکی از درست بودن تمامی گزارش و حتی جزئیات آن دارد!! باز هم میگویم به نظر بنده این گزارش بسیار ناقص است!! و در اولین فرصت گزارشی تهیه خواهم کرد تا بدانید گندی که مدیریت جدید زده اند از مدیریت سابق هم بدتر است!! اگر یک صورت وضعیت مالی از سال 88 تا انتهای 91 تهیه شود مشخص خواهد شد چه مقدار پول از خیرین و دانشگاه وارد بیمارستان شده و چه هزینه هایی صورت گرفته و مهمتر از همه چه تغییراتی انجام شده!! جهت اطلاع فقط کافیست بدانید بالغ بر 3 میلیارد تومان وارد این بیمارستان شده و متاسفانه نسبت تغییرات به این پول نزدیک به صفر است!!!!
      همچنین اگر فرض کنیم نیت این گزارشگر هم خیر نبوده اما حداقل نتیجه مثبت این گزارش این خواهد بود که از انتقال بیشتر بیماران بلاصاحب جلوگیری خواهد کرد!! و البته مدیر و رئیس بیمارستان دست و پای خود را جمع خواهند کرد تا از تخلفات بیشتر امتناع کنند و همچنین تخلفات قبلی خود را تصحیح کنند!! و خبر خوش اینکه یکی از همین تخلفات بزرگ یعنی یکی بودن مسئول خرید و مسئول خدمات در حال تصحیح شدن است!!
      و نهایتاً اینکه دوباره تاکید میکنم بگوئید دقیقاً کجای این گزارش دروغ و یا حداقل اشتباه است!!

    • چه سازندگی حمام های بیماران دوش ندارن / یه درمانگاه با پول مردم ساختی هنره؟

  16. عرض سلام و ادب

    قبلا هم کامنت گذاشته و گفته بودم که قصد نظر دادن در خصوص عملکرد دکتر ایمانیه رو ندارم . یعنی راستش ، پس از طی کردن پیچ و خم های زندگی و بعضی وقتها هم اظهار نظرهای اشتباه ، کلا بی خیال نظر دادن در خصوص بقیه شده ام !! البته حق اظهار نظر برای همه باید آزاد باشه و نه اینکه از ترس دم نزنند . من خودم شخصا بیشتر احتیاط میکنم .
    میدونید که بهترین راه ضربه زدن به یک نفر ، دفاع بد هست . حالا با استفاده از همین اصل میشه گفت که بهترین راه بالا بردن یک نفر اینکه بد از او انتقاد کرد !!
    من یه کمی در جریان مسایل بیمارستان هستم ( تاکید میکنم یک مقدار و نه احاطه کامل) . تا جایی که من میدونم اکثر بیماران اونجا ، بیماران مزمن بلاصاحب هستند و قانونا وظیفه نگهداری از اونها به عهده بهزیستی هست و نه دانشگاه . به عبارت بهتر این عزیزان به نقاهتگاه احتیاج دارند و نه بیمارستان که محل درمان فعال بیماران است . توی تمام این مدت هم به علت عدم انجام مسوولیت های قانونی از سوی بهزیستی و از طرف دیگه نبود ساختاری به نام نقاهتگاه در نظام سلامت ، مسوولیت پذیرایی از این افراد به دوش دانشگاه افتاده است آن هم به صورت تقریبا مجانی و بدون اینکه بودجه خاصی در نظام سلامت برای این امر باشه . البته این بیماران هم مانند همه انسانها محترم و دارای حق هستند و منظورم این نیست که باید آنها را سر به نیست کرد ! ولی خوب ریشه مشکلات بیمارستان از اینجا هست . فکر نمیکنم تا این مشکل منطقی حل نشه ، بیمارستان سرپا بشه .خواه دکتر ایمانیه باشه و خواه نباشه !
    شاید انتقاد وارد تر این باشه که دانشگاه باید بیشتر پیگیر میشده تا بقیه سازمانها وظایف قانونیشون رو انجام بدهند ولی طبعا اگر سازمانهای دیگر به هر دلیل منجمله نبود امکانات وظایف خود را انجام ندهند ، نمیتوان که بیماران را از بیمارستان بیرون کرد یا مثلا جهت تحصن به جلوی استانداری فرستاد !! و باز قضیه قفل خواهد شد .
    به نظرم این مطلب و اون قبلی که در خصوص ارسال نامه در دفاع از یک رزیدنت بود ، جزو موارد انتقاد بد طبقه بندی میشوند و طبعا در دفاع از عملکرد دکتر ایمانیه اقدامات موثری به حساب می آیند . ( باز هم تاکید میکنم که اظهار نظرها ی بنده نسبی و با توجه به دایره اطلاعاتم میباشد )

    • جناب بهمن:
      1) این مطلب فقط در مورد بیماران بلاصاحب نیست!! واکثر بیمارای اونجا هم مزمن بلاصاحب نیستن!! فقط از 340 تا 90 نفرشون بلاصاحب هستن!!! ضمناً اینا همشون بودجه تعریف شده از نظام سلامت دارن!!!
      2) سر بیماران صاحبدار هم همون بلایی میارن که سر بلاصاحبا میارن!!!
      3) مرکز نیکان خصوصی هست یه شرکته!!! و این شرکت از بهزیستی مجوز گرفته!! ولی توی علوم پزشکی فعالیت میکنه!!
      4) این شرکت الان حدود 20 تا بیمار به نام بلاصاحب از بیمارستان تحویل گرفته که فقط 4 تا 5 تاشون بلاصاحب هستن و بقیه صاحبدارن!! جواب این نقد رو چی دارد که بدید!!!
      5) حتی بر فرض اینکه حرف شما در مورد وظایف دیگر ارگانها مثل بهزیستی درست باشه باز نمیتونه انتقال بلاصاحب ها رو به پاسارگاد توجیه کنه!!!
      6) این دانشگاه و بیمارستان تا الان تونسته با ویترین قرار دادن همین بیماران بلاصاحب کمک های مالی هنگفتی رو از خیرین بگیره اما هیچ هزینه ای برا این بیماران نکرده!!!
      7) این انتقادات مبنی بر یکی بودن مسئول خرید و مسئول خدمات هم بد انتقاد کردنه این قضیه عین فساد در سیستم اداری هست!!
      8) شانتاژهای خبری چی میشه پس!! مثل دوبار کلنگ احداث بیمارستانی رو زدن که تنها فایدش تبلیغ برای ایمانیه و بوی فاضلاب برای بیماران بود!!!
      9) خودتون گفتید “من یه کمی در جریان مسایل بیمارستان هستم” اما من بهتون میگم اصلاً در جریان نیستید و الان فقط یه ژست روشنفکری گرفتید!!
      10) به نظر بنده برعکس حرف شما، این بد دفاع کردن هست که باعث ضربه به ایمانیه میشه و ما از این بابت از شما سپاسگزاریم!!!

      • سلام دوست عزیز

        1-من که خودم نوشته بودم با توجه به اطلاعاتم اظهار نظر میکنم و نه بیشتر !
        2-غیر از مسیله بیماران بلاصاحب و همون مواردی که عرض شد در خصوص بقیه مطالب اطلاعی ندارم . قصد دفاع از دکتر رو هم نداشتم به نظرم مسیله بیماران بلاصاحب وسط اون مطالب یک مقدار سطحی بررسی شده بود . اگر سایر موارد اینجوری که شما میگید باشه قطعا ناصواب هست .
        3-ژست روشنفکری هم نمیدونم گرفتم یا نه !
        4- نمیدونم که این کامنت من به نفع دکتر ایمانیه هست یا به ضررش ، چون این مسیله برام مهم نبود . احساس کردم که اگر شاید خودم یا شما هم جای دکتر ایمانیه بودیم در حل مشکل بیماران بلاصاحب دچار دردسر میشدیم
        5- احساس کردم که بعضی مطالب مطرح شده ، نه همه مطالب ،دارای جهت گیری خاص و به دور از انتقاد منصفانه هست لذا خواستم مطرح کنم که به دور از سوگیری باید انتقاد کرد .اگر اشتباه کرده ام عذر خواهی میکنم.
        6- انتقاد آزاد و محترم هست و اگر انتقاد نباشد سیستم قطعا به خطا خواهد رفت .چه من و شما از ایمانیه انتقاد کنیم ،چه من از شما انتقاد کنم ، چه شما از من انتقاد کنی . معتقدم که در نقد باید اشتباهات را گوشزد کرد ولی لزومی هم به استفاده از خشونت نوشتاری نیست .
        7- از مدیریت سایت هم تشکر میکنم که آزادانه انتقاد ها را مطرح میکنند . خود این مسئله محک خوبی بود که برای روشن شدن درجه احترام سایت به نظرات و انتقادات افراد. تا اطلاع ثانوی این امکان را نخواهم داشت که در سایت کامنت بگذارم ، لذا خداحافظی موقت بنده را بپذیرید .
        8- زنده باد مخالف من !

        پاینده و سالم و با نشاط باشید.

      • آقا بهمن عزیز و عاقل که از دور دستی بر آتش دارید!!
        اینکه از دور بشینی و نظر بدی خیلی آسونه!!!
        ما پرسنل بیمارستان اعصاب و روان به هیچ وجه دنبال سیاسی کاری و البته تخریب چهره رئیس دانشگاه نیستیم و نخواهم بود گر چه حقمان نیز هست. اما ما فقط داریم تخلفات درون بیمارستنمون رو که بلاشک با حمایت دانشگاه انجام میشه با صداقت و صراحت به زبون میاریم. و حداقل نتیجه مثبت این گزارش این خواهد بود که از انتقال بیشتر بیماران بلاصاحب جلوگیری خواهد کرد!! و برای ما این مهمترین نتیجه و هدف از این گزارش است! و البته مدیر و رئیس بیمارستان دست و پای خود را جمع خواهند کرد تا از تخلفات بیشتر امتناع کنند و همچنین تخلفات قبلی خود را تصحیح کنند!! و خوب است که بدانید در طی همین چند روز پس از این گزارش دانشگاه و بیمارستان به تکاپو افتاده که جبران مافات کند و جلوی تخلفات را بگیرد و این عالیست! چه ایمانیه بماند چه برود!!
        و اگه دایره اطلاعاتتون کمه بهتر هست که افزایشش بدید بعد اظهار نظر کنید! اگر احیاناً هدف شما و یا افرادی برکناری و یا ابقاء ایمانیه هست برای خودتان محفوظ!! چه که ایمانیه برود یا نرود سالهای سال است که این بیمارستان و بیمارانشان دچار فلاکت های مزمن هستند. وضعیت اسفناک این بیمارستان تنها مربوط به زمان ایمانیه نمیشود. بلکه از قبل هم همین بوده است! اما بیرون کردن ایشان از خانه و کاشانه خودشان بزرگترین ظلمیست که در حق ایشان میشود کرد و در زمان هیچ رئیس دانشگاهی این اتفاق نیفتاد و این تنها در زمان دکتر ایمانیه در حال اتفاق افتادن است!!! و ما به شدت مخالف آن هستیم و با این ظلم مقابله کرده وخواهیم کرد!!
        برای ما عشق حسین و سامانتا!! سلامتی شیداها و کورش ها و دلبرها و قوام ها مهمتر از رفتن یا نرفتن ایمانیه هست!!!
        به زعم ما زیرآب زدن به معنای اینست که فردی تخلف نکرده باشد و به دروغ و غرض پشت سرش تهمت تخلف زده شود! وگرنه گزارش تخلفی که به حقیقت انجام شده، عین شجاعت و پاسداری از ارزشهاست!! ارزشهایی مثل اینکه جان شیدا و کوروش نیز مانند جان خواهر و برادرمان برای ما ارزشمند است!! یا پیشگیری از فساد اخلاقی و اداری!!! یا صرف بیت المال در راه ناصواب!!
        جان کلام اینکه اگر برای شما و یا هر کس دیگر محافظت و حراست از این بیماران اعم از بلاصاحب و صاحبدار ارزش چندانی ندارد که شاید حق هم داشته باشید چون مانند ما با آنان زندگی نکرده و در یک لحظه از آنان فحش های ناموسی آبدار نخورده اید! و در لحظه ای دیگر بوسه ها و معذرت خواهی هایی که نثارتان میشود را ندیده اید!! اما برای ما بیماری به نام لال مجهول، زاغی، قوام, حاجی کورو، سامانتا، حسین, قوام، شیدا به مفهوم عشق زندگی جان و حتی ناموسمان است!!!
        و برای اینکه بدانی همین بیماران چه نگاهی به پرسنل دارند جمله یکی از آنان را میگویم که: “ببین خدا هم نتونسته برای من کاری کنه! خدای من پرستار و روانشناس بخشه! بگه بمیر میمیرم!!! همونی که فحش ناموسی بهش میدم اما به جای عصبانی شدن دست محبت روو سرم میکشه!!!” و شاید این بیمار ندونه اما دستان یاری و نوازش خدا از آستین بنده دیگرش درآمده و حمایتش میکند!!
        پس برای این بیماران و برای اینگونه پرسنلی هم که شده هر خلاف بزرگی که در حق این دو شود با شجاعت گزارش و پیگیری خواهیم کرد!
        نمیتوانم بگویم که مخالف ایمانیه هستی یا موافقش چون شک دارم و از نظرت نیز پیداست اما استدعا دارم که ما را به حال خود واگذارید و به دنبال رفتن یا نرفتن ایمانیه باشید که مسئله شما اینست!!!
        درحالیکه برای ما و بیمارانمان” بودن یا نبودن مسئله اینست!!!”

      • بهمن عزیز
        بهتر است که به جای اینکه جهت اظهار نظر از احساستان پیروی کنید و بگوئید موضوع بیماران بلاصاحب در آن میان سطحی بررسی شده بروید اطلاعاتتان را افزایش دهید و سپس اظهار نظر کنید تا نیازی هم به معذرت خواهی نشود. بحث در مورد آجر و سیمان نیست بحث در مورد پژمردن یک برگ نیست بحث در مورد له شدن انسانهایی بی پناه هست که آن میان دارند خرد میشوند!!!

  17. با سلام و عرض ادب
    … واقعا دردناک است که پس از این همه تبلیغات بی اساس در جهت بهبود حال و. وضع بیماران و پرسنل این بیمارستان مزمن
    با اقدامی غیر اصولی وغیر علمی و غیر کارشناسی و غیر اخلاقی و فقط در جهت سود جویی برخی روان پزشکان و مسئولین بیمارستان به جهت راه اندازی بخش های ترک اعتیاد
    این همه بیماران بلاصاحب و مزمن را که طی سا لهای طولانی در این محل اقا مت داشتند و به نوعی یک نوع احساس عاطفی و علاقه بین پرسنل و این بیماران بی پناه وجود داشت پراکنده نموده و موجبات مشکلات بسیار جهت این بیماران و برخی خانواده ها شدند
    بیمارستانهای سپیدان وسعادتشهر حتی قادر به تهییه داروی مورد نیاز و تغذیه کافی جهت این مدد جو ها نیستند /
    آیا این رسم عدالت و مردانگی است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای ه لطفا بگویید به چند نفر (خاص) کارت هدیه میدهید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای ه مگر پرسنلی که با بیمارای ایدزی و هپاتیتی و معتاد تزریقی که به قول خودتان درآمد زا هستند جزو آمار نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای ه چرا بیماران باید با آب سرد حمام کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای ه چرا مسئول خرید و خدمات این قدر نسبت به درخواست های خرید بی تفا وت هستند ؟؟؟؟؟؟؟
    آقای ه خدا وکیلی دارین غرق میشین {چرا}؟؟؟؟ در ماه چند ساعت اضافه کار مفت و مجانی و بدون کارکرد به اطرافیان خود میدهید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ای مسئو لین بیمارستان بترسید از کسانی که جز خدا کسی را ندارند/ بترسید از آه سرد بیماران بی پناه و پرسنل دلسوز و زحمت کش پرستاری //////

  18. با سلام
    آقای مدیر بیمارستان
    لطفا پاسخ دهید
    چرا تنها آمبولانس بیمارستان به حراست اهدا شد و بجای آن یک نعش کش 40 سال کارکرده و درب و داغون جهت 400 بیمار تحویل گرفته شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  19. (((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((دلم آنجا شکست که ))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
    روزی در جلسه ای فردی که مسئول حاکمیت بالینی بیمارستان است / سخن از پرسنل ناکارآمد نمود /
    میدونید چرا ؟؟؟؟
    ایشون حتی یک روز هم تو بخش با مددجو و بیمار روانی کار نکرده /
    حتی :
    یکبار هم بیماران را حمام نبرده و ندیده //// دست و پایی پانسمان نکرده /// شبها تا سحر بر بالین بیمار پرستاری نکرده
    سرمی وصل نکرده ///// با بیماری صحبت نکرده تا دردش را بداند ……………………
    اشکال نداره ما به عشق بیمار و مددجو و به خاطر رضای خدا کار میکنیم /// سا لها کار کردیم و میکنیم و بی عدالتی و تبعیض را تحمل کردیم ….. اما لطفا شما که 175 ساعت اضافه کار کار نکرده میگیری زحمات پرسنل رو با کلام زهر آگین خود پا مال نکنید /

  20. با سلام
    از ریاست محترم بازرسی دانشگاه خواهشمندیم تکلیف اسناد مالی این 3 سال مدیریت رو روشن کنه 30000000000.ریال
    کمک مالی صرف چی شده؟
    همش مصرفی؟
    میشد 10 تا بخش رو کامل بازسازی کرد

    • حق گوی عزیز
      مقداری از این پولها را به چندین شرکت دادند تا صرف ایزوئی (ISO) شود که هرگز گرفته نشد صرف تئوریهایی (EFQM و غیره)شد تا کیفیت بهبود پیدا کند و نکرد!!!! پروژه های ارتقاء کیفیتی که هرگز به عمل نرسید و نخواهد رسید چون در این بیمارستان زیرساخت اساسی وجود ندارد که بخواهی برایش ایزو بگیری!! چون کیفیتی وجود ندارد تا ارتقائش دهی!!

      • احسان جان
        کار اگر برای رضای خدا نباشد عاقبتش همین است/
        این مدیر بیمارستان از بدو ورود تا به حال در جلسات عمومی و خصوصی فقط از خود تعریف نموده وبس/
        و 2 سالی است که در جلسات درون بخش ها شرکت نمیگند چون اصولا نسبت به حل مسائل اساسی پرسنل و بیماران بی تفاوت است /
        ساختمان اداری مملو از افراد او هستند که ماهانه اضافه کاری مفت و کار نکرده می گیرند از 60 ساعت تا 175 ساعت = عدالت/
        آقای ه چی شد ؟ چرا از مدار خارج شدی اونم به این زودی؟
        خدا وکیلی می دونی بیماران و خانواده هاشون چه مشکلاتی دارن؟
        ISO می خواستی بگیری تا رییس دانشگاه تشویق تون کنه ؟
        برای خدا کار کنید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد/
        آقای ه برگرد تا نرفتی جبران کن که وقت تنگ است و قا فله می گذرد و شما در کوچه ی منیت و خود نمایی تنها و غمزده خواهید ماند/
        بله اینست عا قبت مدیران ما……….

  21. آقا بهمن عزیز و عاقل که از دور دستی بر آتش دارید!!
    اینکه از دور بشینی و نظر بدی خیلی آسونه!!!
    ما پرسنل بیمارستان اعصاب و روان به هیچ وجه دنبال سیاسی کاری و البته تخریب چهره رئیس دانشگاه نیستیم و نخواهم بود گر چه حقمان نیز هست. اما ما فقط داریم تخلفات درون بیمارستنمون رو با صداقت و صراحت به زبون میاریم. و حداقل نتیجه مثبت این گزارش این خواهد بود که از انتقال بیشتر بیماران بلاصاحب جلوگیری خواهد کرد!! و برای ما این مهمترین نتیجه و هدف از این گزارش است! و البته مدیر و رئیس بیمارستان دست و پای خود را جمع خواهند کرد تا از تخلفات بیشتر امتناع کنند و همچنین تخلفات قبلی خود را تصحیح کنند!! و خوب است که بدانید در طی همین چند روز پس از این گزارش دانشگاه و بیمارستان به تکاپو افتاده که جبران مافات کند و جلوی تخلفات را بگیرد و این عالیست! چه ایمانیه بماند چه برود!!
    و اگه دایره اطلاعاتتون کمه بهتر هست که افزایشش بدید بعد اظهار نظر کنید! اگر احیاناً هدف شما و یا افرادی برکناری و یا ابقاء ایمانیه هست برای خودتان محفوظ!! چه که ایمانیه برود یا نرود سالهای سال است که این بیمارستان و بیمارانشان دچار فلاکت های مزمن هستند. وضعیت اسفناک این بیمارستان تنها مربوط به زمان ایمانیه نمیشود. بلکه از قبل هم همین بوده است! اما بیرون کردن ایشان از خانه و کاشانه خودشان بزرگترین جفائی است که در حق ایشان میشود کرد و در زمان هیچ رئیس دانشگاهی این اتفاق نیفتاد و این تنها در زمان دکتر ایمانیه در حال اتفاق افتادن است!!! و ما به شدت مخالف آن هستیم و با این جفا مقابله کرده وخواهیم کرد!!
    برای ما عشق حسین و سامانتا!! سلامتی شیداها و کورش ها و دلبرها و قوام ها مهمتر از رفتن یا نرفتن ایمانیه هست!!!
    به زعم ما زیرآب زدن به معنای اینست که فردی تخلف نکرده باشد و به دروغ و غرض پشت سرش تهمت تخلف زده شود! وگرنه گزارش تخلفی که به حقیقت انجام شده، عین شجاعت و پاسداری از ارزشهاست!! ارزشهایی مثل اینکه جان شیدا و کوروش نیز مانند جان خواهر و برادرمان برای ما ارزشمند است!! یا پیشگیری از فساد اخلاقی و اداری!!! یا صرف بیت المال در راه ناصواب!!
    جان کلام اینکه اگر برای شما و یا هر کس دیگر محافظت و حراست از این بیماران اعم از بلاصاحب و صاحبدار ارزش چندانی ندارد که شاید حق هم داشته باشید چون مانند ما با آنان زندگی نکرده و در یک لحظه از آنان فحش های ناموسی آبدار نخورده اید! و در لحظه ای دیگر بوسه ها و معذرت خواهی هایی که نثارتان میشود را ندیده اید!! اما برای ما بیماری به نام لال مجهول، زاغی، قوام, حاجی کورو، سامانتا، حسین, قوام، شیدا به مفهوم عشق زندگی جان و حتی ناموسمان است!!!
    و برای اینکه بدانی همین بیماران چه نگاهی به پرسنل دارند جمله یکی از آنان را میگویم که: “ببین خدا هم نتونسته برای من کاری کنه! خدای من پرستار و روانشناس بخشه! بگه بمیر میمیرم!!! همونی که فحش ناموسی بهش میدم اما به جای عصبانی شدن دست محبت روو سرم میکشه!!!” و شاید این بیمار ندونه اما دستان یاری و نوازش خدا از آستین بنده دیگرش درآمده و حمایتش میکند!!
    پس برای این بیماران و برای اینگونه پرسنلی هم که شده هر خلاف بزرگی که در حق این دو شود با شجاعت گزارش و پیگیری خواهیم کرد!
    نمیتوانم بگویم که مخالف ایمانیه هستی یا موافقش چون شک دارم و از نظرت نیز پیداست اما استدعا دارم که ما را به حال خود واگذارید و به دنبال رفتن یا نرفتن ایمانیه باشید که مسئله شما اینست!!!
    درحالیکه برای ما و بیمارانمان” بودن یا نبودن مسئله اینست!!!”

  22. با سلام
    منم از پرسنل همین بیمارستان هستم توی این چندین سالی که اینجا بودم هیچ وقت وضع بیمارستان اینقدر بد تبود. جناب آقای همایونفر شما تا حالا شده که یک ساعت بیاین توی بخش و بین مریضای روانی بشینید و وضعیتشون رو ببینید و کار پرسنل پرستاری رو از نزدیک مشاهده کنید که خیلی راحت قضاوت می کنید و می گویید پرسنل اداری کار می کنن و اضافه کاری بدون کارکرد حقشونه ولی پرسنل پرستاری پاشون رو می اندازن روی پاشون و تخمه می شکونن!!! آخه انصافتون کجا رفته اگه پرسنل پرستاری نبودند، شما و اطرافیانتون این پولهای هنگفت رو از کجا می زدین به جیب؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توی بیمارستان همه می دونن که کارت هدیه ها و اضافه کاری ها نصیب کی می شه – مثلا شاید (م.ف، ف.م یا ن.ز) و … آخه خدا رو خوش می یاد که پرستاران با بیمارای روانی سر و کله می زنند و ازشون کتک می خورن بعد شماها(آقایان ه و پ و دردانه هایشان) پشت میز نشستین و راحت فول فول اضافه کاری می گیرین اونوقت کارانه پرسنل رو توی سال نود و دو حتی یک ماهش رو ندین.؟؟؟؟؟ خوشم می یاد بعد هم دم از دین و خدا و پیغمبر می زنید مدیر بیمارستان و مدیر پرستاری بترسیداز آه پرسنل درد کشیده و بیمارن بی پناه این بیمارستان……. باز صد شرف به زمان ریاست حاج انصاری، حداقل اون مرد بود و جنم داشت و یه تنه از پس همه کارا بر می اومد ولی شما چه که هر کدوم یه معاون گذاشتین وردستتون و دارین خرابکاری می کنید.

  23. با سلام بالاخره یکی حرف دل ما رو زد ای ول مرسی…..
    مدیران محترم بالاخره دوره پادشاهی تون داره به اتمام می رسه……البته مدیر پرستاری که تازه اومده و با این خرابکاری هایی که خودش و معاونش در حق پرسنل پرستاری کردند هنوز نیومده باید بارشون رو ببندند و برن ……

  24. ,واقعا زمان حاج انصاری وضع بهتر از الان بود نمی گم مدیریتشان بی ایراد بود ولی حداقل پرسنل پرستاری بیشتر بهشون بها داده می شد اضافه کاریها رو همزمان ماهیانه با حقوقا پرداخت می کردند کارانه، پول لباس و …. همه به موقع بود. الان هم آقای ه تو هر بخشی که می ره می گه تو دوره مدیریت من بیمارای اینجا از نوار بهداشتی استفاده می کنند ولی اون زمان از پد هایی که توی خود بیمارستان درست می شد استفاده می کردند دیگه شده جک پرسنل هر وقت جلسه ای هست همه می گن الان می خواد صحبت از نوار بهداشتی کنه واقعا خنده دار و غم انگیزه !!!!!شما توی این چند سال حتی یه حرف تازه که پرسنل بتونن بهش دل خوش کنند رو نزدید !!!!!!! تازه جالبتر اینجاست که بیماران با هزینه خودشون نوار بهداشتی تهیه می کنند که اینقدر هم این جناب منت می ذارن!!!!!!!!! جناب مدیر شده یه بار برای مریضها که فقط برای هتلینگ شبی 50000 تومان به غیر از پول درمانشون هزینه می کنند ، میوه بخرید؟؟؟؟؟ بیمارای اونجا 2 ماهی یکبار ممکنه میوه گیرشون بیاد تازه اونم خیرین ممکنه بیارن ….. تا حالا شده یه بار از چای مریضها که خود بیماران قندو چایی رو تهیه می کنند خورده باشید ببینید چه طعمی داره یه کتر 10 لیتری با 2 تا چای کیسه ای و سهم هر بیمار 2 تا و نصفی قند !!!!!!! به خدا آب از این چایی خوش طعم تر و گواراتره ……. جای تاسف داره کاش مسئولین وقتی یه میز بهشون تعلق می گیره یاد زمانی که خودشون پرسنل معمولی بودند می افتادن و خیلی زود گذشته شون رو فراموش نمی کردند ….

  25. سلام
    سال اول مدیریت آ قای ه صحبت از نوار بهداشتی بود و دستمال کاغذی …که این موضوعی بود که مدیریت همه جا به آن افتخار میکرد /
    بعد شروع شد به عزل نیروهای مدیریت قبلی و بکار گیری نیروهای جدید
    طوری که هم اکنون نیروهای بخش اداری تقریبا 2 برابرشده و آمار بیماران بستری با کاهش بخشها کاهش یافته است /
    هر کدام از مدیران قسمتها ازمدیریت تا پایین .معاون و گماشته و مواجب بگیر دارند (دانشگاه بیصاحب)

    باید از خوراک و قند و جای و دسر و میوه ی بیمار کسر بشه و خرج چیزهای بی خود بشه

  26. منفی صفر درجه سانتی گراد!!!!

    مدیریت محترم سایت خبر پارسی
    با سلام
    خواهشمند است این گزارش رو از صفحه اول سایت برندارید چون خیلی از پرسنل بیمارستان تازه خبر شدن که چنین مطلبی رو توی سایت خبرپارسی گذاشتید و الان وقتی به سایت مراجعه میکنن سردرگم میشن و نمیتونن پیداش کنن. میدونم که الان 11 روز از خبر گذشته و شما هم سیاست های خاص خودتون رو دارید اما اگه لطف کنید و تا پایان این هفته هم لینکش رو توی صفحه اول سایت بذارید ممنون میشم. در برابر خبری مثل عکس عادل فردوسی پور و….. این مطلب خیلی مهم و تر و حساس تره. اگه میدونستید در طی همین 11 روز این گزارش باعث چه تغییراتی شده حتماً ادامه میدادید مثلاً انتقال بیمارای بلاصاحب متوقف شده
    ، دادن کارت پاداش به صورت غیر قانونی متوقف شده و تصمیم گرفتن هر ماه به 6 پرستار و 4 پرسنل اداری کارت پاداش بدن، قراره به مریضا میوه بدهند یا مسئول خدمات قراره عوض بشه… در مقام مقایسه نسبت به گزارش همین موارد به مراجع ذیربط تاثیر کار شما بی نظیر، بسیار مثبت تر و البته سریع النتیجه تر هست!!! به هر حال چه توی صفحه اول بذارید یا نذارید ما از شما بابت انجام تمام و کمال و شجاعانه رسالت رسانه ای تان و همچنین بابت سایت آزاده و وزین تان، بسیار سپاسگزاریم. با تشکر

    • تو سرویس اجنماعی هست تو سرویس انتخاب سردبیر هم هست-هنوز تو صفحه اول قابل مشاهده است. ضمنا جست و جوی سایت عملکردش خوبه

  27. لطفا بررسی دقیق کنید دانشجویان واحد بین الممل پزشکی کیش که اینجا اموزش میبینن قدمشون رو چشم.اونام بچه های همین مملکتن اما چرا بابت استفاده از فضای این بیمارستان مبلغی بسیار ناچیز پرداخت میکنن. من از خودشون شنیدم که پولای این واحد حتی در شهرستانهایی مثل سپیدان خرج شده یا در جاهای غیر مرتبط.ما دوست داریم حق این بیمارستان در این مورد فدای تعارفات مسئولین نشه.با همین مبلغ میتوان بحث تغذیه و بهداشت این بیماران مظلوم را تامین کرد.مسئولین باید این قضیه را روشن کنند.

  28. سلام علیکم
    لطفا لین خبر در صفحه اول خبر پارسی باقی بماند تا بقیه پرسنل بتوانند آن را براحتی پیدا کنند/
    با تشکر * مجمع پرستاران حامی حقوق بیمار*

  29. 100 درجه بالای صفر

    دوست عزیز سلام منفی صفر درجه
    بشنو و باور نکن
    کار باید برای رضای خدا و بیماران بلا صاحب باشد
    نه از ترس
    این مدیر با این همه نابسامانی که بوجود آورده بهتره استعفا بده ……….

  30. بنده پرسنل همین بیمارستانم.بسیاری ازفسادها در انتصابها را خبر داریم اما به موقع توسط سازمان بازرسی و وزارتخانه پیگیری خواهیم کرد ونه تنها پای مدیران این بیمارستان بلکه پای مدیران دانشگاه از دفتر پرستاری استان گرفته تا دکتر ایمانیه به میان کشیده شود بعضی موارد تا ده سال دیگر هم قابل پیگیری اند و هیچ کس نمی تواند منکر وجودآنهاشود

  31. متاسفانه ملاک کارت هدیه دادن و پرسنل خوب بودن بانظرمسوول حاکمیت بالینی است که جز ضرر و هدر دادن پول مفت خیر ساده دل هیچ سود دیگری ندارد.

    • لطفا وارد مباحث اینگونه نشوید از این دست مسائل در همه ادارات هست و عمدتا هم حق با پرسنل است.اینجا سایت روابط عمومی بیمارستان نیست که برای 50 هزارتومان تو سر همدیگه بزنید بیمار بدبخت را دریابید

  32. با سلام و عرض ادب و ارادت خدمت نویسنده با وجدان و شجاع این مطلب

    واقعا دستمریزاد ، مرسی خیلی به پرسنل و مریضای این بیمارستان حال دادید حرف دل تک تک پرسنلی که در حقشون اجحاف شده رو زدید حرف دل مریضای بلا صاحب و حتی با صاحب که سالهاست اینجا شده خونشون و پرسنل شدن خانوادشون رو زدید حداقل با این کارتون ان شااله مدیر بیمارستان و مدیر پرستاری با اون معاون عقل کلش( که البته هیچی هم حالیش نیست ) متوجه بشن که پرسنل پرستاری اگه حرفی نمی زنن از نا آگاهیشون نیست .و خوب می دونن که چی داره تو این بیمارستان می گذره.

  33. اسرار ازل را نه تو دانی ونه من آین حل معما نه تو خوانی ونه من پس پرده گفتگوی من وتوست چون پرده بر افتد نه تو مانی ونه من.

  34. تمام موارد گفته شده توسط نویسنده مورد تایید اینجانب میباشد واز اینکه شجاعانه مشکلات را بیان کردند تشکر مینمایم

  35. با سلام خدمت همه پرستاران زحمت کش

    در خصوص مدیریت آقای ه باید گفت که ایشان قبل از اینکه مدیریت را به عهده بگیرند بیمارستان نسبت به این دوران وضعیت بهتری داشت .لااقل حق و حقوق پرستاران به عدالت پرداخت می شد. ضمن آن که اضافه کاری را به حق می دادند نه اینکه به یک نفر 800 ساعت اضافه کاری بدون کارکرد بدهند و به کادر درمان با کارکرد هم اضافه کاری نمی دهند.
    لذا ما پرستاران این حق را برای خود قائل هستیم که موضوع را از طریق وزارت بهداشت پیگیری کنیم و از حق خود دفاع کنیم.

  36. با سلام خدمت دوستان
    این چند روز اخیر با همکارها که صحبت می کردیم همه اظهار خرسندی می کردند که این نویسنده عزیز عجب کار شجاعانه و قابل تقدیری کرده من و همه همکاران بیمارستان جا داره از شما دوست عزیز تشکر ویژه کنیم می دونید برخی فکر می کنند بیمارستان ملک شخصی شان هست و هر کاری که دلشون بخواد می تونند انجام بدن !!!!!!! اما فکر نمی کنند که یه چیزی به اسم قانون هم هست ولی این مطالب حداقل باعث می شه که یه ایستی بکنند.

  37. با سلام خدمت عزیزان حق جو و مدافع حقوق بیماران
    نکاتی چند به جهت هماهنگی به عرض می رسد. .
    1- رسا لت ما روان پرستاران در درجه اول احیا ئ حق پا ما ل شده بیماران بلا صاحب می باشد.
    2-با شجا عت کا مل این بی حرمتی و حق کشی را که در مورد بیماران بلاصاحب و مزمن صورت گرفت پیگیری میکنیم .
    3-به سازمان حقوق بشر و یو نیسف اطلاع می دهیم تا بتوانیم نسبت به جذب کمکهای انسان دوستانه در جهت بالا بردن وضعیت
    نگهداری و معیشتی و غذایی این بیماران اقدام کنیم .
    4- ما برای رضای خدا و ارزشی که برای انسانیت قائلیم از هیچ کس نمی هراسیم و تا توان داریم اطلا ع رسانی می کنیم .
    5-درست است که حق ما ضایع شده اما اولویت کار حق بیمار روانی می باشد .
    6-آقا ی مدیر و رییس محترم لطفا به خود آیید ……
    7-مسئول پرستاری ! چه می کنید؟ کار به عمل براید .
    8-افسوس منیت . حرص دنیا و حب پست و مقام
    همه را نابینا کرده است .
    * با اراده ی کامل به حول قوه الهی تمام قد پشت بیماران بلا صاحب ایستاده ایم*

    با تشکر از مدیریت محترم سایت
    خداوند یارتان

  38. با سلام زنده باد پرستاران زحمت کش، دلسوز و مدافع حقوق بیماران بالاخص بیماران بلاصاحب
    هیچ کدوم از این مدیران پشت میز نشین درک نمی کنن که این بیماران چقدر برای ما عزیزن آخه تنها حامی شون فقط پرستارای بخشه دیروز شیدا رو توی محوطه بیمارستان دیدم گریه ام گرفته بود وقتی حال و روزش رو دیدم پیش خودم گفتم آخه این همون شیدای 4 سال پیش که تموم بیمارستان رو سرحال و قبراق و با انرژی می گشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی باهاش حرف می زنی دیگه هیچ امیدی تو چشماش نمی بینی آخه چرا چرا شیدا باید اینجوری بشه…… میدونین اون موقع به اینا خیلی بها داده می شد .کاش درک کنن که شیدا و امثال شیداها اینجا خونه شونه و حق آب و گل دارن آخه انصافتون کجا رفته چطور اینا که توقعی جز یه جای خواب و یه غذای بخور و نمیر ندارن حاج انصاری هر عیبی داشت لااقل نسبت به این بیماران تعصب داشت نمی ذاشت کسی بهشون جفا کنه…….

  39. سلام همکاران گرامی
    این چند روزه یکی از پرسنل بیمارستان (آقای ب ا) در بیمارستان می گردند و در جهت ایجاد فضای رعب و وحشت به پرسنل می گویند که هر کس به سایت خبر پارسی برود و مطلب را بخواند و یا در آن نظر بدهد به حراست دانشگاه کشیده خواهد شد و پلیس فتا نیز او را خواهد گرفت!! خدمت این پرسنل محترم با آن پیشینه پر حرف و حدیث که در کمال شگفتی شنیده میشود که به عنوان پرسنل نمونه هم منصوب شده اند!!!! و جهت روشن شدن ذهن پرسنل عزیز اعلام میکنیم که:
    1) ما را از این حرف ها نترسانید دوره دولت پیشین که فضا را امنیتی کرده بود تمام شده. فضا فضای انتقاد است!
    2) دوره این حرف ها گذشته زمانه زمانه دیگریست! وقتی وزیر فرهنگ این کشور که از قضا فرزند آیت اله جنتی نیز هست از حضور مسئولین در فضای مجازی فیس بوک تمام قد دفاع میکند در حالیکه فیس بوک نیز فیلتر شده است نمیدانیم افاضات شما از چه بابت است!! این درحالیست که این سایت مجوز فعالیت از فرهنگ و ارشاد دارد و فیلتر هم نشده پس شما دیگر چه میگوئید!!
    3) این سایت مجوز دارد و بازدید از این سایت جرم نیست که پرسنل را میترسانید!! جالب است که بدانید در صورتیکه مسئولین این سایت از شما و مسئولین بیمارستان به علت این حرفهایتان شکایت کنند شما محکومید و کار شما جرم است!!! و پیگرد قانونی دارد!!
    4) اکثر قریب به اتفاق خواننده گان این سایت از افراد فرهیخته دانشگاهی میباشند و دلیل و سند اعتبار و وزن این سایت همین بس که اکثر اعضاء هیئت علمی و کارکنان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در این سایت مطلب مینویسند و نظر میدهند و تقریباً 90 درصد نظرات نیز در مخالفت و یا انتقاد شفاف و صریح از دکتر ایمانیه ریاست دانشگاه میباشد (ارجاع به مطالب دیگر سایت در مورد دکتر ایمانیه و دانشگاه علوم پزشکی شیراز و نظرات گذاشته شده) پس چرا دکتر ایمانیه و حراست در طی این 8 ماه هیچ مشکلی برای آنان پیش نیاورده است.
    4) جهت اطلاعتان دکتر ایمانیه خود با میل و رغبت با این سایت مصاحبه کرده تا نشان دهد که فضای انتقاد باز است! حالا شما شده اید دایه مهربانتر از مادر!! یا به خاطر خودشیرینی نزد مدیر و یا به جهت در خطر دیدن منافع شخصیتان دست به ارعاب میزنید!!
    5) تمامی سایتهای خبری از قانون نظارت بر مطبوعات پیروی میکنند خب یک گزارش در سایت منتشر شده که حرف دل اغلب پرسنل یود و به همین دلیل پرستل بیمارستان از آن استقبال کردندنمیدانم چرا برخی فکر می کنند گوشهای ما دراز است!
    6) دیروز یکی از حامیان دکتر ایمانیه را دیدم میگفت: “ضربه ای که مسئولین این بیمارستان به دکتر ایمانیه زده اند و تخریب وجهه ای که مدیران شما از دکتر ایمانیه نزد مردم و خیرین و دانشگاهیان کرده اند را هیچ یک از دیگر مسئولین و حتی مخالفان پرو پا قرص دکتر ایمانیه نکرده اند!! اکثر ایراداتی که از دکتر ایمانیه میگیرند در مورد روش و خط مشی ایشان است ولی تخلف های قید شده در این گزارش همگی مستند و قابل اثباتند!!!” پس سوپروایزر پرمدعا بهتر است به جای این کارها به فکر اصلاح امور باشید!! و با این حرفها چهره دکتر ایمانیه را بیش از این تخریب نکنید!!
    7) در پاسخ به شما به تمامی پرسنلی که به این سایت مراجعه میکنند پیشنهاد میکنم در جهت نشان دادن میزان شجاعت و پشت پا زدن به این حرفهای گزاف حتماً نظر خود را بنویسند حتی در این حد که مطلب مورد تائید است یا خیر!! تا بدانند که روح آزادی در پرسنل این مرکز هم چنان زتده است!!
    8) از مسئولین محترم سایت خواهشمندم جهت روشن شدن اذهان پرسنل این مرکز هم که شده میزان جرم بودن و امنیت مراجعه به سایت نظر خود را اعلام نمایند! و موضع خود را در برابر این حرفها اعلام نمایند!!
    9) و حرف آخر: خود کرده را خود تدبیر نیست!! شتر در خواب بیند پنبه دانه!!

  40. با سلام.
    فردی به اسم “به جایه گلایه ازتاریکی بیایید شمعی بیفروزید” کامنتی گذاشته اند و گفته اند:
    من از کارمندای نیکان هستم. شخصی که این مجموعه رو راه اندازی کرده انقدر از انسانیت آگاهی داشته که تحمل انسانهایی که لاف انسانیت میزنند ولی جز حسادت و انتقاد از روی جهل چیزی بلد نیستند رو داشته باشه. بله.. آدمی باید مرد عمل باشه نه بنده حرف…

    اول اینکه: خدمت شما دوست عزیز عرض شود که با این توصیف شما میخواهد سر انتقاد را با نام “به جایه گلایه ازتاریکی بیایید شمعی بیفروزید” ببرید!! افروختن شمع بدون انتقاد غیر ممکن است. گر چه بنده به شخصه همه نظرات گذاشته شده را قبول ندارم اما اصل گزارش را قبول کرده و همه انتقادات گفته شده در گزارش را وارد میدانم.
    دوم اینکه: در این گزارش هیچ توهین و حسادتی نسبت به مسئول محترم بخش نیکان نشده و صرفاً به عنوان یک بخش خصوصی که با کار ناشایست مسئولین بیمارستان و دانشگاه با این مرکز قرارداد بسته به آن نگاه شده و گر نه همین مرکز خصوصی به عنوان مرکز نگهداری بیماران اعصاب و روان مزمن کار پسندیده ای انجام میدهد اما در این مکان به عنوان یک مرکز درمانی و با قراردادی نامشخص امری پسندیده نیست بطوریکه پس از حدود 3 ماه از شروع به کار مرکز نیکان، همچنان مسئول بخش نیکان و حتی مسئولین بیمارستان تکلیف خود را با این قرارداد نمیدانند و مدیر بیمارستان هر روز حرف جدیدی میزند!!!
    سوم اینکه: شما که آنجا کار میکنید بفرمائید آیا در مرکز نیکان نیازهای اولیه یک خانه بهداشت مانند بتادین، پنبه دستکش، ست سرم، سرم، آنژیو ، گاز، سرنگ …. وجود دارد یا خیر!!؟؟ بگذریم که داروهای تزریقی اعصاب و روان و جعبه اورژانس و دی سی شوک و… شما که خود بهتر میدانید وقتی پای بیمارتان زخم میشود به جای پانسمان با دستمال کاغذی آنرا پاک میکنید!! پس مدیر این بیمارستان چگونه راضی شده اند که بیماران بلاصاحب و حتی صاحبدار بیمارستان را به مرکز نیگان بفرستند!! بحث بر سر اقدام ناشایست مدیر بیمارستان است و گر نه مرکز نیکان خود هم از قبل گفته که من این خدمات را ارائه نخواهم داد!!!!!

  41. با تشکر از شما پرستاران شجاع اینجانب از مدیریت سوال دارم که علت استعفای دسته جمعی روانپزشکان زحمت کش چه بوده است. از اقای ب ا که در بیمارستان ارعاب ایجاد می کند باید پرسید بابت اینکار چه سودی عاید میشوید مگر شما پرستار نیستید ادم که نباید حزب باد باشد. بهتر است گذشته را هم بیاد اورید شبهای بی خوابی را فراموش کرده ای امید وارم بعد از زلزله ای که در مدیریت ایجاد خواهد شد سرت را جلوی همکارانت چگونه بلند خواهی کرد حال جای سوال است چرا مدیریت و دردانه هایشان تاکنون حاضر به پاسخگویی نیستند.مهمتر از همه سکوت ریاست دانشگاه مایه مباهات و شگفتی است.

  42. باجگاه ما خودش یه کشوره!!

    این شعر رو ک (یکی از مریضای بیمارستان) با یه سوزی میخونه که آدم اشکش در میاد:
    باجگاه ما خودش یه کشوره
    دومنش پر از گلای پرپره
    توو گلوش، صدای یابن …!!
    …..


  43. دست بردار از این در وطن خویش غریب
    قاصد تجربه های همه تلخ
    با دلم میگوید
    که دروغی تو دروغ
    که فریبی تو فریب!!!

    به نظر من اشتباه رو مدیر پرستاری قبلی کرد که استعفا داد و رفت کنار، به قول یکی از دوستان ما که داشتیم از مدیریت بیمارستان ضربه میخوردیم ولی آقای رستمی که بود حداقل دیگه از مدیر پرستاری ضربه نمیخوردیم. اما الان از دو طرف داریم ضربه میخوریم. حداقل شجاعتش داشت جلو یکه تازی مسئولین رو میگرفت. اینا رو توی جلسات دیدم که میگم! گر چه برا شخص آقای رستمی خوب شد راحت شد اما واقعاً به ضرر پرستاری شد یه مدیر قوی و قدر بود که با وجود نواقص کمی که داشت اما الان اکثر پرسنل حسرت روزایی میخورن که آقای رستمی مدیر پرستاری بود. یا مثلاً بگید چرا اون موقع که آقای رستمی مترون بود اینقد حرف و حدیث پشت سر دفتر پرستاری نبود مگه اون موقع قانون ارتقاء اجرا نمیشد مگه اون موقع اضافه کار نمیدادن و…. اوضاع حسابی از کنترل خارج شده خدا رحم کنه!! مدیر پرستاری اگه زرنگ باشه همین الان استعفا میده خودشو راحت میکنه اگه نه فقط پا سوز مدیر و رئیس بیمارستان میشه!

  44. با سلام
    یکی از شاهکارهای مدیریت قسمت اداری است که هیچ کنترلی برروی ورود و خروج ها نمیشود

  45. با سلام
    خطاب به ریاست دانشگاه
    جناب آقای دکتر ایمانیه با حکم وزیر هم که به عنوان ریاست دانشگاه ابقاء شدید گر چه باید به شما تبریک گفت اما دروغ چرا از این حکم بسیار ناراحت شدم ولی به هر حال رئیس این دانشگاه باقی ماندید و احترام به شما واجب پس به شما تبریک میگویم! با این حال خواهشمند است اندکی از آن نسیم اعتدال و تدبیر و امید و شایسته سالاری و….. را که جناب وزیر در حکم شریف به آن اشاره کرده اند به سوی بیمارستان اعصاب و روان جاری نمائید و با مامور کردن کارشناسان محترم معاونت درمان و اداره بازرسی و پاسخگویی به شکایات جهت بررسی وضعیت این بیمارستان (البته بدون قضاوت قبلی و به دور از هر گونه حب و بغض شخصی) تکلیف این همه حرف و حدیث را مشخص نمائید. اگر حداقل 50 درصد تخلفات اشاره شده در فوق درست باشد که به زعم ما 100 درصد آن درست است باید پاسخگوی وزیر باشید. وعده ما یک ماه آینده جهت ارائه گزارش مبسوط به پرسنل. در غیر این صورت ما خود گزارش کاملی به جناب وزیر ارائه خواهیم نمود.

  46. حسین و سامانتا

    با سلام
    چند تن از مسئولین بیمارستان 2 روز اخیر در پوست خود نگنجیده اند که دکتر ایمانیه ابقاء شد و همه چیز تمام شد و دیگر این گزارشها کارساز نخواهد بود. مبارک باشد البته بر دکتر ایمانیه. سه نکته مهم، اول اینکه ما به دنبال ماندن یا نماندن ایمانیه نبوده ایم که حالااز این بابت ناراحت باشیم یا خوشحال دوم اینکه از قضا ابقاء ایمانیه جهت رسیدگی به این گزارش و گزارشهای دیگری که به وزارتخانه، استانداری، سازمان بازرسی، دفتر ریاست جمهوری، دفتر مقام معظم رهبری ارسال شده و در حال ارسال هستند، بهترین گزینه میباشند چرا که ایشان دقیقاً میدانند در این بیمارستان چه میگذرد. خوب میدانند که در این چند سال چه مقدار پول وارد بیمارستان شد و چه مقدار تغییر ایجاد شد. پس ما صرفاً از بابت رسیدگی به تخلفات و پیشگیری از ادامه آن از ابقاء ایمانیه خوشحالیم. سوم اینکه امیدوارم از یاد نبرده باشید که وقتی همین مدیر بیمارستان از دکتر ایمانیه تقاضای وقت ملاقات میکرد ، دکتر ایمانیه مخالفت میکردند!!! یا اگر نمیدانید بدانید که 3 سال پیش همین مدیر بیمارستان و رئیس وقت بیمارستان در جلسه ای که در معاونت درمان دانشگاه پیرامون مسائل بیمارستان، حضور داشتند با عصبانیت مسئولین معاونت درمان از اتاق بیرون انداخته شدند… پس لطف کنید در معیار سنجش و مقبولیت خود در دانشگاه تجدید نظر نمائید. چهارم اینکه فرق نمیکند رئیس دانشگاه چه کسی باشد تخلف تخلف است و قابل پیگیری. به جای این حرفها یک تکذیبیه یا جوابیه یا معذرت خواهی بنویسید و بگذارید در همین سایت!!!

  47. پرسنل دیگه ای از بیمارستان

    سایت محترم خبر پارسی
    با سلام
    احتراماً بدینوسیله برنامه زندگی قدیم (قبل از 17 بهمن 92) و جدید(بعد از 17 بهمن 92) پرسنل بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری جهت استحضار، مقایسه و اطلاع رسانی به عموم ارسال میگردد:
    الف) برنامه زندگی طرح قدیم:
    1) بیدار شدن از خواب با کلافه گی و اکراه بسیار ساعت 6:45 صبح 2) گرفتن یک لقمه نان و پنیر جهت صرف در مسیر بیمارستان ساعت 6:50 3) خروج با عجله از منزل و رسانیدن خود به سرویس بیمارستان ساعت 7 صبح 4) سوار سرویس بیمارستان شدن با یک سلام با نهایت بی حوصلگی و دریافت نادر جواب سلامی با چهره هایی ناراحت و عبوث و خواب آلود (و در برخی موارد جا ماندن از سرویس) ساعت 7:01 صبح 5) چرت زدن در سرویس با کلافگی شدید و ناراحتی از اینکه باید سر کار برود و خوردن لقمه نان و پنیر با نزدیک شدن به گردنه باجگاه از 7:01 الی 8:15 صبح 6) پیاده شدن از سرویس و رسیدن به بیمارستان و تلو تلو خوران رسانیدن خود به واحد محل خدمت 8:15 الی 8:20 7) بد اخلاقی و بی حوصلگی و روزمره گی و گلایه از زمین و زمان با یاس کامل و امید به زندگی نزدیک به صفر از شروع کار تا پایان کار 8) سوار سرویس برگشت از بیمارستان شدن و چرت زدن در سرویس با نهایت ناامیدی 14 الی 15 9) دعوا و جر و بحث در منزل سر هر موضوعی با زن و شوهر و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر… از 15 الی 12 شب 10) رفتن به رختخواب و شروع بی خوابی و عصبی شدن از 12 الی 2 شب 11) خوردن قرص خواب و رفتن به خواب از 2:30 الی 6:45 صبح
    ب) برنامه زندگی طرح جدید:
    1) بیدار شدن از خواب با شور و هیجان و امید به زندگی فراوان راس ساعت 5:30 صبح 2) مراجعه به سایت خبرپارسی با کامپیوتر یا موبایل راس ساعت 5:31 صبح 3) رویت مطلب گزارش دردنامه در سایت خواندن چندباره گزارش و کامنتها و احیاناً گذاشتن یک کامنت از 5:32 الی 6:32 4) مهیا کردن یک صبحانه مفصل و خوردن آن همراه با پیام دادن به همکاران در جهت اطلاع رسانی از نظرات جدیدی که در سایت خبرپارسی گذاشته شده از 6:32 الی 6:50 5) مراجعه دوباره به سایت خبر پارسی تا احیاناً موضوعی از قلم نیفتاده باشد 6:50 الی 7 6) خود را به سرویس بیمارستان رسانیدن عین قرقی ساعت 7 صبح 7) سوار سرویس شدن با لبخند و شادی فروان و گفتن یک سلام وصبح به خیر جانانه و دریافت پاسخ جانانه تر با چهره هایی بسیار شادتر 7:01 8) پچ پچ کردن با همکاران در سرویس و اطلاع رسانی در مورد نظرات جدید و احیاناً مسائل جدیدی که در بیمارستان پیش آمده و خندیدن از ته دل و ابراز اینکه “آخی دمش گرم هر کی نوشته جیگرم خنک شد” از 7:01 الی 8:15 9) ورود به بیمارستان با انرژی فراوان و سلام و صبح بخیر به همه حتی به آنهایی که نمیشناسد و قدم زدن تا واحد محل خدمت با امید فراوان از 8:15 الی 8:20 10) کار و تلاش همراه با همکاران با شوق و اشتیاق همراه با خنده و شادی در زمینه ای از خبرها و گزارشهای خبرپارسی همراه با کلی دعا به جان نویسنده گزارش و تعریف از شجاعتش و گمانه زنی در مورد فرد مزبور تماس با واحدها و بخشهای دیگر در مورد آخرین اخبار و در صورت امکان مراجعه به سایت خبر پارسی با اینترنت و کامپیوتر بیمارستان و یا با موبایل شخصی!!! از 8:20 الی 14 11) سوار سرویس برگشت شدن و بازیابی و واکاوی اطلاعات جدید از همکاران در سویس همراه با شادی و خنده 14 الی 15 12) رسیدن به منزل با لبخند و شادی و زندگی کردن در کنار خانواده با صلح و صفا و کمترین بحث و درگیری با زن و شوهر و بچه و پدر و مادر خواهر و برادر!!!مراجعه چندین و چند باره به سایت خبر پارسی و زبانم لال گذاشتن یک نظر!! 15 الی 12 شب 13) بی خوابی از فرط هیجان گزارش نوشته شده و چندین بار دیگر مراجعه به سایت خبرپارسی با موبایل در زیر پتو از 12 الی 2 شب 14) غش کردن و به خواب رفتن ساعت 2:30 شب 15) دیدن خواب و رویای حل تمامی مشکلات و احیاناً تغییر مسئولین بیمارستان ساعت 49 :5:29 صبح 16) بیدار شدن از خواب ساعت 5:29:59!!!!!

  48. سلام
    پرستاران بهیاران و کمک بهیاران
    خواهشمندم تا حصول نتیجه از پا ننشینید .
    از حرف های های مدیریت و مسئول حاکمیت بالینی هراسی به دل راه ندهید چون خدا با ماست .
    ما نه حق کسی را خورده ایم و نه پامال کر ده ا یم .
    رسالت ما احقاق حقوق بیماران مظلومی است که تنها امیدشان شما یید .
    جلوگیری از تخلقات مدیریتی در این بیمارستان با اطلاع رسانی به مو قع سبب امتنان و رضای خداوند متعال میباشد.
    جلوگیری از ورود غذای بی کیفیت و سوسیس و کالباس و تخم مر غ فاسد شد ه به بخشها و گزارش مستقیم به دانشگاه .
    جلب کمکهای مردمی و هزینه مستقیم جهت بیماران . ورود کمکهی نقدی به سیستم مالی بیمارستان سر از جای دیگگر در می آورد

    و من الله توفیق
    با تشکر از مسئول محترم سایت خداوند یارتان.

  49. باسلام اقایان واقعااگردلتان برای بیماران می سوزدوبرای خدااین کامنتهارامیگذاریدازروی غرض ورزی چیزی ننویسیداقای پرورش همان طورکه نزدیک به پانزده سال ازبهترین سوپروایزران نمازی بودندالان هم بهترین شخص برای مدیرپرستاری هستنداقایانی که قبل ازایشان بودندباکمک نورچشمیهایشان سرزبان پرسنل انداختندکه ایشان خودشان استعفادادنددرواقعیت ایشان رابرکنارکردندبه خاطربعضی ازمسایلی که هم خودشان میدانندوهم اقای ع که دران دوره اقای ع همه کاره وتصمیم گیرنده بودند.الان هم اقای ع به خاطربعضی ازمسایل که براش گران داره تموم میشه بانورچشمیهایش می خواهندجوپرستاری وبیمارستان را به هم بزنندکه به حساب خودش موفق شده .واین مسایل مدیریتی هم تاحدودیدرست میباشدولی به نظرشماچرابایداسم مدیرپرستاری راوارداین ماجراهابکنند/؟غیرازاینکه این حرفهاازروی غرض ورزی میباشدنه دلسوزی برای بیماران.باتشکرازمدیریت سایت

    • پرسنل دیگه ای از بیمارستان

      علی خون
      دوست گرامی بنده هم این اشاره به اسامی کردن را به هیچ وجه نمی پسندم. اما شما که از بقیه بدتر کرده اید!! پس این اسامی در کامنت شما چیست! پس این تهمت های علنی شما از چه آب میخورد. به یاد داشته باشید که وقتی فضای اداری دیکتاتوری میشود و هر کس انتقاد کرد را خائن یا دارای غرض شخصی بنامیم اینگونه می شود که افراد به فضای مجازی جهت ابراز نظر به حق یا به ناحق روی می آورند.
      اگر آقای ر برکنار شد پس چرا مدیر و رئیس بیمارستان اینقدر به او التماس کردند تا بماند! ولی قبول نکرد. پس چرا دفتر پرستاری استان 5 ماه بعد از نامه استعفا آقای ر جایگزین برایش گذاشتند! بهتر است بدانید که آقای ر حتی یک تخلف کوچک از خود برجای نگذاشتند که بخواهد بهانه ای به دست شما بدهد! که اگر این بهانه را پیدا میکردید در بوق و کرنا میکردید! در مورد بهترین سوپروایزر نمازی هم بیشتر تحقیق کنید! کاملاً هم مشخص است که از پرسنل پرستاری نیستی!! چرا که پرسنل پرستاری حسرت دوره مدیریت آقای ر را می خورند! ضمناً از همکاران اداری خود بپرسید تا به شما بگویند آقای ر چه مدیر توانمندی میباشند. آقای رستمی هر چه که بود دورو نبود!! در مورد آقای ع هم حرفی ندارم ایشان خودش را با عملکردش معرفی کرده اند. همه چیز ایشان روشن است. محبوبترین پرسنل بیمارستان اعم از درمان و غیر درمان!

  50. جاوید جهان دیده

    با توجه به راهنمایی های مقام معظم رهبری و منویات ایشان در مورد جنگ تحمیلی اقتصادی و اقتصاد مقاومتی که بنابر کار بیشتر گذاشته اند و مجوز در جهت حذف قوانین دست و پا گیر و ایجاد قوانین مفید صادر نموده اند آیا وقت آن نرسیده که برو روی حرف موضوعی ناکارآمد و مبهم بنام حاکمیت بالینی در بیمارستان که اقدام گردد.
    قانونی که روزانه در بیمارستان جز هدر دادن انرژی پرسنلی و حرف زمان و کاغذ و قطع درخت و نهایتاً پر کردن تست های چهارگزینه ای بر روی کاغذ های حاصل از قطع درخت و قرار دادن در زونکن و رفتن به خانه هیچ مزیتی برای بیمار، خانواده بیمار و سیستم درمان نداشته است. آیا وقت آن نرسیده که ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی آقای دکتر ایمانیه بر روی اصل این قانون برگرفته از کشورهای غربی تجدید نظر نمایند؟

  51. می دانیم که برای تهیه یک تن کاغذ 17 اصله درخت ناز قطع می گردد سپس کاغذ ها تحویل حاکمیت محترم بالینی می گردد تا به مرور زمان به کار گرفته شود. و با بکارگیری روزانه تعدادی نیرو آن ها را سیاه نمایند و به تدریج داخل زونکن قرار داده و به منزل تشریف ببرند. پس چه کسی نابینا را حمام می دهد … چه کسی معلول صد درصد را جابه جا نماید … چه کسی با بیمار غمگین اندکی درد و دل نماید … چه کسی سنگ صبور خانمی غم زده باشد …. چه کسی با بیماران سالخورده و بلاصاحب برای درمان پاراکینگی به این بیمارستان و آن درمانگاه رود. چه کسی بای از راهی دور در کنار بیمار ناتوان آماج نهیب های سوپروایزری قرار گیرد… پس بیمار پرخاشگر با لگد دنده چه کسی را خرد نماید. گوشت بدن چه کسی را دندان گیرد. بینی کدام خانم را با شی خارجی بشکند … آیا جوابی برای این گلایه ها می باشد؟
    مسئولین چرا سکوت پیشه کرده اید؟

  52. سلام بر حا میان بیماران بی پناه
    درود بی پایان بر مسئول محترم سایت خبر پارسی
    ….متا سفا نه – بیمار ح – ز انتقالی از بخش 5 مردان به بخش نیکان که سوله ایست بدون امکا نا ت پزشکی و دارو های ضروری دچار خفگی حین غذا خوردن شد و فوت نمود .
    کسانیکه تز دادید تا به علت فرار از مسئولیت این مدد جویان بی پناه رو آواره کنید. اگر این اولین قربانی بخش نیکان برادر شما
    بود الان جه میکردید؟
    لطفا مسئولین پاسخگو باشند .

  53. کاشکی این …. بالینی نبود
    قدیما که نبود مریضها بهتر درمان و مراقبت می شدن
    وقتشون گرفته نمیشد
    اعصابشون خرد نمیشد
    با با بسه دیگه بخدا خسته شدیم از دستتون
    مریض ها هم صداشون در اومده
    خانم ف بیمارستان رو نابود کردی کلی بودجه هدر دادی
    وقت همه رو تلف کردی دووووووووووودش به چشم بیمار رفت

  54. درود بی پایان
    مردم کسی را دوست دارند که ظاهر و باطنش یکی باشد آقای پ
    همه فهمیدن بخدا

    • سلام من پرسنل همین جام م اونایی که فکر میکنند اگه اقای x رو بفرستی خونه زنیان میتونن به کارایه ناعادلانه خودشون ادامه بدن. نه اینجور نیست که فکر میکنید ما همه یه خونواده هستیم شاید یکیشو بتونی بفرستی ایا میتونی بقیه رو هم ساکت کنی البته شاید بتونی همه بیمارستانو تعطیل کنی شما که استاد تعطیل کردنی؟
      جناب دکتر ایمانیه شما که رئیس علوم پزشکی هستی شما که دم از حق و حقوق میزنی پس اینجوری میخوای حق پرسنل خودتو بدی .وای به حاله همچین جامعه ای که رئیسش بجایه اینکه طرف حقو بگیره میاد حق گو رو خفه میکنه.در ضمن اونایی که میاید پرسنل قراردادی رو میترسونی که باحات برخورد جدی میکنن اونا دیگه اب از سرشون گذشته .حالا همه حقیقت رو میدونن اینقد دست و پا نزن .
      با تشکر کورشه همیشه در صحنه

  55. مایه اصل و نصب در گردش دوران، زر است/
    دائماً خون می خورد تیغی که صاحب جوهر است/
    دود اگر بالا نشیند، کسر شان شعله نیست/
    جای چشم ابرو نگیرد، گر چه او بالاتر است/
    شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی می کنند/
    پس چرا انگشت کوچک، لایق انگشتر است/
    آهن و فولاد، هر دو از یک کوره می آیند برون/
    آن یکی شمشیر گردد، دیگری نعل خر است/
    گر ببینی ناکسان بالا نشینند، صبر کن/
    روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است/

    ( این هم بگذرد… روزگار سیه رویی برج عاج نشینان هم خواهد رسید…. )

  56. سلام

    زمستان می گذرد اما سیا هی به ذغا ل می ما ند..
    باز هم تا سف ….
    از بی عدالتی مدیران این مجمو عه …
    بجای حل مسائل و رفع کمبودها و ایجاد امنیت شغلی و بالا بردن سطح خدمات درمانی آقای ع را که فردی شایسته
    و دلسوز بیمار و پرسنل میباشد از بیمارستان به مرکز بهداشت خان زنیان تبعید میکنند .
    (تما می پرسنل مدافع حقوق بیماران مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته اند ).
    ا ینست معنای عدالت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اینست انسانیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    متشکریم

  57. با سلام
    دم همه بچه های پرستاری گرم
    دیروز که خبر انتقال آقای عبدلی به خان زنیان توی بیمارستان پخش شد، برای اولین بار دیدم که چقدر بچه های بیمارستان ما آزاده و بزرگند. اگه با گوش خودم نشنیده بودم باورم نمی شد. پرسنل قراردادی اومده می گه ما بی چشم و رو نیستیم همونجوری که آقای عبدلی تا الان از ما دفاع کرده، الان هم ما تا آخرش اعم از امضای طومار، تا تحصن و اعتصاب پشت سر آقای عبدلی ایستادیم. یکی دیگه اش می گفت ما هر چی از پرستاری، CPCR، روانپرستاری یاد گرفتیم از آقای عبدلی بوده، تغییرات بنیادی آموزشی که آقای عبدلی تو بیمارستان به وجود آورده چیزی نیست که بشه انکارش کرد. موندم اینا چقدر بی چشم و رو هستند که اومدند این کارو کردند. همین جا از طرف اکثریت همکاران اعلام می کنم که ما تا پای اخراج هم وایسادیم و اجازه نمی دیم که به همین راحتی بدون هیچ جرمی یکی از بهترین پرسنل بیمارستان رو با زیراب زنی تبعید کنند.

  58. با عرض سلام و ادب
    واقعاً جای تاسف داره که خیلی راحت مدیریت بیمارستان و پرستاری و دارو دسته هاشون با اطلاعات نادرست و خلاف واقع ای که به دکتر ایمانیه دادند، باعث شدن که حکم آقای عبدلی رو بندازن خان زنیان. همه ما می دونیم که به جرات می شه گفت که آقای عبدلی تنها کسی هست که شجاعانه و بدون هیچ نفع شخصی از حق بیماران و پرسنل دفاع می کنه و نمی ذاره که هیچ ظلمی در حق هیچ کس اعمال بشه. جناب دکتر ایمانیه ما در عجبیم که چطور بدون هیچ تحقیقی یکی از بهترین پرسنل بیمارستان ما رو دارین تبعید می کنید اونم بدون هیچ جرمی. آخه مگه می شه تصور کرد بیمارستان بدون عبدلی رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ آقایان نقش واریان، همایونفر و پرورش برید ببینید که پرسنل چطور همشون از عبدلی حمایت کردند تمام پرسنل از دیروز تا حالا دارن به حمایت از ایشان امضا می کنن و این نشاندهنده مخالفت با مدیربیمارستان شما می باشد پس بهتره که یه فکری به حال این مسئله بکنید چون با این وضع موجو ممکنه ورق برگرده ……….

  59. …………………………… ننگتان باد ای مدیران ستمگر و خود کا مه ……………………………………………………………
    مشکلات را حل کنید نه این که صورت مسئله را پاک کنید
    هیچگاه ظلم پایدار نبوده است
    خدا به فریادتان برسد

  60. با سلام
    دوستان و همکاران محترم
    خدمتتون عارضم که مدیران نا لا یق و خود بین و کم کار این مرکز درمانی با اقدام جاهلا نه ی خود مبنی بر انتقا ل برادر ارجمندمان
    آقای عبدلی کارشنا س ارشد پرستاری به خان زنیان برگی سیاه به کارنامه ی ردی خود اضافه نمودند .
    این نشانه ی ضعف شدید در یک سیستم مدیریتی میبا شد .تمام پرسنل پرستاری موفقیت خود را در ارائه خدما ت درما نی و بهداشتی مد یون آموزشهای او هستند .
    تعداد امضا کنندگان نامه ای که به دکتر ایمانیه نوشته شده بیانگر این مو ضو ع میباشد .
    روی بعضیها سیاه

    مدیر سایت متشکریم

  61. سلام
    کسی پاسخگوی مرگ بیمار زارع در بخش نیکان استاد محرری نیست؟

    چه مدیران سا کتی . احتما لا به این نتیجه رسیدن که = خود کرده را تد بیر نیست .

    ممنون

  62. با سلام
    دقیقاً منم با صحبتهای شما دوست عزیز (صادق) موافقم.این اقدام نابخردانه ای که انجام دادند باعث شد که بیش از پیش در بین پرسنل بیمارستان جایگاهشون رو از دست بدهند. تازه این کارشون باعث شد که پرسنل شجاعتشون بیشتر بشه. امروز پرسنل پرستاری نشون دادند که با اتحادشون می تونن لرزه به اندام این مدیران ناکارآمد بندازن کما اینکه از ترسشون شروع به تهدید کردن پرسنل مبنی بر امضای نامه نمودند. ولی پرسنل آگاه و شجاع ما بیدی نیستند که با این بادا بلرزند و اینجوری که کلاغها خبر دادند بدجوری از این کارشون پشیمون شده اند چون فکر نمی کردند که توی بیمارستان کودتا بشه و پرسنل بر علیه خودشون اقدام کنند. ولی خبر ندارند که تازه این اولشه باید منتظر بدتر از اینها باشن. به امید پیروزی برای تمام دوستان و همکاران مسئول، متعهد و مدافع حق. آمین

  63. در مورد مرگ آقای زارع بخش نیکان اینجور که شنیدیم خانواده بیمار شکایت کردند و به همین راحتی دست بردار قضیه نشدند. واقعاً جای تاسف داره که با پریدن یه لقمه غذا توی گلوی بیمار به دلیل نبودن امکانات اولیه که حتی توی کوچکترین مراکز درمانی و بهداشتی موجود هست، یه انسان از بین بره آقایان از تعطیل کردن بخش 5 مردان و بازگشایی بخش نیکان اونم بدون هیچ منفعتی برای بیمارستان چی عایدتون شد به جز آه و نفرین بیماران بی پناه و بی آزاری که حامی شون مثلا شما بودین!!!!!!!!!!! و در آخر هم مرگ یک انسان…….. چرا جواب گو نیستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  64. ای مدیران مغرور
    آیا از گذشتگان عبرت نگرفته اید .
    اسکندر هم با اون جاه و جلا لش به زیر خا ک رفت و دستش از دنیا کو تاه شد .
    شما د یگر در قلب و ذهن این پرسنل زحمت کش جا یگا هی ندارید .
    پرستاران این بیمارستان فکر می کردند قا بل تغییر هستید.
    ا ما شقا و ت قلبتان را سیا ه نمود ه است .
    بهتر است کم کم بار سفر را ببندید ……..

    مدیر محترم سایت خبر پارسی اجر شما با خدا

  65. ( بسم الله القاسم الجبارین)

    با اندوه فراوان مرگ مددجو ( زارع )بستری دربخش خصوصی نیکان
    بیمارستان استاد محرری را به خا نواده ایشان
    تسلیت عرض می کنیم .
    اگر هنگام ورود غذا به نای و ریه بیمار امکا نا ت کافی و حداقال
    کمکها ی اولیه در دسترس و در بخش وجود داشت شا ید او
    الان نفس می کشید .
    اگر این تصمیم نا بخردانه مبنی بر خروج این مدد جویان از حیطه درمان
    گرفته نشده بود او الان زنده بود و روزی به آغو ش
    خانواده بازمیگشت .
    معاونت محترم درمان شما احتمالا یک پزشک هستید . چه امکا نا تی باید
    برای نگهداری 40 بیمار در بخش وجود داشته باشد ؟
    . واحد بازرسی و نظارت دانشگاه به خواب عمیقی چون اصحاب کهف فرو رفته
    اند .
    اگر این بیمار مظلوم از اقوام و خو یشان شما بود چه می کردید ؟؟؟
    خانم دکتر شما مسئول این بخش هستید . چرا امکا نا ت کافی
    جهت نگهداری این بیماران در بخش شما موجود نیست و چرا از پرسنلی که
    چند سا ل پیش بازنشسته شده اند در مراقبت استفاده می کنید؟؟؟
    لطفا یکی از مسئولین پاسخ دهد
    مدیریت سایت متشکریم

  66. خسته نباشید که هوای دوستتون رو دارید

  67. جناب آقای ش.ق واقعاً جای تاسف داره که شما به جای حمایت از همکارتان در بخشها می رید و پرسنل رو تهدید می کنید که اگه از آقای ع حمایت کنید به تخلفات می ید.. شما دیگه چرا…….. شما که خودتون بهتر می دونید که آقای ع کاملاً بی گناهه ولی موندم که علت این کارها چیه؟؟؟ چی قراره عایدتون بشه؟؟؟؟؟؟؟ شاید هم پیشنهاداتی بهتون دادن!!!!! ولی زهی خیال باطل تا چند روز آینده مشخص می شه که کی باید بره و کی موندنی هست؟؟؟؟؟؟؟ پس همه ی پلها رو پشت سرتون خراب نکنید شما بعداً چطور می خواین تو چشم پرسنل و آقای ع نگاه کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//

  68. مدیران محترم( عا لم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید)

  69. قانون مجازات اداری در جمهوری اسلامی ایران 1)اخطار کتبی بدون درج در پرونده 2)توبیخ کتبی با درج درپرونده استخدامی3)کسر حقوق وفوق العاده شغل یا عناوین مشابه حد اکثر تا یک سوم از یکماه تا یکسال 4)انفصال موقت از یکماه تا یکسال5)تغییر محل جغرافیایی خدمت به مدت یک تا پنج سا ل تبعید(نفی بلد)6)تنزل مقام _محرومیت از پست های حساس وانتصا ب به دستگاه های دولتی7)تنزل یک تا دو گروه و یا تعویق در اعطای ان8)باز نشستگی با بیست سال سابقه(مرد) با بیست وپنج سال (زن)9)اخراج از دستگاه متبوع 10)انفصال دایم از دستگاه های دولتی و دستگاه های مشمول0 (ایا مراحل فوق الذکر برای جنا ب اقای ع به ترتیب اولویت انجام شده است مسولان محترم لطفا پاسخ محکمه پسند مبذول فرمایند؟)

  70. خلاصه مراحل رسیدگی به تخلفا ت اداری 1)وصول گزارش تخلف 2)تشکیل پرونده 3)انجام تحقیقا ت4)ابلاغ اتهام 5)قبول مدارک دفا عی متهم ظرف ده روز پس از ابلاغ اتهام 6)تمدید مهلت پنج روزجهت ارایه مدارک در صورت تقاظای متهم 7)حضور متهم در صورت تقاضا8)درخواست حضور شاهد در جلسه9)انجام کار شناسی در صورت نیاز10)بر رسی و رسیدگی پرونده 11)صدور رای 12)ارسال به کار گزینی جهت ابلاغ به کارمند(هیا ت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری)(تدریس توسط جناب اقای ثا بت از دانشگاه علوم پزشکی شیراز در تاریخ 9|6|91 دربیمارستان اعصاب و روان شیراز) ایا مراحل فوق الذکر برای جناب اقای ع انجام شده است مسولان محترم در انتظار جواب محکمه پسند می باشیم؟

  71. مقام معظم رهبری ضمن غرس درخت طی سخنانی فرمودند: با تطاول گران به طبیعت چه عادی وچه دولتی مبارزه کنید خواهشمندیم قطع اشجار تنومند را متوقف نمایید 0 از مدیریت محترم سایت خبر پارسی به دلیل ایجاد فضای باز و نمود واقعی مردم سالاری دینی کمال سپاس را داریم0

  72. پروردگارا کاری کن که به کتاب الله و عترت تمسک جوییم و از انجام اعما ل منافقانه پرهیز کنیم تا بخاطر دنیای فا نی و سخنان دو پهلو که خاص منافقان است در یوم التغا بن با صورت راهی دوزخ نشویم0 امین یا رب العالمین

  73. با سلام
    با تشکر از لطف تمامی دوستان
    از تمامی همکاران گرامی خواهش میکنم آرامش خود را حفظ کنند. بنده مطمئن هستم اطلاعات غلط و گزارشات برنامه ریزی شده ای به ریاست محترم دانشگاه ارسال شده که منجر به این تصمیم شده لذا در حال پیگیری موضوع هستم تا این ذهنیت تصحیح گردد. شاید اگر هر یک از ما نیز جای دکتر ایمانیه بودیم با توجه به گزارشاتی که مسئولین پائین دست به ما میدانند، چنین تصمیمی میگرفتیم. بالاخره اگر ریاست دانشگاه به مدیران پائین دست خود اعتماد نداشته باشد میخواهد به چه کسی اعتماد کند. گر چه برخی افراد نیز جهت مه آلود کردن فضا از هیچ دروغ و تهمتی فروگزار نکرده اند از تهمت اخلاقی گرفته تا عقیدتی حتی تهمت توهین به خانواده محترم شهداء ..که در همینجا همه این موارد را کذب محض میدانم و در مورد احترام به خانواده شهدا و جانبازان همین بس که اینجانب به درخواست دفتر پرستاری استان به مدت 5 ماه در سرمای پائیز و زمستان 90 هر هفته راهی کوار جهت تدریس روانپرستاری به فرزندان این عزیزان میشدم تا دوره بهیاری ایشان کامل گردد. در پایان ضمن تشکر فراوان دوباره از همراهی و همدلی تمام دوستانی که در این چند روز این حقیر را با تماسها و پیامک های خود بنده را مورد لطف خود قرار داده اند و همچنین تمام دوستانی که با امضاء نامه دست جمعی از اینجانب حمایت نموده اند و حتی کسانی که با اینجانب همدل بوده اند و بنا به تهدید برخی افراد و یا بنا به برخی مصالح مجبور شده اند نامه را امضاء ننمایند، تشکر مینمایم چرا که این فضا را به خوبی میشناسم لذا از تمام همکاران خواهشمند است از هر گونه درگیری و یا حرکت نسنجیده ای پرهیز نموده تا بهانه ای به دست برخی افراد جهت سوء استفاده ندهد. تمام کسانی نیز که با تهمت های ناروا اینجانب را مورد آماج حملات خود قرار داده اند را به خداوند بخشنده مهربان میسپارم.
    با تشکر
    روح اله عبدلی
    به تاریخ 17 اسفند 1392

  74. با سلام
    با تشکر از شما برادر عزیز جناب آقای عبدلی.
    ما نیز اعلام می کنیم که تا لحظه آخر از شما حمایت می کنیم با امید به خدا، انشاءالله حق به حق دار می رسد.

  75. امروز جشن روز پرستار کنسل شد. به نظر شما علت چی می تونه باشه؟؟؟؟؟؟؟ آیا تنها علتش ترس نبوده؟؟!!!!!!

  76. کورش شیر و خورشید

    سلام به همه اعصاب و روانی های با مرام که همدیگر رو تنها نمیزارن .عبدلی دوست داریم تنهات نمیزاریم حتی اگه بگن بریدخانه زنیان اونجا هم با هم میمونیم.اقای ش.ق شما هم هی تهدیدکن که باهمون برخورد میکنین این رفتارتون با عبدلی همان برخوردتون بود .ما هم تا اخر جلوی بی عدالتی می ایستیم.
    Ilove you abdoly ostade nemoone
    با تشکرکورش همیشه در صحنه

  77. من رییس بازرسی دانشگاه را میشناسم و به همین خاطر خیلی متعجب شدم که ایشان در جریان بیمارستان باجگاه ورود نکردند .امیدوارم با شناختی که از ایشان و تقوی پاکی ایشان سراغ دارم حق مظلوم را از ظالم بگیرند. به امید آنروز.

  78. سلام به همه دوستایه عزیزی که همدیگر رو تنها نمیزارن
    اتفاق جدید بیمارستان انه که اقایه عزیزه دستیار که یکی از پرستار های خوبه این بیمارستان هست رو ممنوع الورود کردن البته اقایه دستیار خودش از خانواده شهداست من نمیتونم بفهمم اقایه عبدلی چطور خانواده شهدا توهین کرده که همه فرزندایه شهید هوادارشن.
    جنابه اقایه پرورش و اقایه همایونفر :عبدلی رو فرستادی .دستیارو فرستادی رستمی رو فرستادی میگن پرسنل قرار دادی هم که داری از ساله اینده لقو قرارداد میکنی (که بالایه 100 نفر هستن)البته 3یا4 نفر پرسنل قدیمی میمونن که تا اخره سال بازنشستن شرمنده خواستین برین گاز رو ببندین برق رو هم قطع کنید چون کسی نیست ممکنه یه اتفاقی بیفته.
    از تمامی مدیرا و رئیسایه علوم پزشکی خواهش میکنیم که به این مسئله رسیدگی کنید.
    با تشکر فراوان وامید بازگشت پرسن خوب بیمارستان
    کورش همیشه در صحنه

  79. یه سوال داشتم از اقایه عبدلی راستی خونه زنیان این همه پرسنل تبعیدی رو کجا میخواد بزاره جامون میشه یا نه

  80. ما همگی نفهمیدیم او امد او با رفاقت امد او با لبخند امد او با سخنان دلفریب امد او با احترام و تعارف امد او از جنگ می گفت او از انسا نیت میگفت او دلها را ربود او در دلها رسوخ کرد او رازها را فهمید حا ل دیگر دیر است ما نفهمیدیم او گرگی در لباس میش امد

  81. کورش شیر و خورشید

    خدایا چنان کن سرانجام کار
    تو خشنود باشی و عبدلی رستگار

  82. ایا حراست محترم از مسا یل داخلی بیمارستان مطلع است

  83. ایا ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی از مسایل داخلی بیمارستان مطلعند

  84. جنود شیطان هر لحظه در کمین انسان و انسانیت است بیایید به نمازی که به جا می ا وریم نگهبان باشیم

  85. سلام به شما اقای عبدلی سوپر وایزر دلسوز ومهربان بیمارستان
    امیدوارم که توی این اتفاقهای افتاده دلسرد نشده باشید .ما پرسنل این بیمارستان تمامی سعی خود را در کمک به شما مینماییم و. در تمام طول این راه همواره در کنار شما می ایستیم وشما را همراهی کنیم.به امید از کنار برداشتن پلیدی ها

  86. سخنان حق را به نقل از اءمه اطهار بارها گفتیم از قران نیز گفتیم به خدا توکل می کنیم خدایا همه بندگان را به راه راست هدایت فرما.امین یا رب العالمین

  87. جا دارد یادی از مسوو لان قبلی بیمارستان در پنجاه سال گذ شته نماییم آ قا یان لطیفی_ غلامی_ انصاری_مردانی_ رشیدیان و……. (یاد دارم روزی یکی از پرسنل تازه وارد از اقایان مردانی و لطیفی به علتی به پاسگاه روبروی بیمارستان شکایت کرد این دو بزرگوار با آ رامش بدانجا رفتند و باز گشتند) بعدها این دو مرد نه ایشان را نفی بلد کردند و نه ممنوع الورود به بیمارستان. همیشه در قلب ها یمان جا دارند

  88. مستخدمان دانشگاه علوم پزشکی ضمن شر کت در آ زمو ن استخدامی و اعتقاد به قانون اساسی و ولایت فقیه وابراز صلاحیت از هسته محترم گزینش به کار گماشته شده اند و چنانچه فرد یا افرادی در محیط خدمت با سوء استفاده از شوء ون یا مو قعیت شغلی و امکا نا ت دو لتی و نفوذ سمتی خاص موجبا ت باج خواهی_ ارعا ب_تهد ید_ بکار گیری اراء به سمت و سوی خاص و نفع شخصی و نه منافع سازمانی با ایجاد جو فشار نمایند مستخدمان می توانند برابر مقررات علیه فرد یا افراد شکواییه تنظیم وتسلیم تخلفا ت _هیا ت بدوی دانشگاه نمایند

  89. (الحیا هو د ین کله ) حیا کل دین است بزرگترین حیا حیا از پروردگار است

  90. بیا ییم با هم سخن چینان را از حجره و اتاق ها یمان بیرون کنیم تا به وحدت برسیم به چهره آ نا ن خا ک بپاشیم

  91. عبدلی بخاطر صداقتت دوستت داریم ما با این بعد مسافت_ تحمل خطرات_ یخبندان مسوول یکرنگ می خواهیم

  92. دوستان سلام
    ازاینکه اکثر دوستان اسامی بیماران را بعنوان نام خود برگزیده اند هم خوشحالم هم اشک درچشمانم جمع میشود.این کار ارزشمند شما هم نشانه عشق وعلاقه شدیدتان به بیمارانیست که اکثرا بعد از خدا جزما کسی راندارندوما انها راجزئی ازخانواده خودمیدانیم وهم حفظ نام کسانیست که بدون هیچ اراده وتقصیری زندگی سراسر تنهائی وبیکسی انها مولود گناهان وبی مسئولیتی دیگرانیست که به هنگامه ادعا خودرا اشرف مخلوقات میدانند. ایادراین شهرپرادعا یکبار کسی امد بپرسد گناه پرویز ومنصور وعسکر و………….چه بود که باید تمام عمرشان ر ادراین جهاردیواری متروکه بسربرند واخرهم غریبانه انجا راترک کردند درحالیکه تمام سهمشان از زندگی غذائی بخورونمیر بودوچندنخ سیگار و لیونی چائی درجه سه .وتمام کسان وخویشانشان پرستارانشان بودند که با شادی معصومانه شان میخندیدند وا ناراحتی شان بغض میکردند ودراخر هم با گریه جسم بیروحشان را بدرقه میکردند.
    دوستان عزیز مصاحبت این این فرشتگان زمینی ودمدمی مزاج خدا هدیه ایست ازجانب خدا که به ما عطا شده تا در دنیای ادم های پرادعا وبی احساس دمی نفسی تازه کنیم در این فضای پاک وکودکانه.
    دوستان عزیز اینجا خانه ماست .هرکسی شانس خدمت دراین فضای خاص راندارد.کسی هم نمیتواند مارا ازخانه مان بیرون کند.بگذارید ادمهای سودجو وفرصت طلب بیایند وبروند. ما میمانیم و خانواده فراموش شده مان. مارا اگر به خان زنیان هم بفرستند نمیتوانند عشق و احساسمان را بگیرند. پس به فکر خانه وخانواده مان باشیم وهیاهوی چند غریبه مارا ناامید نکند.خدای فرشته ها هوای ماراهم دارد.
    درپناه خداباشید.

  93. به شقایق سوگند
    که تو بر خواهی گشت ،
    من به این معجزه ایمان دارم ،
    منتظر باید بود
    تا زمستان برود ،
    غنچه ها گل بکنند !
    عبدلی جان ما مطمئنیم که شما بر می گردید…….
    به امید بهاری نو در سال جدید در بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری

  94. مرحوم صفی یا ری

    او انقدر بز رگوار بود که از دشمنا نش هم خدا حافظی کرد وحتی گفت در خا نه زنیان باز هم فکر و ذهنم با بیماران و دوستان پشت کو ه محله با جگاه است .این نیز بگذ شت ولی آ قایان (پ) _ (ش_ق ) _(ب_ا) بدانند که دیگر در ذهن و قلب هیچکد ا م از سپید پو شان با غی بز رگ و تخریب شده فیزیکی و معنوی جایگاهی ندارند ودر آیند گان نمایندگان پرسنلی اجازه نخواهند داد اینان در راس امور باقی بمانند و به حاشیه هدایت شا ن خو اهند کرد

  95. خاطرات مرحوم رجب حدا دی

    قریب پنجاه سا ل پیش سازمان بهداری پیشین زمینی بزر گ را آماده و در ان نها ل فراوان کاشت و ضمن ساخت سو له های فراوان گر ما به و نانوایی و آ شپز خانه و آمفی تءا تر و کارگاه هم بد ان اضاف نمود و نامش را اردو گاه باز پروری نامید و بنا بر این بود که صبح گا هان یک مینی بوس در سطح شهر بچر خد و کودکان بی سر پرست و افراد بیکار و بی خانمان را سوار کند وبه این اردوگاه بیاوردو اسکان کند تا تا علا وه بر داشتن تخت خواب و غذای گرم کار و مهارت را بدانها بیا مو زند شبها در سالن آمفی تءا تر برای آنان فیلم نما یش می دادند بعد ها این منطقه بعنوان مد رسه هم کار وری داشت و در ادامه نا مش را شما ره پنج گذ اشتند اینجا هر چه بود سر شار از صفا بود خود بیماران سو له ها را اداره می کردند دارو می دادند هیچ اتفاقی هم نمی افتاد مثلا شیدا خانم به تنهایی چندین بخش را می چرخاند نه هیا هویی نه اعزامی نه اختلافی . تا اینکه بهداری و دانشگاه ادغام شد و مدرنیته به شماره پنج آمد این مکان تا کنون چندین اسم عوض کرده اخیرا یک درمانگاه مجلل با وسایل نو در ان ساخته اند و چندین سوله قدیمی ان را باز سازی کرده اندبه پاس خدمات یکی از اساتید پیشکسوت نامش را بیمارستان اعصاب و روان استاد محر ری گذ اشته اند

  96. آقایی که شما رو انتقال دادن ما شما رو دوست نداریم ما عاشق شما هستیم.ما مثل کوه پشت شما نیستیم چون کوه بسی از ما ضعیف تره.

  97. خداییش من امشب بار اول است که مطالب رومیخونم چون واقعا همیشه درگیر کار توهمین مرکزم و البته همیشه خسته.خدا رو شکر میکنم که تکنولوزی در این مقطع از زمان به اینجا رسیده و هیچی رو نمیتوان پنهان کرد.

  98. چیزی که من شاهدم این است که مدیران به سختی کار میکنند وقصد داشتند که رشدی ایجاد بشه اما همه ی سیاستاشون اشتبا بوده و همه چیز رو در درامد زایی میدیدند.

  99. وقت با هم بودنها محدود است پس نا محدود همدیگر را دوست بداریم

  100. دوستان بزرگ همچون کوهند هر چه از انها دورتر میشویم عظمت انها نمایانتر است

  101. عزیزان بعضی از این بیماران جزو خانواده ما شده اند ما به آنها علاقه مندیم همانطور که به برادر و خواهر و پدرو مادرمان علاقه مندیم.شما ما را از خانواده مان دور کردید….

  102. ای کاش من یک مدیر بودم .نه از این نوع از نوع انتقاد پذیر و دلسوز

  103. درود بر انقلاب اسلامی درود بر آزادی درود بر ایران درود بر خوشبختی درود بر امام درود بر شجاعت درود بر حقیقت درود بر شهیدان درود بر اصالت درود بر مردم درود بر صندلی که به کسی وفا نمیکنه درود بر وفادار درود بر فقیران

  104. ما هی تلنگر زدیم و توجهی نکردید حالا برید تخلفات جواب بدید.

  105. آفرین به شما مردان که شجاعت داشتید ما رو اینقد ترسوندن که جرات نکردیم حرف بزنیم.واقعا مرد هستید.

  106. بهرامی که گور میگرفت همه عمر

    من نمیدونم چطوری از این سایت تشکر کنم.میخام بگم اگه ازتون شکایت شد نترسید ما بی معرفت نیستیم که شما رو رها کنیم پا کامنت ها مون می ایستیم.

  107. میخوام فقط حمایتم رو از آقای ع اعلام کنم

  108. درآن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

  109. دل شده یه کاسه ی خون به لبم داغ جنون به کنارمون تو بمون نرو به خانزنیون. دل شده دیوونه ی تو به در خو نه ی تو نرو به خانزنیون.بستنی های خانزنیون دیگه قندی نداره شکر نداره.ما بستنی های خانزنیون را تحریم میکنیم.

  110. عبد لی به یاد تو هستیم و دو ستت داریم

  111. نا نا د د. بوو
    این کامنت توسط بچم. گزاشته شده وبه قصد حمایت از عبدلیه

  112. مرحوم منصور کلمانچی(فاضل)

    میشه تنش ها رو کنار گذاشت و از خوبی گفت.میشه پای یک میز نشست و از دوستی گفت.میشه کینه و کنایه ها رو به زیر کشید.میشه از خدای بر حق و از سلامتی همه انسان ها گفت. میشه شیر و آهو را آشتی داد.(بزار آدما بدونن میشه بیهوده نپوسید میشه خورشید شدو تابید میشه آسمونو بوسید.)

  113. آقای حاج انصاری مدیر محترم اسبق بیما رستان اگر صدای ما را می شنو ید دست یاری به سوی شما هم دراز می کنیم

  114. این نوعی عیدی بود به آقای (ع) در سا ل نو به پاس سخن حق که ایشان می گفت . حامیان سخنان حق صبر خو اهند کرد تا ببینند ایشان راست می گفت یا دیگران(واقعیت روشن می شود)

  115. من کارمندی بودم که در گوشه ای نشسته بودم وکارم را می کردم پس از خو اندن سایت ودیدن رفتار شما با فر دی که بد آدمی نبو د دیگر از کارهای شما حما یت نمی کنم از تر ساندن های شما متنفر م از عوامل شما که در محو طه می چر خند و می تر سانند متنفر م

  116. آقای (ع) حرف خانواده محترم شهدا را زد حرف زحمتکشان بخش ها را زذ حرف حق را زد حرف پرسنل قدیمی را زد حرف کسانی را زد که در تماس مستقیم با بیمارند شما چی؟ فقط حر ف خو دتان را زدید؟؟

  117. عید مبارک

  118. عیدتان مبارک همکاران.متاسفانه بی روح ترین عید بیمارستان در چند سال اخیر رو داریم که متاسفانه میبینم همه بی حال و بی روح میان و میرن.انشاالله عبدلی به خانه خودش بازگردد و دوستانش را خوشحال کند.انشاالله دوستی در بین همه مجددا رواج گردد.

  119. جناب اقای دکتر ایمانیه از اینکه در روز سیزده بدر به بیما رستان_ بیماران- زحمتکشان کشیک سر کشی کردید( سپاسگزاریم)

  120. امسا ل سال مدیریت جها دی است منتظر اجرای این سخن رهبر معظم در سال جدید هستیم (برخورد با قانون شکنان _بر خورد با متجاوزین بیت المال_برخورد با کسانی که قانون رابه نفع خویش تحریف می کنند-برخورد با کسانی که قانون را خود تعریف می کنند)

  121. در سال جدید خو بست یادی از پیشکسو تان امور اداری اسبق بیمارستان اعصاب نما ییم . آقایان( مصلایی-بانشی-شفیعی) کسانی که امانت دار بودند و همیشه پیش سلام به مجمو عه کارکنان. یادشان در دل پرسنل

  122. عبدلی عزیز تو در خان زنیان هستی ولی هنوز عده ای حتی از به یاد تو بودن هم در هراسند می گویند دیکر نمی آید ولی ما در انتظاریم راستی( حب دنیا چقدر انسان را بی انصاف می کند)

  123. از باز رسی دانشگاه علوم پزشکی سپاسگزاریم وبا تدین و تقوایی که در ریاست محترم دانشگاه سراغ داریم می دانیم راستی-انصاف-درستکاری حاکم بر دروغ و د غل می گردد

  124. عبدلی سخنان حق را باز هم بگو اکثریت کارکنان دوستت دارند و می گو یند( بدی از ایشان ندیدیم)

  125. حسین

    از بازرسی محترم و ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی شیراز خواهشمندیم از تخلفات اشکار و محرز چشم پوشی نکنند و متخلفان را مجازات و عزل کنند .
    حسین باک

  126. روزی یکی ازهمکاران عزیزکه بعدازسی سال خدمت به بازنشستگی نایل امده بودندبرای سرکشی ودیدن بیماران باخانواده به بیمارستان امدندولی درعین ناباوری همین اقای ع ایشان راجلوی خانواده ازبیمارستان بیرون انداختندوبه نگهبانی سفارش کردندکه به هیچ عنوان ایشان رابه داخل راه ندهند.ایااین کارخداوندنبوده که بعدازچندسال مسولین همین دستوررابرای خودایشان صادرکردندمتاسفانه خیلی ازپرسنل تازه وارد هستندوازدیگرکارهای ایشان خبرندارن .وظاهری وندانسته میگویندایشان ازمدافعان حقوق پرسنلی بوده اند.باتشکرازشمادوستان عزیز

  127. علی خون عزیز
    من همان روز شیفت بودم آن بنده خدا که میفرمائید برای سرکشی و دیدن بیماران نیامده بود بلکه برای تفریح به همراه خانواده وارد بیمارستان شده بود و در حال چیدن گل و تفریح در معیت خانواده آنان را دیدم و با کسی هم هماهنگی نکرده بود در ضمن بهتر است در مورد این بنده خدا که بازنشسته شده اند بیشتر تحقیق کنید تا بدانید که مانند مسئول محاسبه برنامه امروز پرستاری، ایشان هم به حساب چند نفر اضافه کار واریز میکردند؟؟؟؟؟. ظاهراً به جانشین خود آموزش لازم را داده اند که این روزها حسابی تخلفاتش لو رفته است. بهتر است بدانی که پرونده مالی این فرد بازنشسته هم دوباره در حال بازگشایی است چرا که تخلفات مالی جزء معدود تخلفات مالی است که در زمان بازنشستگی نیز میتوان پیگیری کرد. پس دستش هم درد نکند که از بیمارستان بیرونش انداخت

  128. خب ما رو ترسوندن که سکوت کنیم.البته ما هم سکوت کردیم که جواب دانشگاه رو ببینیم نه واسه ی تهدید اینها.در صورت غیر معقول بودن تصمیم دانشگاه ما مرحله دوم گزارشات تخلفات رو به شکلی دیگر با کمک از قوه های دیگر عنوان خواهیم کرد.آقایانی که همه رو تهدید میکنید بدانید جواب تهدید هیچگاه تسلیم نیست چون ملت همیشه سربلند ایران نیز هیچگاه جلوی هیچ تهدیدی سر خم نکرد.

  129. وای اگر ما نفهمیم وای اگر ما نبینیم .میگردیمو میچرخیمو میبینیم همو اما همدیگر رو نمیبینیم.عمر کوتاه که مدتش مشخص نیست و واسه بعضیا کوتاه تر هم هست .معلوم نیست شاید ما اون بعضیا باشیم .شاید سال دیگه شاید ماه یا شاید فردا و حتی شاید همین لحظه زمان ما تموم میشه.باید زندگی کرد و از زندگی لذت برد ولی نه به قیمت آزار دیگران ونه به قیمت کوبیدن دیگران و نه به قیمت زیراب زدن دیگران.باید با دشمنی ها دوستی کنین و به دوستی ها عشق بورزیم و جانمان را برای عشق فدا کنیم.و زمان میگزرد به آسانی.آسانیش را نمیبینیم همچون اون استخوان های پوسیده غار ها که نمیدادنند چند هزار یا میلیون سال از مرگشان گذشت.پس بیایید خوب باشیم.ما همه خوب هستیم و خوب زاده شدیم چون روح خدا در وجود ماست.پس چرا بد میشیم چرا ذهن ما از تمرکز برای حرف های خوب اعمال خوب و افکار خوب غافل میشه.میشه به دنیا لبخند زد.برای خودمان برای آزادیمان برای هنرمان برای خونمان.براب خونمان که انسانها ساخته و انسانها فدا کرده برای آنهایی که سالها در گل و سوز سرما بدون بخاری گازی و بخاری برقی بدون سقف و گاهی با بدن زخمی شب را صبح کرده اند.به یاد آنان که تابستان ها را کولر نداشتند و گاهی جانشان را به جای گلوله ی صدام نیش عقرب و مار میگرفت.آیا ما تحمل این مشکلات و دوری از خانواده مان را داریم.ما در آغوش پدر و مادر زندگی کردیم .هستند کسانی که نمیدانند بابا چیه.بابایشان راندیدنند و ودست بابا روی سرشان کشیده نشده.بوسه ی بابا روی گونه هاشان ندیدند.بابا چه طعمی داره به خصوص واسه دخترایی که اینقد بابایی هستن .من دختر نیستم اما از دخترا شنیدم تو مدرسه دخترا هی تعریف باباشون میدن و پز میدن پیش همه اما دختر بی بابا که باباشو هنوز ندیده چی بگه.

  130. همگی در انتظار قضاوت عادلانه وابلاغ به آقای (ع) پس از گفتن سخنان حق ایشان

  131. در حکو مت عدل علی خطا کا ران نمی توانند آزادانه راه بروند و درستکاران را ریشخند نمایند

  132. آیا صلاح است فرد خا طی در پست کلیدی همچنان بما ند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کارکنان با دقت وآ رامش رصد می کنند!!!!!!!!!! کا رکنان این مدیریت باز را می بینند!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  133. پست کلیدی فقط برازنده انسان (درستکار) است این را با قو ل و گفتار معقول به مدیریت باز بیما رستان عرض می نماییم

  134. امسا ل سا ل فرهنگ و اقتصاد .( انسان صادق را هم میطلبد)

  135. همگی در انتظاریم !!!!!!!!!! در انتظار ابلاغ نظر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اهل کوفه نیستیم.

  136. آقای ( عبدلی ) قریب به اتفاق دوستت دارند . آخر مگر می شود مهمان پا در خا نه بگذارد و میز بان را از خا نه بیرون کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شاگرد می تواند استاد را از کارگاه بیرون کند؟؟؟؟؟؟ نوچه می تواند مرشد را ازگو د بیرون کند؟؟؟؟؟؟؟؟

  137. سلام
    من از پرسنل خدمه هستم. همیشه آقای عبدلی را دوست داشته و خواهم داشت. یادم نمیرود که چه احوالپرسی گرمی با پرسنل خدمه میکرد حتی خیلی گرمتر از احوالپرسی با مسئولین بیمارستان.
    جناب آقای عبدلی دوست عزیزم امروز شنیدم در پی محاسبه نکردن مرخصی پرسنل خدمه و تمام قراردادی های تبصره 4 به عنوان شیفت کاری و با گزارش و پیگیری های شما، ریاست دانشگاه دستور داده اند مرخصی های این دو سال را که نزدیک به 40 میلیون تومان میشود را به ما بازگردانند یعنی رقمی حدود یک میلیون تومان برای هر نفر. و از سال 93 هم به تمام دانشگاه دستور محاسبه آن را داده اند. باور کنید وقتی این را شنیدم اشک در چشمهایم جمع شد. خدا خیرت دهد.
    آقای عبدلی در قلب ما جا داری دوستت خواهیم داشت. از طرف پرسنل خدمه میگویم تا محکم پای شما ایستاده ایم!! حتی اگر لازم شد برخی را به بیمارستان راه نمیدهیم تا ریاست دانشگاه تکلیفشان را مشخص کند.

  138. با سلام خدمت همه همکاران گرامی
    این روزها وضع بیمارستان به بد ترین وضع خود رسیده بیایید با هم جلوی این بی عدالتی برخی بایستیم.حتی با رسانه ای کردن اتفاقات پیش آمده در بیمارستان

  139. یاد میکنم از بیماران اعصاب و روان بلاصاحبی که در بیمارستان فوت کردند اصغر تذرب که مسئول جمع کردن نان خشک های بخشها بود با آن گاری که همیشه همراهش بود. خدا بیامرزدش.
    اما بیمارستان اما دانشگاه اما…….اما متخلفان
    من در جریان کامل مشکلات و تخلفات مطروحه از طرف آقای عبدلی به ریاست دانشگاه هستم. و در جریان هستم که دکتر ایمانیه قبل از عید تاریخ 92/12/26به آقای عبدلی قول داده اند که اگر این تخلفاتی که شما گزارش کرده اید ثابت بشود که درست است من ابلاغ شما را به باجگاه بازمیگردانم اما تا زمان رسیدگی به این تخلفات به شما اجازه میدهم که یک ماه به مرخصی بروید. گویا تخلفات گزارش سده آنقدر بزرگ بودند که دکتر ایمانیه نیز تعجب کردند و چنین قولی دادند. تا کنون که 93/1/26 میباشد تقریباً تمام تخلفات گزارش شده ثابت شده است و شاخ همه مسئولین دانشگاه را در آورده است. و حالا زمان عمل کردن ریاست دانشگاه به قول و وعده خود است. کم کسی قول نداده دکتر ایمانیه قائم مقام وزیر در استان میباشند. با شناختی که از دکتر ایمانیه هم دارم ایشان سرشان برود زیر قول خودشان نمیزنند.

  140. ریاست محترم دانشگاه
    خواهشمند است خود را پاسوز تخلفات دیگران نکنید. عبدلی را برگردانید چون تخلفی نکرده. هر کس که تخلف کرده را هم به سزای عملش برسانید. با اینکار هم عدالت را رعایت کرده اید هم 90 درصد پرسنل این بیمارستان دعا به جانتان خواهند کرد.

  141. عجب حکایت عجیبی داره این تهمت های که بهت میزنن عبدلی جان:
    واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
    چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند!!
    اینقد تهمت بزنید تا جونتون بالا بیاد،
    ما ایرانیا یاد گرفتیم وقتی جلو کسی کم میاریم یکی از این راهها را برای حذف انتخاب کنیم: 1) طرف معتاده 2) طرف مشکل سیاسی داره 3) طرف مشکل عقیدتی داره 4) طرف مشکل اخلاقی داره.
    البته امکان انتخاب چند گزینه و یا همه موارد نیز وجود دارد که جهت اطمینان کامل از حذف طرف اولا تر است!!
    برید یه نگاه به خودتون و کارنامتون بندازید شاید یه کم شرم کردید!!

  142. سلا م و عرض ادب ،تورو خدا یکی به من کمک کنه ،برادری دارم ۴۰ ساله و مجرد حدودا ۱۰ سالی میشه که بیماری اسکیزورنی مزمن داره ،خیلی زندگی کردن باهاش وحشتناکه یه پرونده خیلی بزرگ تو بهزیستی شهرمون داره تا الان چند بار مراجعه کردیم برای کمک میگن ما نمیتونیم کاری بکنیم ،پدر و مادر پیر و ناتوانی دارم که از دستش المانن ،تا حال ۲ بار برای مدت ۳ ماه تو بیمارستان محرری بستری شده ولی آزادش کردن ،نمیدونم باید چه کار کنیم تورو به خدا کمک کنید یه جایی تو شیراز که بتونه ازش نگهداری کنه رو معرفی کنید ضمن اینکه توانم مالی خوبی هم نداریم ……………برای رضای خدا کمکم کنید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme