خانه » اخبار ویژه » معاون پیشین سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری شیراز: شیراز شهر ریشه هاست

معاون پیشین سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری شیراز: شیراز شهر ریشه هاست

پیوند ثابت https://khabarparsi.ir/?p=18790

خبرپارسی – صدری: تولید محتوا، نوگرایی و تعالی فکری شهروندان اولویت برنامه هایم بود

فرزاد صدری تا همین چند وقت پیش به عنوان معاون فرهنگی هنری سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز ایفای نقش می کرد.او که از اسفند ماه ۹۸ و همزمان با شیوع گسترده اپیدمی بیماری کرونا کار خود را در معاونت فرهنگی شهرداری شیراز آغاز کرد،در پایان مرداد ماه از سمت خود کنار گذاشته شد. صدری با سابقه سال ها کار در حوزه های تئاتر،فیلم ،میراث فرهنگی و گردشگری و البته  رسانه،تجربه های مفیدی را در حوزه های مختلف فرهنگی دارد که سعی شده است در این گفت‌وگوی بلند ضمن آشنایی بیشتر با دیدگاه های فرهنگیش دستاوردهایش را در زمان ایفای مسئوولیتش مرور می کنیم .

او که در سازمان ها و ارگان هایی چون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران و روابط عمومی بسیج  و نیز معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی نیز تجربه و سابقه کار فرهنگی دارد،در این گفت‌وگو شیراز را شهر ریشه ها می داند و با تاکید بر حفظ و پاسداشت مکتب شیراز و گویش شیرازی می گوید : مرگ گویش مرگ یک فرهنگ و بلکه ملت است. او اهل فرهنگ شیراز را عاملی برای رسیدن به دروازه روشنایی می داند و می گوید: اهلِ فرهنگ تفسیر درستی از دوستی، عشق، فرهنگ و نور و هوا هستند. گپ و گفت با این روزنامه نگار با سابقه با موضوع فرهنگ و ادب و هنر خواندنی های خاص خودش را دارد.

*برای شروع گفت‌وگو شاید بهتر باشد از شیراز حرف بزنیم.شیراز کجای ذهن شما قرار دارد؟

– جهانشهر شیراز برای من قصه ریشه هاست.جایی که تو را وصل می کند به نیاکانت.از یک سو در پی حفظ تاریخ خویشیم؛ چراکه ما و جامعه ما، زمان متجسمیم و ساخته تاریخ؛ پس برای حفظ و استمرار قدرت خویش باید تاریخ خود را حفظ کنیم و شیراز شناسنامه این تاریخ است.

*می دانم که شیرازی نیستی هرچند بیشتر از دو دهه است که شیراز زندگی می کنی تعبیر شما از اینکه شیراز قصه ریشه هاست تعبیر زیبایی بود،به لحاظ فرهنگی نیز شیراز به شما نزدیک است؟

-شیراز جزیی از تجربه فرهنگی و نقشه روحی و فکری و جسمی من شده است.سئوال کردید شیرازکجای ذهن شما قرار دارد،باید بگویم شیراز جزیی از وجود و جهان من شده است. حتی اگر روزی از شیراز بروم که می دانم نمی روم اما در آن صورت هم  برای من یک غایبِ همیشه حاضر است!عطر و طعم شیراز همیشه در دسترس من است چرا که بخشی از پیشینه تمدنی همه ما به این سرزمین تعلق دارد و پس از حمله مغول نیز مامن هنرمندان و فرهنگوران می شود و مکتب نگارگری شیراز از همین زمان شکل می گیرد و چون در نقاشی‌های مکتب شیراز موضوع اصلی «انسان»است این نگاه را خیلی دوست دارم یادمان باشد وقتی صحبت از انسان می کنیم از اشرف مخلوقات و جانشین خدا بر روی زمین حرف می زنیم بدیهی است که ساختار وجودی انسان بهترین ساختار آفرینش است، همچنان که خداوند در سوره تین می فرماید:لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. از نظر قرآن،انسان موجودی است که از روح خدا در او دمیده شده و از چنان گوهر و وجودی برخوردار است که خداوند،دیگر موجودات جهان آفرینش را برای او خلق کرده است، می خواهم بگویم وقتی موضوع اصلی مکتب شیراز انسان است و فلسفه وجودی این مکتب کرامت انسانی باید بگویم به لحاظ فرهنگی من شیفته مکتب شیراز و نوع نگاه این مکتب هستم به ویژه اینکه در مکتب شیراز خلاصه نگاری بسیار اهمیت دارد مثلا یک بوته نمادی از گلزار است و یا یک سرباز نمادی از لشکر اینکه شما پیام خود را در کوتاه ترین شکل ممکن بیان کنید از دیگر درس های مکتب شیراز است که به جهانبینی فرهنگی من بسیار نزدیک است.

*در یک نگاه کلی شیراز را شهری،متمایز از دیگر شهرهای ایران می دانید؟

– نمی خواهم یک نگاه نژاد پرستانه داشته باشم اما به صورت کلی باید بگویم فراموش نکنیم که ما «ایرانی» هستیم و ایران، جغرافیای حیاتی است که به قول ساسانیان «ناف زمین» است و شیراز را می توان شناسنامه این ناف توصیف کرد.

*بسیار خوب بپردازیم به مسئولیتی که شما در سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز داشتید،معاونت فرهنگی هنری یک سازمان که به نظر می رسید به شاخصه ها و مبانی هویتی شهر چیزی که دغدغه شما بود کمتر پرداخته و زمان زیادی هم برای احیای آن در اختیار نداشتید.

-می دانید که در مملکت ما عمر مدیران میانی عمدتاه کوتاه و بلکه بسیار کوتاه است و چه بسا هر روز،آخرین روز کاری شما باشد بنابراین با این نگاه با شعار ناجی العلی،هنرمند شهید فلسطینی که “فرصت تنها یک بار داده می شود؛ یک بار برای همیشه” شروع کردم و ادامه دادم.تلاش کردم در محدوده مسئوولیت خودم سراغ بهترین ها بروم و بهترین ایده ها را با آنها پیاده کنم.

در شهرداری شیراز هزینه های کلان و بسیار بالایی برای حوزه های عمرانی صرف می شود،اما به تولید و فکر و اندیشه که می رسیم تصور شورا و بسیاری از مدیران شهرداری این است که حیف و میل بودجه می شود! در حوزه فرهنگی عمدتا برنامه هایی را مقبول و مطلوب می دانند که جشنواره ای است یعنی برنامه هایی که مقطعی نسبتا شلوغ و فاقد استراتژی و مطالعه لازم و در نهایت بی نتیجه است.این جور برنامه ها عمدتا میدانی و یک پارتی عمومی است اما چیزی به بینش و دانش شهروندان و حتی کارشناسان حوزه فرهنگی شهرداری اضافه نمی کند و خروجی آن نیز شهروند فرهنگمدار نیست.در اندک فرصت و تنها فرصتی که به من داده شد تلاش کردم اصحاب فکر و اندیشه را حمایت کنم تا آثاری تولید شود که ارزش خواندن و ماندن داشته باشند و بر دانش و بینشمان بیفزایند و در یک فرآیند کلی از کوته نظری و یکسونگری بازمان دارد. در واقع یکی از اهداف من فرهنگ سازی در این جهت بود که “همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاییده اند”.

خوشبختانه در این مسیر نیازمند یاری و همکاری بسیاری از بزرگان و فرهیختگان و خردورزان و اندیشه ورزان بودیم که در راس آنها دوست فاضل و اندیشمندم دکتر کورش کمالی سروستانی قرار داشت که بدون حمایت های معنوی و ایده ها و نوآوری های ایشان امکان پذیر نبود.البته من خیلی خوش شانس بودم که از دوست فرهیخته ام جناب حسن دهقان عزیز نیز در راس اداره فرهنگی هنری سازمان بهره گرفتم.او دست راستم بود و صد البته که بسیاری از ایده ها نیز نتیجه ذهن خلاق ایشان بود.

*در حوزه تولیدات مکتوب به لحاظ کمی چقدر تولیدات داشتید و با چه رویکردی؟

– بیشتر از ۵۰ کتاب در این مدت سفارش دادیم که اغلب آنها چاپ شده و بعضی دیگر در نوبت اخذ مجوز و یا چاپ قرار دارد.به صورت کلی پاسداشت مفاخر تاریخ،فرهنگ،هنر،ادب و دانش و نیز شناخت گنجینه غنی و میراث کهن فرهنگی ادبی و هنری شیراز و همچنین آشنایی با سازه ها و ساختارهای فرهنگی شیراز؛ مهد تمدن ایران زمین و در بخش شهروندی نیز ارتقاء سطح فرهنگی شهروندان و نهادینه کردن فرهنگ شهروندی و ورود به حوزه فرهنگ عمومی که کمتر نهادی سراغ آن رفته بود،مهمترین رویکرد ما در تدوین و انتشار این کتاب ها بود.

در کنار تولید و چاپ این کتاب های ارزشمتد ۱۶ جلد کتاب بریل نیز برای نابینایان شهر تولید و چاپ کردیم که در اختبار مجتمع آموزشی نابینایان شوریده شیرازی قرار گرفت.

* در واقع شما از تهدید کرونا فرصتی برای تولید فکر و اندیشه به ویژه در حوزه کتاب ساختید.

-دقیقا. می دانید که با شروع شیوع پاندومی کرونا فرصت برنامه های میدانی و آموزش های چهره به چهره از ما گرفته شد.کمتر هم پیش آمده بود که متولیان امر اساسا چه چیزی را آموزش دهند؟  با شیوع ویروس کرونا تلاش کردیم توان خود را روی بایسته های آموزش شهروندی بگذاریم تا در فرصتی که بعدها و به به صورت حضوری می توانیم شهروندان را آموزش دهیم بدانیم مبنای آموزش چه باید باشد و اساسا چقدر این آموزش ها ضرورت دارد.تلاش ما در این مسیر البته نوع نگاه همکارانمان را در سازمان فرهنگی شهرداری شیراز را نیز عوض کرد و این عزیزان دیگر به اجرای برنامه های سطحی و زودگذر اکتفا نخواهند کرد.تألیف ۱۳ عنوان کتاب آموزش فرهنگ شهروندی در قالب شعر و قصه و داستان آن هم توسط بهترین نویسندگان و طراحان بومی و ملی در حوزه کودک و نوجوان، ساخت چند شخصیت عروسکی، تولیدات چند رسانه‌ای شامل نمایش‌‌های عروسکی، گفت‌و‌گوهای شهروندی، فیلم‌های کوتاه آموزشی و… اتفاق خوش این روزها بود.آموزش در سنین پایین و نهادینه‌سازی مفاهیم فرهنگی و اخلاقی از طریق تولیدات مکتوب و چند رسانه ای در نهایت ضمن افزایش سطح فرهنگی شهروندان موجب حفظ شأن و شخصیت اجتماعی شهروندان و احساس تعلق اجتماعی آنها می شود.

*فرزاد صدری اگر در برابر آدم های نادان قرار بگیرد رفتارش با آنها چگونه است؟

-عَبدالوَهّاب بَیاتی شاعر نوگرای عراقی و شاید جهانی ترین شاعر معاصر عرب می گفت: در برابر آدم های نادان احساس ناکامی و ناامیدی می کنم و کلمات در دهانم لق لق می خورد و می میرد و قدرت سخنوری را از دست می دهم!واقعیت این است که سخن گفتن و سخن شنیدن مستلزم پیوستگی روحی و انسانی و مشارکت عاطفی است و بدون آن سخن گفتن و سخن شنیدن زجر آور و کشنده است. به صورت کلی و در یک جمله خلاصه کنم : تولید محتوا،نوگرایی و تعالی فکری شهروندان اولویت برنامه هایم بود.

*رابطه ات با اهل فرهنگ و هنر شیراز چگونه است،آنها که دانایی و خردورزی نشانه بارز شخصیتشان است؟

-به نظرم شیراز بدون آنها نمی تواند به دروازه روشنایی برسد.آنها که تفسیر درستی از دوستی و عشق،فرهنگ و انسانیت و نور و هوا هستند.* اگر شیراز شعر شهرهای جهان است یک بخشی از این توصیف دکتر سید محمد بهشتی به خاطر وجود نازنین اهل فرهنگ و ادب از دیرباز تا امروز در کهن شهر شیراز بوده است. بسیار خوشحالم که بخش مهمی از شخصیتِ فرهنگی من در میان این خانواده انسانی رشد کرده است.

*شما همزمان با شیوع کرونا در سازمان فرهنگی شهرداری شیراز پذیرای مسئولیت شدید،شاید این اقدام نوعی خودکشی فرهنگی بود.هیچ به فکر افتادید که با تثبیت کرونا برای مدتی طولانی عطای مسئولیت فرهنگی را به لقایش ببخشید و یا اینکه اساسا فعالیت ها را کلا تعطیل کنید؟

– راستش سال ها تجربه کار فرهنگی و رسانه ای به من آموخته بود که پذیرش هر مسئوولیتی با چالش هایش شیرین است.اسفند ۹۸ و همزمان با پذیرش معاونت فرهنگی هنری سازمان فرهنگی شهرداری بود که کرونا در ایران نیز زنگ خطر را به صدا درآورد.آن روزها گمان نمی کردم این ویروس مخوف سال ها قرار است میهمان کره زمین باقی بماند،اما کم کم قضیه جدی شد و  با شیوع کرونا و تعطیلی بسیاری از برنامه‌های مردمی و میدانی، مهترین چالش پیش روی حوزه فرهنگ می‌توانست متوقف شدن فعالیت‌های فرهنگی باشد. اما تولید فکر و اندیشه خود یک حرکت بزرگ بود و البته هر حرکتی معرفت پیش‌بینی‌گر نیاز دارد که تولید و چاپ کتاب و به کارگیری اصحاب اندیشه برای این چرخه تولید شاید همان معرفت بود.

*پاسداشت مفاخر تاریخ، فرهنگ، هنر، ادب و دانش شیراز، شناخت گنجینه غنی و میراث کهنِ فرهنگی ادبی و هنری شیراز و آشنایی با ساختارهای فرهنگی شیراز؛ مهد تمدن ایران زمین و توجه به بن مایه های مذهبی این کلانشهر فرهنگی، از جمله مواردی بود که در کنار تولید فکر و اندیشه، ما را قانع کرد تا از تهدید کرونا یک فرصت بسازیم و کتاب‌هایی را تولید و منتشر کنیم تا شهروندانش ضمن آشنایی با هویت و گذشته تاریخی خود بیشتر از همیشه بدانند که شیراز باید مثل شیراز باشد نه هیچ شهر دیگری.

*توجه به گویش شیرازی چه در قالب چاپ کتاب تنگِ طلا که مجموعه اشعار با گویش شیرازی از ابتدا تا زمان معاصر است و چه در قالب تولیدات موسیقی محلی شیراز و حتی تولید عروسک های جی جی ویجی همه و همه نشان از توجه ویژه ای بود که شما به گویش شیرازی و مبانی هویتی شهر شیراز داشتید،تاکید شما بر این شاخصه های هویتی در نهادی مثل شهرداری به چه دلیل بود؟

-خب احساس می کردم همه این ها دست آخر ابزارهایی برای همبستگی بیشتر بین شهروندان است.تاکید بر گویش شیرازی در شعر و موسیقی و حتی گاهی در تولیدات چند رسانه ای در حقیقت چون حلقه‌ای مرئی و نامرئی،باعث تحکیم و همبستگی بیشتر شهروندان می شود.یادمان باشد وقتی همسبتگی اجتماعی کم می شود، میزان ایفای مسئولیت اجتماعی هم به تبع آن کم می‌شود؛ چراکه افراد دیگر خودشان را جزوی از جامعه نمی‌دانند.صد البته توجه به میراث معنوی و حفظ و پاسداشت و توسعه گویش شیرازی از دیگر اهداف ما برای این تولیدات بود.

*تا از موسیقی فاصله نگرفتیم از سرود شیراز هم صحبت کنید.

-ایده سرود شیراز را از روز اولی که آمدم شهرداری در ذهنم دنبال می کردم.

برای آهنگ سازی آن به کسی جز حسین علیزاده فکر نمی کردم.شعر آن را نیز اصرار داشتم عبدالجبار کاکایی بگوید.با او صحبت کردم و البته بعد سایر دوستان صحبت کردند.شعر را گفت اما آن گونه که باید  مورد قبول تیم آهنگسازی و خواننده اش قرار نگرفت،اگرچه من خودم شعر را خیلی دوست داشتم.در نهایت ترانه شیراژ را ترانه سرایی که با سالار عقیلی کار می کرد سرود و نتیجه را همه می دانند.این اواخر با جناب استاد مرشد آهنگ ساز خوب شیرازی صحبت کردیم برای ساخت آهنگ ترانه عبدالجبار کاکایی قطعه اولیه را هم ساخت اما خب به عمر مدیریتی من کفاف نداد و دیگر نشد موضوع را دنبال کنم.امیدوارم سازمان فرهنگی کمک کند تا استاد مرشد این آهنگ را بسازد ایمان دارم نتیجه کار خوب می شود.

البته ما آلبوم راه شیراز هم با ده قطعه موسیقی و دو قطعه دکلمه شعر منتشر کردیم که یک کار پژوهشی و دانشگاهی با استفاده از ملودی های قدیمی شیراز بود.دو قطعه از این آلبوم را هم به صورت تصویری تولید و منتشر کردیم.تنظیم و آهنگ سازی آلبوم را هنرمند عزیز و دوست داشتنی جناب کاوه پیمان انجام دادند استاد محمد ذاکر حسین نیز خوانندگی آن را بر عهده داشتند.کار پژوهشی و تحقیقاتی این آلبوم را نیز خشایار طیار برعهده داشت که نوازنده کمانچه در همین اثر نیز بودند.

در کنار آن هم از آلبوم های شهر راز و پریوشون ساخته استاد استاد حسن صفری و دوست عزیز و هنرمند فرهیخته جناب مهدیا علیزاده رونمایی کردیم که البته کارهای پیش تولید آن مربوط به دوره من نبود و فقط افتخار رونمایی از آن را داشتیم.در این اواخر هم تلاش کردیم که از آلبوم منتشر شده شیراز ساخته هنرمند دوست داشتنی حامد فقیهی عزیز کمک کنیم که نمی دانم این اتفاق بالآخره افتاد یا نه.اگر چه همانطور که عرض کردم تقریبا با اغلب گروه ها و هنرمندان موسیقی شیراز کار کردیم و ترانه های آنها را با حداقل سه دوربین به صورت حرفه ای تصویر برداری کردیم،اتفاقی که تا پیش از این برای اجرای بچه های موسیقی شیراز نیفتاده بود.

یک آلبوم پژوهشی با موضوع آوازهای محلی شیراز را نیز با استاد مهران بردیده کار کردیم که متاسفانه فرصت رونمایی از این اثر را نیز پیدا نکردیم.

*شعار شورای جدید شیراز سومین حرم اهلبیت (ع) است برای این منظور که شورای جدید دنبال می کند، حوزه ای که شما مسئولیتش را بر عهده داشتید چه برنامه ای را در دستور کار داشت؟ به برنامه ها اشاره می کنید؟

– می توانم ادعا کنم حجم برنامه ها و فعالیت هایی که ما با حمایت شورای پنجم در سازمان فرهنگی و در جهت تقویت بنیه مذهبی شهر از لحاظ نرم افزاری داشتیم هیچ دستگاه فرهنگی دیگر حتی دستگاهی متولی این موضوع نداشتند!

تولید مستند قرآن نگاری مکتب شیراز که جناب زارع شریفی و استاد گرانقدر جناب دکتر کمالی سروستانی زحمت آن را کشیدند،در کنار تولید دو سرود و ترانه با موضوع شاهچراغ ( ع) و همچنین تولید چندین کتاب با موضوع حضرت شاهچراغ ( ع) و دیگر زیارتگاه های شیراز که از جمله کتاب سیمای شاهچراغ( ع) و جستاری در تاریخ تعزیه شیراز نوشته عبدالصمد فهندژ سعدی و رقیه السادات رضوی ،کتاب کاشی های بهشت با بررسی نقش مایه های حرم شاهچراغ(ع) نوشته راضیه روستا ،کتاب شیراز دارالزیاره با جستاری در فرهنگ زیارت مردم شیراز نوشته مهدی پارسایی و کتاب ، فرهنگ عالمان فارس نوشته استاد عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا برکت و همچنین مجموعه اشعار عاشورایی استاد احد ده بزرگی با عنوان خوشه خورشید .

 در کنار این تولیدات مکتوب در دو سال متوالی و در ایام ماه مبارک رمضان سه برنامه بسیار شاخص را با رویکرد مسجد محوری داشتیم که در رمضان سال ۹۹ برنامه مناره های ملکوت را داشتیم که جزء خوانی قرآن کریم در ۳۰ مسجد تاریخی شیراز بود.یعنی هر روز قرائت یک جزء از کلام الله مجید را در یک مسجد تاریخی توسط قاریان ملی و بین المللی داشتیم که علاوه بر آن با تصویر برداری از ان مسجد و انتشارش در فضای مجازی بسیاری از مساجد تاریخی و ناشناخته شیراز را برای اولین بار به صورت فیلم و ویدیوکلیپ در فضای مجازی و سایت آپارات معرفی کردیم.

همین برنامه را در رمضان ۱۴۰۰ با عنوان مائده های ملکوت داشتیم که البته فقط مساجد تاریخی نبود بلکه قرائت و جزء خوانی قرآن کریم را در مساجد و دیگر بناهای مذهبی تاریخی شیراز توسط قاریان نوجوان و جوان داشتیم که در این برنامه امامزاده های شاخص شیراز را در این قالب معرفی کردیم.

برنامه شهر مهربان را نیز در رمضان ۱۴۰۰ با رویکرد فرهنگ و اخلاق شهروندی تعریف کردیم که هر یک روز از ماه مبارک رمضان به یک مسجد می رفتیم و از دو خانم و آقای نمازگزار که مهربان و مسئولیت پذیر بودند با اهداء لوح تقدیر و کارت هدیه قدردانی می کردیم و با آنها پیرامون اخلاق شهروندی از نگاه نمازگزاران مصاحبه و آن را در فضای مجازی منتشر کردیم. به عبارتی در ۳۰ روز ماه مبارک ۶۰ نمازگزار مومن و مهربان و مشارکت جو را با انتخاب هیات امنای مساجد در ۱۱ منطقه شهرداری شیراز معرفی کردیم که در کنار آنها به معرفی این مساجد و فعالیت هایشان اقدام کردیم.

در کنار این تولیدات به بسیاری از فعالیت های فرهنگی توسط آستان احمدی و محمدی کمک و در برنامه های آنها مشارکت کردیم.

اختصاص دو میلیارد تومان به تعمیر مساجد تاریخی شهر که مصوبه شورای پنجم بود نیز از دیگر اقدامات ما در تبیین شیراز به عنوان سومین شهر حرم اهلبیت ( ع) بود و این اواخر نیز کنگره بزرگ شعر جهانی اهل بیت (ع) را با حضور شاعران برجسته داخلی و برخی از کشورهای مسلمان همسایه به صورت مجازی برگزار کردیم که خوشبختانه بازتاب خوبی در محافل ادبی و مذهبی کشور داشت. این برنامه نیز از مصوبات شورای پنجم بود

برنامه های منظمی مثل خوشنویسی آیات قرآن کریم در شب های قدر با عنوان کلک کریمان و کارگاه گرافیک و خوشنویسی دعای تحویل سال برای نخستین بار همه و همه در جهت تقویت شیراز به عنوان سومین شهر حرم اهلبیت ( ع) بود.

این اواخر نیز عروسک های قرآنی را برای آموزه های قرآنی طراحی کرده بودیم که به مرحله ساخت نیز رسید اما هنوز به مرحله تولید فیلم و کلیپ نرسیده است.

و در پایان باید اشاره کنم که در تمام ماههای محرم و صفر و ماه مبارک رمضان بودجه قابل توجه ای را به هیات و دستجات مذهبی برای برنامه های فرهنگی مذهبی اختصاص دادیم و سیاهپوشی و آذین بندی شهر در مناسبت های مذهبی را نیز ساماندهی کردیم.

با هر متر و معیاری که بخواهیم داوری کنیم،تولید محتوای فرهنگی،مذهبی در کنار همکاری و حمایت از ارگان های فرهنگی و مردمی را در دوره ای که اینجانب مسئولیت بر عهده داشتم نمی شود انکار کرد.

ایمان دارم شورای محترم ششم و کمیسیون فرهنگی این شورا با دغدغه مندی که از آنها سراغ دارم نه تنها این برنامه ها را ادامه می دهند بلکه توقع و انتظار می رود که ان شاء الله با توان چند ده برابر بنیه های مذهبی شهر را تقویت کنند.

*از عروسک های قرآنی نام بردید،ساخت و تولید عروسک های شهروندی با عنوان هپشول و کپشول نیز ایده جالبی برای آموزش فرهنگ شهروندی به بچه ها بود. ایده ساخت و تولید آنها نیز جذاب بود و به نظر مورد استقبال شهروندان قرار گرفت.

-بله ممنونم از توجه شما.

واقعیت این است که آموزش اصول شهروندی از سنین کودکی می تواند سبب نهادینه شدن حقوق شهروندی، بهبود وضعیت اجتماعی و فرهنگی و در نهایت افزایش مشارکت های اجتماعی در جامعه شود.نمایش عروسکی نیز از موثرترین روش های انتقال مفاهیم کمی و کیفی آموزش به کودکان و حتی بزرگسالان است.

قابلیت فیزیکی و تحرک عروسک ها در نمایش عروسکی، تاثیر فراوانی در باورپذیری کودکان  برای انتقال پیام اخلاقی و فرهنگی دارد. نمایش عروسکی عاملی است برای دیدن بسیاری از نادیده ها، خصوصیتی که نمایش عروسکی دارد می تواند قوه تخیل و باور پذیری را در کودکان برانگیزد،به همین منظور ساخت عروسک های شهروندی برای اولین بار در دستور کار اداره توسعه فرهنگ شهروندی قرار گرفت که خوشبختانه بازتاب خوبی بین کودکان شهرمان داشت و به همین منظور به زودی شخصیت های دیگری نیز به مجموعه هپشول و کپشول اضافه می شوند که ساخت عروسک مادر بزرگ به اتمام رسیده است.

* و البته گویا ساخت عروسک های جی جی ویجی که عروسک های سنتی نمایش در شیراز است نیز به اتمام رسیده.

-بله خب عروسک‌های سنتی یکی از ابزارهای بسیار مهم در انتقال پیام به جامعه ایرانی بوده است.به ویژه آنکه بسیاری از حرف ها و پیام ها از زبان عروسک های نمایشی خیلی راحت بیان می شود و کمتر دچار تیغ سانسور می شوند.در واقع در بسیاری از بزنگاه ها و گرفتاری و تنگناها این عروسک های سنتی نمایش آئینی ایران بوده که سعی کرده مشکلات و گرفتاری ها را در سطح حاکمیت و مردم کم کند.

عروسک های آئینی در کارکردهای سیاسی، اجتماعی،پ آیین‌ها و بازی‌ها ایفای نقش داشته و دارند و حتی  در درمان بیماری‌ها نیز به کمک روان‌درمانگرها آمده‌اند و در رشد بچه‌ها و شخصیت‌شان تاثیر مستقیمی داشته و دارند.بنابراین با ساخت عروسکپ های جی جی ویجی نه تنها بخشی از تاریخ نمایش آیینی یراز را زنده نگه داشتیم بلکه وظیفه داریم میراث معنوی شهر را به هرطریق ممکن زنده نگهداریم.

 *َاز میان دهها کتابی که در سازمان فرهنگی شهرداری شیراز منتشر شد،شاید شیراز یک شهر و سی و یک داستان کتاب متفاوتی باشد.یک مجموعه داستان از بهترین نویسندگان شهر و البته کشور با موضوع شیراز . ایده چاپ این کتاب از کجا به ذهنتان رسید؟

– خب بسیاری از شهرهای مهم دنیا را شاید داستان نویسان مطرح کردند یا حداقل آن شهر را پررنگ کردند. شاید اگر امروز از پراگ به عنوان زیباترین یا حداقل یکی از زیباترین شهرهای اروپا نام برده می شود دلیلش پراگِ کافکا باشد. در واقع روایت او از پراگ بود که این شهر را بیشتر از همیشه بر روی زبان ها انداخت.

برلین الکساندر پلاتس آلفرد دوبلین یکی از شاهکارهای داستان نویسی برای شهر است.رمانی که اصلا شخصیتش یک کلانشهر است و جزو صد کتاب برتر تاریخ ادبیات قرار دارد.برلین الکساندر پلاتس ، رمان بزرگ برلین و جمهوری نابود شده ی وایمار است.

ما همچنین در قرن بیستم سه رمان داریم که شخصیت اصلی آن شهر است؛ مانند رمان «اولیس» اثر جیمز جویس و «منهتن ترانسفر» اثر جان دوس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پاسوس.

 جالب است بدانید برلین بعدها سوژه فیلمسازان آلمانی می شود و مثلا زیر آسمان برلین را وقتی ویم وندرس فیلمساز شهیر آلمانی می سازد تمام نگاهها به برلین معطوف می شود.

مثال در این زمینه زیاد است حتی نویسنده بزرگی مثل چارلز دیکنز داستان دو شهر را می نویسد که داستانش در لندن و پاریس، قبل و در طول انقلاب فرانسه رخ می‌دهد. رمانی که با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه در جهان، به همراه کتاب شازده کوچولو دو سنت اگزوپری ، پرفروشترین کتاب‌های تک‌جلدی جهان در تمام دوران‌ها است

داستان دو شهر البته پرفروش‌ترین کتاب تک‌جلدی انگلیسی‌زبان دنیا و یکی از مشهورترین عناوین در ادبیات داستانی است.

این سابقه ذهنی از روایت شهرها در قالب فیلم و داستان من را قانع کرد که شیراز با آن گذشته تاریخی و فرهنگی و با روایت هایی که بسیاری از جهانگردان و مورخان در توصیف زیبایی آن داشته اند و نیز به لحاظ جایگاهی که در ادبیات و شعر دارد،چرا نباید یک مجموعه داستان از آن داشته باشیم؟

وقتی در اولین جلسه پیرامون این ایده با محمد کشاورز،ابوتراب خسروی و اکبر صحرایی صحبت می کردیم،تابستان سال ۹۹ بود.به دوستان پیشنهاد دادم سال آینده از سده هزارو سیصد وارد هزار و چهارصد می شویم و خیلی خوب است که حداقل ده داستان برای صد سال هزار و سیصد داشته باشیم به این صورت که هر دهه را یک نویسنده در قالب یک داستان بنویسد. به فرض مثال خواستم که یک داستان از ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ را مثلا ابوتراب بنویسد،۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ را مثلا امین فقیری بنویسد و ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ را مثلا محمد کشاورز و همینطور الی آخر….در نهایت وقتی وارد ۱۴۰۰ می شویم ما صد سال  تاریخ شیراز یعنی  سده ۱۳۰۰ را در قالب داستان خواهیم داشت.تمام دوستان حاضر در جلسه ایده را بسیار خوب توصیف کردند اما گفتند این کار چند سال پژوهش و تحقیق لازم دارد و به دوره مدیریت شما نمی رسد! هرچند من اعتقاد داشتم هر نویسنده ای که قرار بود یک دهه از دهه های ۱۳۰۰ را بنویسد می توانست یک ماهه چند منبع را مطالعه و در نهایت یک داستان کوتاه را در فضای همان دهه بنویسد اما خب آنها قرار بود داستان را بنویسند و باید با عزیزان راه می آمدیم. در نهایت پیشنهاد دادم عزیزان نویسنده در داستان های کوتاه خود حتما کوچه و خیابان ها و پارک ها و میادین و گذرها و خلاصه هر آن چیزی که یک نماد و نشانه شهری است را در داستان خود لحاظ کنند و فضا و اتمسفر جغرافیایی شیراز در همه داستان ها ملموس باشد.این صحبت مورد موافقت دوستان عزیز نویسنده قرار گرفت و در نهایت به پیشنهاد دوست عزیزم جناب آقای دهقان قرار شد که جناب آقای کشاورز رهبریِ این کار را بر عهده بگیرند. همانجا یک لیست اولیه از داستان نویسان تنظیم که بعدا این لیست تکمیل شد و در نهایت ۲۷ نویسنده ۲۷ داستانِ کوتاه راجع به شیراز نوشتند که به پیشنهاد جناب آقای محمد کشاورز قرار شد ۴ داستان نیز از داستان های چاپ شده نویسندگانِ بزرگی که برای شیراز داستان نوشته اند به این مجموعه اضافه شود که در نهایت کتاب “شیراز یک شهر و سی یک داستان” متولد شد.

 *تولید و چاپ کتاب “تُنگِ طلا” که برگزیده شعر شیرازی است نیز از دیگر کتاب های خوبی بود که در زنده نگه داشتن گویش شیرازی و معرفی شاعران بومی سرا بسیار موثر بود،در این رابطه نیز اگر کوتاه توضیح دهید ممنون می شوم.

– همانطور که شما اشاره داشتید شاعران بومی که به گویش‌های محلی شعر می‌سرایند در احیا و زنده نگه داشتن گویش‌های بومی نقش قابل توجهی دارند.

می دانید که تجربه ثابت کرده معمولا شعر بیشتر از نثر برای مخاطب جذابیت دارد و در حافظه ذهنی او بیشتر می ماند.شعر با گویش محلی نیز از این قاعده مستثنی نیست و شاید بسیاری از گویش ها با قدرت واژگان شعریِ شاعران گویشی است که زنده مانده اند.در واقع و به تعبیری وقتی یک گویش می میرد یک ملت می میرد و شاعران گویشی مرگِ گویش را به تاخیر می اندازند.هرچقدر گویشوران تعداشان بیشتر باشد احتمال انتقال گویش به نسل های بعد بیشتر و در نتیجه شانس زنده ماندنش افزایش پیدا می کند.

از دیدگاه یونسکو اکثر قریب به اتفاق گویش ها در معرض نابودی است و ادبیات می تواند آنها را از مرگ زودرس نجات دهد.معتقدم ادبیات یک فرهنگ است،یک حرکت منزل به منزل تولیداتش،خود به خودی نیست.این آهستگی و پیوستگی در ادبیات را بسیار دوست دارم.

 اهمیت کتابی که ما با عنوان تنگ طلا تولید و چاپ کردیم فقط به این دلیل نیست. بلکه در این کتاب علاوه بر بیژن سمندر و یدالله طارمی که بسیاری از ما و مردم آنها را می شناسیم شاعرانِ خوبِ دیگری را نیز در حوزه شعرِ گویشی شیراز داریم که در این کتاب سعی کردیم آنها و شعرشان را معرفی کنیم.در واقع ما از شمس پُسِ ناصر شاعر سده هشتم هجری در این کتاب شعر داریم تا شاعرانی مثل سید حبیب دادرس و یا غلامعلی خوشبخت و یا مریم دانشفرد و احد ده بزرگی و مهدی مباشر و دیگران.

 *جشنواره نوروزی موسیقی ۱۴۰۰ با عنوان طنین تاریخ،در شرایط اپیدمی پاندومی کرونا،حال و هوای دیگری به شهر داد.چه شد که به سراغ موسیقی آن هم در شرایط سخت بیماری کرونا رفتید؟

-ابتدا باید یادآور شوم که موسیقی به شهر جان می بخشد.خیلی از شهرها در دنیا از موسیقی به عنوان  راهی برای تحقق برخی از اهداف اقتصادی-اجتماعی و به طور خاص اهداف فرهنگی استفاده می کنند و موسیقی را به عنوان روشی برای موفقیت در توسعه شهری می دانند.

به عنوان مثال شاید برای شما جالب باشد که بگویم آمستردام اولین شهری بود که “شهردار شبانه” تعیین کرد، یک فرد مسئول برای تقویت زندگی شبانه و قدرت بخشیدن به اجرای موسیقی در شهر.

در آفریقای جنوبی،از موسیقی به عنوان رسانه ای برای یکپارچگی و اتحاد اجتماعی و افزایش آگاهی در مورد مسائل توسعه استفاده می کند یا مثلا در انگلستان،  سالانه گزارشاتی در مورد تأثیر گردشگری موسیقی بر اقتصاد محلی تهیه می کند.

در سال ۲۰۰۴ ، یونسکو به منظور ارتقا همکاری جهانی در بین شهرهایی که خلاقیت را ابزاری برای توسعه پایدار، پیشرفت شهری، اتحاد و یکپارچگی اجتماعی و حفظ تنوع فرهنگی می دانند، “شبکه شهرهای خلاق” را ایجاد کرد. از آن زمان تاکنون، حدود ۲۰ شهر توسط یونسکو به عنوان شهرهای موسیقی معرفی شده اند،که از جمله شهر سنندج خودمان است.این ها را گفتم که بر اهمیت موسیقی برای توسعه شهری تاکید کنم و خب شیراز شهر دعا،شهر تاریخ،شهر فرهنگ و هنر و البته شهر شعر و موسیقی و ترانه است،بنابراین غیر از این موارد کلی که عرض کردم به چند دلیل دیگر تصمیم به اجرای جشنواره موسیقی نوروزی ۱۴۰۰ گرفتیم.

اول اینکه در بیش از یکسالی که از شیوع ویروس کرونا گذشته بود هنرمندان موسیقی شهر هیچ اجرایی نداشتند هم روح این عزیزان دچار فرسایش شده بود هم روحیه شهروندان ضعیف شده و آستانه تحملشان پایین آمده بود که اجرای موسیقی می توانست حال شهر و شهروندان و هنرمندانش را خوب کند و البته تا حدودی هم در آستانه عید نوروز یک حمایت حداقلی هم به لحاظ مالی داشتیم.

دوم اینکه با این جشنواره هم گروه های موسیقی محلی شیرازی را معرفی می کردیم و هم در حفظ و پاسداشت و ترویج گویش شیرازی ایفای نقش داشتیم و هدف دیگر ما معرفی جاذبه های گردشگری شهر شیراز از طریق اجرای موسیقی و پخش آن در شبکه های مجازی بود.در کنار همه این ها شور و نشاط اجتماعی در شرایط سخت بیماری کرونا می توانست حالِ دلِ مردم را بهبود بخشد.

تاکید می کنم موسیقی، می تواند به عنوان ابزاری برای تحول اجتماعی و غلبه بر برخی از چالش های اصلی شهر عمل کند.

*صحبت پایانی؟

– ابتدا باید بگویم ما سعی کردیم همه رشته های هنری و هنرمندانش را ببینیم.در حوزه هنرهای تجسمی با مصوبه شورای پنجم ،۵۰۰ میلیون تومان خرید آثار هنری داشتیم که ۲۷ اثر از ۲۷ هنرمند را شامل شد.

در مرحله بعد و برای سال ۱۴۰۰ شورا مبلغ ۲ میلیارد تومان را برای این منظور مصوب کرد که در آخرین روزهای فعالیت شورای پنجم از حدود ۸۰ هنرمند اثر دریافت کردیم که حدود ۶۰ اثر در داوری مورد تایید قرار گرفت و قیمت گذاری شد که ان شاء الله دوستان خوب ما در سازمان فرهنگی، پروسه خرید این آثار را تکمیل می کنند.

-در حوزه تئاتر نیز رویکرد ما ترویج تئاتر آئینی و خیابانی با تکیه بر سیاه بازی و نوروز خوانی به عنوان نمایش های آئینی این سرزمین بود که البته در مناسبت های مذهبی تعزیه و پرده خوانی و نقالی هم به آنها اضافه می شد.

در کنار آن جشنواره ملی تئاتر خانوادگی را برای اولین بار با رویکرد فرهنگ شهروندی برگزار کردیم.

-در حوزه سینما نیز رویکرد ما سینمای مستند در جهت پاسداشت فرهنگ و تاریخ و هنر شهر و معرفی صنایع دستی عمدتا فراموش شده و در مجموعه هویت بخشی به شهر بود که فکر کنم حدود ۱۰ مستند در این رابطه تولید شد و البته ۸ تیزر حرفه ای و کوتاه نیز برای معرفی شهر شیراز ساخته شد.

-در حوزه شعر هم ضمن اینکه چندین کتاب با این رویکر چاپ و منشر کردیم برای اولین بار جشنواره طنز شهرخند را با رویکرد توسعه فرهنگ شهروندی برگزار کردیم و برگزاری اولین جشنواره جهانی شعر اهل بیت را نیز با حضور شاعران کشورهای همسایه و مسلمان برگزار کردیم.

-نخستین جشنواره ملی ترانه شیراز را نیز به منظور ارج نهادن به هنر ترانه سرایی، حمایت از هنرمندان این عرصه و شناسایی استعدادهای جوان برگزار کردیم که بخش ویژه آن به شیراز اختصاص داشت.

-اولین جشنواره ملی رسانه و شهر را نیز با هدف استفاده از ظرفیت روزنامه‌نگاران و دانش‌افزایی آنها در مسیر  مسئولیت‌پذیر کردن شهروندان تعریف و برگزار کردیم.

 -همزمان یا یکصدمین سالروز تولد سیمین دانشور شد، فراخوان جایزه ادبی سیمین را داشتیم که به ۶ مقاله مربوط به پژوهش‌های ادبیات داستانی و در بخش ویژه نیز به ۶ مقاله با موضوع سیمین دانشور  را به عنوان آثار برتر معرفی کردیم.

-تولید دهها ویدیو کلیپ با رویکرد آموزش فرهنگ شهروندی،ایجاد نخستین کتابخانه تخصصی شهروند و نیز افتتاح و بهره برداری از حداقل ۴ کتابخانه در فرهنگسراهای شیراز با میز مطالعه استاندارد و دهها فعالیت فرهنگی دیگر همه و همه در مدت یکسال و نیم (۱۸ ماه) مسئولیت اینجانب در سازمان فرهنگی به نظرم اتفاقی میمون و مبارک بود که بدون حمایت های شورای پنجم و شخص مهندس اسکندر پور شهردار شیراز امکان پذیر نبود.

در همه برنامه ها و فعالیت هایی که عرض کردم تاکید می کنم حضور پررنگ دوست و همکار فرهیخته حسن دهقان به عنوان رئیس اداره فرهنگی هنری بسیار موثر بود.او در واقع یک فرمانده و ژنرال فرهنگی خوش فکر بود که وجودش قوت قلبی برای سازمان بود.

زحمات،و پیگیری و دقت نظر و دلسوزی سرکار خانم شبنم عالی بیگی نیز به عنوان رئیس اداره توسعه فرهنگی قابل تقدیر است به ویژه تلاش هایی که برای چاپ کتاب های اموزش فرهنگی شهروندی داشت.پیش از او نیز سرکار خانم فرناز مراد پور مسئوولیت این حوزه را بر عهده داشتند که برنامه های بسیار خوبی رابرای حوزه شهروندی تدوین کرد و بعدا نیز در روابط عمومی سازمان یار و مدد کار ما بودند.

جناب آقای فتوحی معاون مالی سازمان با نگاه فرهنگی خوبی که داشتند در اجرای برنامه ها و فعالیت های ما شاید بیشترین و مهمترین نقش را داشتند و البته همه همکاران خوبم در حوزه معاونت فرهنگی هنری سازمان و عزیزانی که در فرهنگسراها زحمت کشیدند،و صد البته از حمایت ها و همراهیخ های جناب دکتر جعفری ریاست محترم سازمان نیز باید تشکر کنم و در راس همه و به صورت خیلی ویژه از شهردار وقت جناب آقای مهندس اسکندر پور که با اعتقاد و اعتماد خواستند من به سازمان فرهنگی بروم صمیمانه قدر دانی می کنم.باید خیلی به ندرت پیدا می شود یک شهردار تا این اندازه نگاه فرهنگی به موضوعات شهر داشته باشد.

از جناب دکتر دستغیب ریاست محترم کمیسیون فرهنگی شورا و نیز از دکتر موسوی ریاست محترم شورای پنجم که هر دو بزرگوار با حمایت ها و همراهب ها و دلسوزی هایشان مرا شرمنده کردند و صد البته اعضای محترم کمیسیون فرهنگی و دیگر اعضای شورای پنجم هم باید قدردانی کنم.

بی انصافی است اگر از جناب آقای هاشم پور معاونت محترم اقتصادی و مالی و نیز دکتر منصور آبادی مدیر کل محترم مالی و سایر همکارانشان در این بخش یادی نکنم که واقعا همراه و پایه کار بودند.

 به هر حال همه و همه در کنار هم روزهای خوبی را برای فرهنگ شهر رقم زدیم که به نظرم تاریخ بعدها در این مورد قضاوت منصفانه ای داشته باشد.

در پایان برای اعضای محترم شورای ششم و شهردار منتخبش آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.کم نیستند اعضای این شورا که تجربیات خوبی در حوزه مدیریت شهری و مباحث عمرانی دارند .خوشبختانه دغدغه مندی آنها نیز از جنس فرهنگ با رویکرد مذهبی است که امیدوارم در نهایت به آرامش شهر و شهروند منجر شود.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme