خانه » اجتماعی » کافی شاپ یا شیره کش خانه مدرن؟

کافی شاپ یا شیره کش خانه مدرن؟

پیوند ثابت http://khabarparsi.ir/?p=6023

 خبر پارسی – مستانه مرتب – در را که باز کردم صدای زنگوله بالای آن اطلاع داد که تازه واردی آمده است.

بوی تند قهوه و صدای موسیقی آرام به ذهنم این نوید را داد که درست آمده ام، یک فضای دنج و خلوت برای فکر کردن و آرامش گرفتن و دوری کوتاه مدت از دغدغه های زندگی. زمان زیادی نگذشته بود که هر دو میز کنار من را چند جوان پر شر و شور اشغال کردند. با صدای بلند سکوت فضا را به هم ریختند و دود سیگار (و البته دو نفر هم فراتر از سیگار) حالت خفگی غیر قابل تحملی را ایجاد کرد.نمی دانم به کافی شاپ آمده بودم یا یک شیره کش خانه مدرن که چند جوان زیر بیست سال برای اثبات بزرگ شدنشان ریه های دیگران را نشانه گرفته بودند! ابر غلیظی محیط را گرفت و من قبل از اینکه راه خروج را گم کنم بیرون رفتم.

10351733_522849047814639_187881066674387593_n

10599636_522849414481269_6460855910266911961_n

 استاد “تقی آزاد ارمکی” جامعه شناس و مدرس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در این زمینه معتقد: کافی شاپ نشینی نوعی “سبک زندگی نسلی” است. قدیمی تر ها در منازل یا طبیعت دور هم جمع می شدند و جوانان نسل جدید که از خانواده ها دور شده اند،به این فضاها می آیند.

نمی خواهیم بگوییم توطئه و دشمنی برای انحراف جوان ما صورت گرفته،اما معمولا کافی شاپ پاتوق جوانان سر در گمی است که نمی دانند کجا بروند و از فضای خانواده هم دور هستند.این به معنای آن نیست که نسل جدید ضد خانواده است بلکه معمولا خانواده ها بخصوص والدین در مدیریت اعضایشان ضعف دارند و آنها را از خود دور کرده اند.به هر حال این نسل مستقل تر و مدرن تر و خود محور تر است و تمایل بیشتری به حضور در پاتوق ها دارد. هیچ چیز مانند خوردن و غذا مردم را به هم نزدیک نمی کند. در رستوران مردم گرسنه هستند و ذهن آنها حول محور خوردن و زودتر آماده شدن غذا می چرخد اما در کافه ها تجمعی وجود دارد که هدف اصلی آنها سیر شدن نیست. یکی از دلایل تمایل جوانان به کافه ها کمبود امکانات تفریحی است که آنها را به این مکان می کشاند تا دور هم جمع شوند و گپ بزنند. فرهنگ کافه نشینی در کشور ما به شکل قهوه خانه ای وجود داشته و در آن تئاتر و شاهنامه خوانی هم انجام می شده است.تاریخچه احداث اولین قهوه خانه متعلق به دوران شاه تهماسب صفوی در شهر قزوین است اما بعدها در اصفهان رونق بسیاری گرفت به طوری که گفته می شود شاه عباس در این قهوه خانه ها با شعرا و هنرمندان نشست داشته است. در این قهوه خانه ها قهوه نوشیده می شد، اما با ورود چای به ایران توسط کمپانی هند شرقی “چای” تبدیل به نوشیدنی اصلی می شود.

 اولین کافه به شکل مدرن توسط “خاچیک مادیکنیاس” در تهران دایر شد که پاتوق شاعران و نویسندگان و روشنفکران بود. هنرمندان و دانشجویان بسیاری از محیط کافه ها استفاده می کنند اما به دلیل موقعیت منحصر به فرد این مکان ها متاسفانه بعضی هم تبدیل به محل ترویج آئین های منحرف و عرفانهای نوظهور و برخی روابط غیر اخلاقی شده اند. در واقع به دلیل وجود جوان های بسیار پتانسیل بالایی برای شکل گیری افکار عمومی در پاتوق ها بخصوص کافی شاپ ها وجود دارد و می توان با برنامه ریزی صحیح و البته نه موضع گیری و سخت گیری، این فضاها را تبدیل به پایگاه های قدرتمند فرهنگ و هنر کرد.

در اروپا مخصوصا کشور فرانسه کافه نشینی بخشی از زندگی روزمره است. کافه دارها آثار هنرمندان را خریداری می کنند و در معرض نمایش قرار می دهند و با این کار هم به جذب مشتری و سود مالی می رسند و هم از هنرمند حمایت می کنند . علاوه بر این ها سطح سواد هنری عامه مردم را بالا می برند. در کشور خودمان هم حرکت هایی برای تغییر شکل و فضای کافی شاپ ها صورت گرفته اما کافی و راضی کننده نیست. هنرمندان و ورزشکاران بسیاری هم به این مقوله علاقه نشان داده اند که از جمله می توان رضا صادقی،حمید عسگری،رضا قیصریه(مترجم و نویسنده کتاب کافه نادری)،محمد صالح علا،بهرام رادان،علی مصفا و لیلا حاتمی،حمید استیلی و شهاب حسینی را نام برد.اما صرفا وجود کافه و ارتباط با هنرمند کافی نیست،باید حرکت تازه ای در فضایی که فراهم کرده اند با توجه به تخصص آنها صورت بگیرد. در کافی شاپ حمید استیلی (کافه پائیز) دیوارها خاطرات جام جهانی ۹۸ را زنده می کند و اکثر فوتبالیست ها و برخی هنرمندان پاتوقشان آنجاست.نماد این کافه “تسبیح” است، هزاران نوع تسبیح آنجا وجود دارد که مشترکین به یادگار گذاشته اند و شبیه یک کلکسیون بی نظیر شده است. این می تواند یک حرکت جدید و جالب قابل قبول باشد.

10530758_522849331147944_2126242973674606469_n

 کافه ها بایستی از این حالت گیجی و سر در گمی خارج شوند. می توانند محلی برای نشر اخبار،بحث و گفت و گو،نقالی،سرگرمی یا پاتوق مطبوعاتی باشد و یا در شکل کامل تر و پیشرفته تر به کافه گالری،کافه فیلم یا تئاتر، کافه موزه یا کافه کتاب تبدیل شوند و در آن شاهد پخش و نقد فیلم،اجرای تئاتر، نمایش آثار متفاوت هنری و نقد کتاب و شعر باشیم مخصوصا که در نسل جدید با بحران کتاب خوانی و توجه به فرهنگ و هنر روبرو هستیم.

4 دیدگاه

  1. کافی شاپ های خیابان محلاتی هم همین جوریه

  2. این را باید از نماینده شیراز مخصوصا ضرغام صادقی پرسید که اگر به مشکلات مردم شیراز رسیدگی میکرد ،این طوری نمیشد
    ضرغام صاغدقی ابوالمشاغل فارس

  3. من الان یه لحظه دچار حیرت شدم ، مگه آقای روحانی نفرمودن که کسی رو به زور به بهشت نبرید؟
    اون که بهشته رو زورکی نباید ببرید ، مسائل اجتماعی که جای خود داره.
    چرا به آزادیهای اجتماعی اشکال می کنید؟
    پس اعتدال کجا رفت؟

    • چه ربطی داشت!!! ایراد بنی اسراییلی که می گویند مصداقش این کامنت شماست! منع دود در اماکن عمومی جزء ابتدایی ترین حقوق اجتماعی مردم هست که باید رعایت بشه؛ توی کافه های دوازده متری بیست نفر سیگار میکشند و بقیه را معذب میکنند! البته این رفتارها و ادا در آوردنها خاص کشورهای عقب افتاده است نه پیشرفته.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme