از تشبیه قلم به رقص جمیله تا فریاد سانسورچی و گم شوید!/تشییع جنازه فرهنگ در شورا! - پایگاه خبری تحلیلی خبر ‏پارسی
خانه » اجتماعی » از تشبیه قلم به رقص جمیله تا فریاد سانسورچی و گم شوید!/تشییع جنازه فرهنگ در شورا!

از تشبیه قلم به رقص جمیله تا فریاد سانسورچی و گم شوید!/تشییع جنازه فرهنگ در شورا!

پیوند ثابت http://khabarparsi.ir/?p=7410

خبر پارسی – فرزاد صدری –سال ها پیش وقتی جوان تر و پر شور تر بودم،برای اغلب مطبوعات فارس قلم می زدم و گاهی مسائل سیاسی استان را نیز تحلیل می کردم.وقتی در یادداشتی تحلیل گونه به چینش انتخابات شورای سوم در استان پرداختم «محمد رضا هاجری» در بولتن فاقد مجوزش به نام «گزیده اخبار» برایم نوشت:«رقص قلم فرزاد صدری مثل رقص کمر جمیله می ماند»!
سن من البته به فیلم های مستهجن قبل از انقلاب قد نمی داد،هر آنچه هم از تلویزیون قبل از انقلاب یاد داشتم به سریال خانوادگی «خانه کوچک» و برنامه هایی مثل «زورو» و «تارزان» و «مرد شش میلیون دلاری» و نهایتا سریال های مثل «دایی جان ناپلئون» ناصر تقوایی و یا سریال کارگاهی «باره تا» و نهایتا «مزرعه چاپارل» محدود می شد و اغلب این برنامه ها نیز فقط در حد نامش در ذهنم مانده بود و برای من که مادری مذهبی داشتم هرگز نام «جمیله» و رقص معروفش! در ذهنم نماند.
بعدها به دلیل علاقه ام به سینما، مجموعه ای دو جلدی از تاریخ سینمای ایران جمال امید تهیه کردم و با فیلمفارسی و مولفه های آن آشنا شدم اما من فیلم فارسی نمی دیدم بلکه می خواندم !و طبیعتا هیچ تصوری از رقص جمیله نداشتم! وقتی هاجری برایم نوشت رقص قلمم مثل رقص کمر جمیله است! نمی دانستم این جمله یعنی خوب یا بد!چون من رقصی از جمیله ندیده بودم و طبیعتا هیچ ذهنیتی از این رقص نداشتم! اما خوب می دانستم تماشای رقص نامحرم به هر دلیل حرام است و نظر به فعل حرام ترویج فساد را به دنبال دارد.
هاجری که «گزیده اخبارش» باز نشر فحش نامه های کیهان و شریعتمداری بود،خود را یک خبرنگار می دانست و اهل رسانه! هیچکس به یاد ندارد او حتی یک روز خبری نوشته باشد و یا در نشستی خبری به عنوان خبرنگار حضور داشته باشد.پاسخی مکتوب برایش نوشتم اما از آنجا که می دانستم چاپ نمی کند یاداشتم را برایش خواندم و یادآور شدم:در بررسی سینمای ایران متوجه شده ام تهیه کنندگان فیلم فارسی برای فروش بیشتر از یک رقاصه کاباره به نام جمیله استفاده می کردند و تقریبا همه علاقمندان فیلمفارسی می دانند که کدام رقص جمیله معروف بوده است! اما از تو یکی که خود را رزمنده می دانی و بچه هیاتی و مذهبی، تعجب می کنم که چرا قلم مرا به رقص جمیله تشبیه کرده ای؟یا رقص او را دیده ای که مرتکب فعل حرام شده ای یا بر حسب شنیده ها توصیف کرده ای که بازهم کار ناشایست کرده ای چرا که قلم یک اهل فکر و اندیشه را به رقص کمر (بخوانید زیر کمر)! یک رقاصه کاباره تشبیه کرده ای و البته حفظ آبروی یک انسان از مهمترین اصول اخلاقی یک مسلمان است .
تا امروز این خاطره را جایی منتشر نکرده بودم و متاسفم شرایطی پیش آمد که آن را منتشر کنم.حوزه فرهنگ حوزه گفت و گو و تعامل و سعه صدر و نرم خویی و مهربانی است.مدیر فرهنگی باید اسوه صبر و اخلاق و خویشتن داری و امر به معروف و نهی از منکر باشد.بیان واژه های چوه «سانسور چی »و «گم شوید» آن هم خطاب به اهل فکر و قلم و اندیشه دور از جایگاه ریاست کمیسیون فرهنگی شورای شهر است.
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای فرهنگ شهر شیراز که خود هم محله سعدی معلم اخلاق و خالق گلستان است باید نمونه کاملی از اخلاق و منش و رفتار اسلامی باشد. نوع دوستی(انسان گرایی) و پرهیز از خشونت کلامی و رفتاری از مهمترین ویژگی های مدیر فرهنگی است که بارها گفته و نوشته ایم:انسان فرهنگی شلیک نمی کند!
خاطرم می آید در اوج روزهایی که هاجری مخالفین فکری اش را ترور شخصیتی می کرد،غلام مهدی حقدل ریاست کمیسیون فرهنگی شورای دوم را بر عهده داشت و در تماسی تلفنی با من، هاجری را یک روزنامه نگار کارکشته و یک تئوریسین قوی فرهنگی خواند! که از او حمایت می کند.امروز حقدل ریاست شورایی را بر عهده دارد که آن مدیر بولتن حاشیه ساز ریاست کمیسیون فرهنگی شورایش را بر عهده دارد!
مروری بر نطق های پیش از دستور محمد رضا هاجری محک خوبی برای عملکرد او در حوزه فرهنگی است.نطق هایی که عمدتا غیر فرهنگی و بعضا سیاسی و گاهی ترور شخصیت آدم هاست،درست مثل همان نطق معروفی که غیر مستقیم از خجالت من و خبر پارسی درآمد اما صدای هیچ خبرنگاری در نیامد! اگر امروز هاجری حمله لفظی به خبرنگاران می کند و آنها را سانسورچی خطاب می کند و خواستار گم شدن آنهاست باید ریشه این رفتار را در گذشته او جست و جو کرد.در روزهایی که با گزیده اخبار به بسیاری از اهل فرهنگ و اندیشه حمله کرد و قلم را با شمشیر اشتباه گرفت!ریشه رفتار او را باید در روزی جست و جو کرد که در صحن علنی شورا خبرنگاران مستقل را فتنه گر و عامل بیگانه خواند و کک هیچ خبرنگاری نگزید چون به شخص آنها توهینی نشده بود! روزی که نه خانه مطبوعات به سخنانش واکنش نشان داد و نه مدبر کل فرهنگ و ارشاد وقت!
خبر پارسی علی رغم ارائه چندین طرح فرهنگی به ریاست کمیسیون فرهنگی شورا و موافقت و حمایت او از این طرح ها وظیفه خود می داند در کنار همکارانی قرار بگیرد که آن روز و در آن نطق کذایی پیش از دستور حمایتش نکردند!
ایده ها و طرح های ارائه شده خبر پارسی نیز در جهت حمایت از خبرنگاران بود و از انصاف نباید خارج شد که محمد رضا هاجری دفاع محکمی از این طرح های شفاهی کرد و اعلام نمود:همه جوره پای حمایت از خبرنگاران می ایستد.با این وجود نمی دانم آیا باید به حال این شورا و کمیسیون فرهنگی اش غصه بخورم یا دلخوش به حمایت شفاهی ریاست این کمیسیون از ایده های ناب فرهنگی باشم؟! راستش به شهردار هم شک دارم وقتی حامی او محمد رضا هاجری است!

2 دیدگاه

  1. سلام جناب صدری خون خودتو کثیف نکن،اگر از سابقه أیشان با خبر بودی امروز از خنده روده بر می شدی ،واقعا خبر داری چرا از ……. اخراج شده حرکات امروز أیشان به دلیل فرار بجلو است

  2. لام،اینکه که گفته اید حاجری روزنامه نگاروخبرنگارنیست چون کاررسانه ای نکرده وفقط قطعاتی از جرایدرا کات می کند وکنارهم می گذارد،با آن مخالفم،چون این کار او درست شبیه بسیاری از روزنامه ها وبعضی از سایت های خبریست که به کپی پیست عادت کرده اند وکارخبری را تجربه نکرده اند،آنها از زاویه دید خودشان کپی پیست می کنند حاجری هم از زاویه دید خودش،از این منظر زیاد باهم فرقی ندارند،اما این که بگویید حاجری ازدانش رسانه بی خبر وتهی دست است این را می پذیرم درست مثل بعضی از به اصطلاح خبرنگارها،واما قضیه اخیر شورا،چندین پیام روشن داشت،حاجری بافحاشی به خبرنگاران باصدای بلند فریاد زد که خبرنگارنیست وکارخبری ررا نمی شناسدوباآن مخالف است آنهم نه یک مخالفت مودبانه کارشناسانه بلکه مخالفتی کور وناشیانه.این رخداد روشنگر نگاه طیف حاکم بر شوری به مقوله خبر ،خبرنگار ورسانه نیز بود چون اعضای شورا که دراکثر امور مدعی دفاع از حق و…دارند درسکوت مطلق به سر می برند.این اتفاق برگ سیاهی بود برای پرونده شورای چهارم که حتی باعذرخواهی یاجابه جایی حاجری وبه این راحتی پاک نمی شودودرحافظه تاریخی مردم وبویژه رسانه ها ماندگار می ماند.شورای شهر اگر سکوت کند که تا این لحظه سکوت کرده، تمام آبروی خود را هزینه کرده،اما اگر دست به تعویض حاجری بزندتنها بخشی از آنچه را که ازدست داده می تواند بازگرداند ونه همه آن را،تنها راه یا به بیان بهتر بهترین وآبرومندانه ترین راه این است که حاجری ضمن عذرخواهی ازسمت خود استعفا بدهد،چون ازاول هم این لباس به تن او گل وگشاد می نمود،تابه این وسیله شورای چهارم را ازاین بحران هویتی که او ایجاد کرده بیرون آورد،نباید فراموش کرد که عموم مردم برای خبرنگاراحترام خاصی قائلند واین بدرفتاری در آینده برای شورای چهارم گران تمام شده و ازرای مردم به جماعت فعلی شورا به شدت خواهد کاست و رقبای شورای چهارم از آن به عنوان چماقی بر کوبیدن بر سرجماعت فعلی استفاده کافی ووافی می نمایند،بابرکناری حاجری رقیب تاحدودی خلع سلاح خواهدشد،همچنین به آینده رابطه شورابا اصحاب رسانه که دچار لطمه وشکاف جدی شده است تعویض حاجری کمک می نماید،به گمان من این گونه رفتارهای آمیخته با فحاشی بیشتر برای برسرزبان افتادن و کسب شهرت است،اما به راستی به چه قیمتی؟

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme