خانه » اخبار ویژه » اگر فرماندار شیراز بودم …

اگر فرماندار شیراز بودم …

پیوند ثابت http://khabarparsi.ir/?p=6293

خبر پارسی –سرویس بانک ایده – فرزاد صدری – من اگر فرماندار شیراز بودم شورای اداری را مهمترین و بهترین ابزار توسعه  کلانشهر شیرازقرار می دادم. بررسی می کردم ببینم واقعا اداره های ما در شهر شیراز چقدر کارکنانی با انگیزه،وفادار،پرتلاش و عاشق کار و اداره خودشان دارند؟

چه کار کنیم کارکنان اداره های شهرمان با همه وجودشان درگیر کار شوند؟چه باید کرد که وقتی کارمندی از اداره اش صحبت می کند با حرارت راجع به اداره خود صحبت کند و از این که کارمند آن اداره است احساس تنفر و حقارت نکند؛طوری که دیگران آرزو می کردند کاش در اداره آنها کار می کردند.به دنبال پاسخ این پرسش می گشتم که چرا باید اغلب کارمندان ما از شغل و اداره خود ناراضی باشند؟وظیفه مدیر اداره در این میان چیست؟

به عنوان فرماندار بررسی می کردم ببینم مدیران زیر مجموعه من چه باید بکنند تا کارمندانشان به اداره خود وفادار بمانند و تلاش فوق العاده از خود نشان دهند؟واقعا یک مدیر چگونه باید برنامه ریزی کند تا با افتخار سر خود را بالا بگیرد و اعلام کند من بهترین کارکنان را در بین اداره های کلانشهر شیراز دارم؟

چقدر خوب بود اگر کارکنان اداره های شهرم مشارکت بیشتری در سازمان خود می داشتند و چقدر خوب تر بود که آنها ایده های نو آورانه بیشتری به سازمان خود می دادند؟به عنوان فرماندار می خواستم بدانم کدام کارمند شهرم در کدام اداره حاضر است ایده های نو آورانه بیشتری ارائه می داد و مدیران اداره های ما چقدر کارکنان خود را به این مسئله تشویق و ترغیب می کردند؟

دنبال می کردم ببینم چند درصد از کارمندان شهرم بر روی اداره های خود تعصب دارند و با حرارت از سازمان خود دفاع می کنند و در انجام وظیفه در ساعت مورد نظر تلاش فوق العاده دارند؟ چه اشکالی داشت به عنوان فرماندار به کارکنان شهرم بیاموزم همانند تماشاگران فوتبال که شعار می دهند بازیکن بی غیرت نمی خوایم نمی خوایم آنها نیز شعار سر دهند کارمند بی غیرت نمی خوایم نمی خوایم!

به عنوان فرماندار در برنامه ریزی های خود تلاش می کردم کارمندان شهرم احساس کنند نظارت بیشتری می شوند آنها باید حس رقابت را در خود تقویت کنند. به آنها می آموختم اگر در فوتبال بازیکنی خوب بازی می کند به لیگ برتر می رود بعد به تیم بهتری می رود و حتی می تواند لژیونر شود در نتیجه درآمد او بالاتر می رود. به او می آموختم که یک کارمند هم می تواند لیگ برتری شود.لیگ برتر او ارتقاء درجه سازمانی او است. او می تواند مدیر یک بخش بالاتر،معاون و رئیس اداره شود و با درخشش در این پست ها معاون مدیر کل،مدیر کل،معاون وزیر و حتی وزیر شود. به او یاد می دادم این مباحث نه خیال و نه آرزو است که عین مسیر طبیعی زندگی اداری است. تمام تلاش خود را می کردم تا این روحیه در هر اداره و سازمانی ساری و جاری شود چرا که به عنوان فرمانداراعتقاد داشتم کارمندان ما با برنامه ریزی و عشق و علاقه و پشتکار و امید به آینده است که می توانند لیگ برتری شوند که حتی لژیونر شوند،باشگاه خارجی آنها می تواند هم بخش خصوصی در کنار کار دولتی و هم جایگاه آنها در مراتب بالای سازمان باشد.

به عنوان فرماندار نه تنها شورای اداری شهر را جدی می گرفتم که بر این باور بودم این شورا می تواند نقطه عطف پیشرفت هر اداره باشد چرا که با بررسی عملکرد اداره ها در هر جلسه و فهمیدن نقاط ضعف و قوت آنها به گونه ای برنامه ریزی می کردم که بدانم از هر اداره چه توقعی دارم.

در این شورا از همه مدیران می خواستم مقوله فرهنگ را جدی بگیرند و از آن به عنوان یکی از زیر ساخت های مهم توسعه استفاده کنند.در این شورا از رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواستم اولین وظیفه اش بالا بردن سطح فرهنگی و مذهبی خود و کارکنانش باشد. چگونه اداره ای که مدیر و کارکنانش با مقوله فرهنگ و دین باوری بیگانه هستند می خواهند سطح بینش فرهنگی و مذهبی مردم را ارتقاء دهند؟چگونه اداره ای که قرار است فرهنگ عمومی را ترویج دهد،خود با این مقوله بیگانه است؟در این شورا بررسی می کردم که آیا مدیر و کارکنان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خود از اخلاق حسنه فرهنگی برخوردار هستند یا خیر؟ اگر  این ویژگی را داشتند سعی بر تقویت سایر شاخصه هایی که این نهاد و کارکنانش دارند می کردم و اگر از این ویژگی برخوردار نبودند با استفاده از اساتید خبره مرتبط با این حوزه به آموزش مفاهیم اولیه حوزه یاد شده می پرداختم تا مدیر و کارکنان فرهنگ و ارشاد اسلامی در تعامل بیشتری با اصحاب فرهنگ و هنر و نیز مردم قرار می گرفتند نتیجه این تعامل ارتقاء سطح فرهنگ عمومی هم در حوزه فکر و نظر و هم در حوزه عمل است.

در این حوزه همچنین بررسی می کردم که آیا مدیر و کارکنان حوزه فرهنگ از صبر به عنوان یکی از شاخصه های دینی برخوردار هستند یا خیر؟ همچنین بررسی می کر دم که آیا جناب رئیس و کارکنان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هنجارهای اجتماعی را رعایت می کنند ؟رعایت هنجار ها به هنگام رانندگی و عبور از خط عابر پیاده ،رعایت اخلاق شهروندی،شهر را خانه خود دانستن، حسن ظن به اهل فرهنگ و هنر و صد البته مردم و…همه و همه از مواردی است که یک شاغل در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می بایست نه تنها رعایت کند بلکه نمونه ای از الگوی فرهنگ ایرانی و اسلامی برای جامعه باشد.

در این شورا بررسی می کردم که آیا شهردار شهرم خود یک شهروند نمونه است؟باور کنید به منزل او می رفتم ببینم فضای سبز خانه اش و آراستگی منزل او چگونه است؟ اگر مناسب بود امیدوار می شدم که می تواند شهردار خوبی برای شهرش باشد،اگر اقتصاد خانواده او خوب بود،اگر کارمندان شهرداری مشکل مالی نداشتند و اگر حساب و کتاب دستگاه عریض و طویل شهرداری با هم همخوانی داشت می توانستم امیدوار باشم او می تواند برای شهر درآمد زایی کند.اگر معماری منزل او متناسب با فرهنگ بومی ایرانی – اسلامی بود می توانستم به معماری شهرم نیز امیدوار باشم. حتی به کوچه آنها دقیق می شدم که آیا کوچه جناب شهردار از استانداردهای زیبایی و آراستگی برخوردار است یا نه اگر بود به تمیزی و آراستگی شهرم امیدوار می شدم. باور کنید حساس می شدم که آیا او و خانواده اش از وسیله نقلیه عمومی استفاده می کنند یا نه؟آیا جناب شهردار به خانواده خود آموخته که برای هر کاری احتیاج به خودرو شخصی نیست همین سئوال  را از رئیس راهنمایی و رانندگی شهر نیز می پرسیدم.

اگر من فرماندار بودم تابلو های خانه آقای شهردار را به اتفاق یک طراح بررسی می کردم که آیا مدیر شهر من واقعا چقدر در چینش تابلوها حسن سلیقه نشان داده است این کار به من کمک می کرد تا بدانم آیا شهردار خوش سلیقه ای دارم یا نه؟طراحی منزل شهردار به من می گوید مبلمان شهری ام چطور است.

همچنین به عنوان فرماندار سر زده از خانه رئیس اداره محیط زیست شهر دیدن می کردم ببینم او چگونه زباله هایش را بسته بندی کرده است؟محیط اطراف زندگی او را بررسی می کردم ببینم تا چه اندازه به مسائل زیست محیطی اهمیت داده است؟آیا او توانسته حقوق همسایگان خود را پاس بدارد؟

به عنوان فرماندار پیگیر می شدم ببینم دخل و خرج مدیران اقتصادی شهر و روسای بانک ها چگونه است؟کسی که نمی تواند مطابق با درآمدش زندگی اش را بچرخاند چگونه می خواهد نبض اقتصاد شهر را در دست بگیرد؟

من اگر فرماندار بودم در زندگی رئیس اداره تربیت بدنی دقیق می شدم ببینم آیا او خود به ورزش به عنوان جزیی از زندگی روزمره اهمیت می دهد یا نه؟آیا او توانسته به فرزندان خود بیاموزد که از ورزش همگانی غافل نشوند؟حتی وزن او و فرزندانش را کنترل می کردم تا بداند سلامت جوانان شهرم برایم اهمیت دارد.

اگر من فرماندار شیراز بودم محیط زندگی رئیس شبکه بهداشت شهر را بررسی می کردم ببینم بهداشت فردی،خانوادگی و محل زندگی او چگونه است؟ آیا خوب است و اگر خوب است چقدر دغدغه داشته که این خوب و ضرورت را برای شهر خود نیز بخواهد؟

اگر من فرماندار بودم تمام سعی خود را می کردم تا به مدیران شهرم بیاموزم شورای اداری شهرستان فقط جای ارائه بیلان کار آنها نیست،بلکه این شورا می تواند محل سنجش توانایی مدیران نیز باشد.

به عنوان فرماندار باور داشتم با برنامه ریزی و توجه به مدیریت منابع انسانی می توان به در آمد زایی رسید،به شکوفایی و توسعه  و رشد و بالندگی در شهررسید .

یادم است بچه که بودم تلویزیون کارتونی زیبا با نام پت و مت پخش می کرد.آن زمان فکر می کردم این کارتون فقط برای خنداندن بچه ها ساخته شده،الآن که بزرگ شده ام می بینم اتفاقا این کارتن نه برای بچه ها که برای بزرگترها ساخته شده . ساخته شده تا به ما بیاموزد برای انجام هر کاری ابتدا فکر کنیم.مشکل پت و مت این بود که مسئله را درست تعریف نمی کردند،به نتیجه کار خود نیز فکر نمی کردند و از ابزاری هم که در اختیار داشتند استفاده خوبی نمی کردند،نمی خواهم بگویم مدیران ما خدای ناکرده پت و مت هستند نه اما با این وجود دیدن دوباره و چند باره این کارتون را به مدیران شهرم توصیه می کردم و با نمایش آن در جلسه شورای اداری شهر به همه یاد آور می شدم که گاهی خوب است قبل از انجام هر کاری ابتدا فکر کنیم خوب فکر کنیم و برای تصمیم گیری در هر زمینه ای با متخصص آن زمینه مشورت کنیم تا قبل از هر کاری یاد می گرفتیم ابتدا مسئله را تعریف کنیم به تعریف مسئله که رسیدیم برای حل آن چاره اندیشی کنیم.

من اگر فرماندار بودم مدیریت منابع انسانی را جدی می گرفتم و در شورای اداری شهر از مشاورین خوب و خبره و بی غرض استفاده می کردم مشاورینی که دلسوز و علاقمند به توسعه شهرم بودند. کسانی که با نقد منصفانه دل در گرو پیشرفت شیراز را دارند. یکی از این مشاورین قطعا اهالی رسانه هستند مشاورینی کم هزینه که نوشته هاشان نه برای خاک خوردن که برای قاب گرفتن است…

و من اگر فرماندار بودم دست نویسنده این نوشته را می بوسیدم و از آن برداشت مثبت می کردم!

شما بگوئید اگر فرماندار شیراز بودید چه می کردید؟

26 دیدگاه

  1. سلام
    سألها بود که شیراز لقب شهر سبز گرفته بود اما ٢سال پیش شنیدم که مشهد أونو گرفته ، از شهرداری ، رسانه ها و مردم باید با طرح های عملی و جریان سأزانه یکی از افتخارات شهر شیراز که هم توریست جذب میکنه ، هم لقب مهمی است ، هم الودگی را میگیره و خیلی چیزهای دیگه دفاع کنند ، مثلا شهرداری به غیر از عوارض سال انه هزینه أصل نهال را هم از شهروندان بگیرد یا به ازای إعطائ پر وانه ساخت تعد أدی درخت هم توسط فرد در منطقه ای که از قبل مشخص است غرس شود و یک پایگاه تخصصی گل و گیاه تأسیس شود ، أسامی قدیمی و معروف شیراز مثل نرگس شیراز ، بهار نارنج ، سروناز ، کل و بلبل ، ،،، دوباره زنده شود و بر خیا بان ها نهاده شود ،، متاسفانه دیگر به غیر از ارم خیابان خوشبویی در فصل بهار نداریم ، مردم محله ها با هدایت شهرداری به کاشتن گونه های یک نوع و خوشبو مثل نارنج یاس و زنبق و یخ و ،،،، در هر محله ترغیب شوند و این مرکز تخصصی گل و گیاه شهرداری خط و جهت و چشم انداز و نقشه گیاهی شیراز را تهیه و به شهرداری ها إبلاغ کند و ان را إلزام نماید خصوصا در بافت های تاریخی

    • آقای فرزاد صدری الهی شکر که فرماندار نیستی
      چون اگر فرماندار بودی هر روز فرماندار شهرمون در زندان تشریف داشتن و شهر را هرج و مرج می گرفت

  2. من اکر فرماندار بودم سعی میکردم ظرفیت انتقاد داشته باشم و به نظر منتقد اهمیت میدادم.

  3. بنده هم اگر جای فرماندار شهر بودم نطارت بیشتری را روی اداره ورزش شیراز داشتم که مدتهاست بجای اینکه به امورات مربوط به خود بپردازند کارشکنی خود را جهت بر هم زدن ارامش بعضی ازهیئتهای ورزشی که نزدیک به برگزاری مجمعشان میباشد اغاز نموده وبعضی از کارمندان خود را جهت کاندید شدن در هیئتهای مزبور میپروراند که البته سابقه این کار نیز از اداره کل استان اغاز گردیده که بهمین دلیل ورزش فارس به این حال و روز افتاده که متاسفانه اگر از این پدیده زشت جلوگیری نگردد.دود ان به چشم جامعه ورزش خواهد رفت .من اگر جای فرماندار بودم از همین فردا از این عمل جلوگیری بعمل می اوردم که کارمندان دولتی بدانند نمیتوان از دولت حقوق گرفته واز بیتاالمال استفاده نموده و هر روز با حمایت رئیس اداره ورزش دراداره ورزش شیراز جلسه با دست اندر کاران و فعالان ورزش جهت کاندید شدن افراد مورد نطر اداره ورزش (و ایجاد تفرقه و دست انداز بین اعضا هیئتهای مورد نطر) جهت در اختیار گرفتن هیئتهای ورزشی که اساسا اداره ان با بخش خصوصی فعال در ورزش میباشد نه کارمندان اداره ورزش(که ظاهرا کار دیگری در اداره ورزش فارس و شیراز برای این افراد تعریف نشده) .البته این موضوع در هیچکدام از استانهای دیگر اتفاق نیفتاده است که شنیده شده مسئولان ارشد استان نیز از این امر مطلع گردیده ودر صدد جلوگیری از تکرار موارد مشابه این موضوع میباشند.

  4. خیلی زیبا و آموزنده بود.ای کاش همه مدیران مشاوران قوی داشته. باشند

  5. سلام ، فرزاد خان ،من اگر فرماندار بودم حتما به نکاتی مهمی که اشاره کردید مو به مو اجرا می کردم .
    درست میگی داداش ، دیگه این روز ها کمتری کسی پیدا می شه که به کارمند بودن خودش افتخار کنه ، این بزرگترین آفت برای کلان شهر هایی است که در حال توسعه هستند . قابل توجه اقای فرماندار، استفاده کن از مشاوران مفت و مجانی .
    راستی ،داشتم فراموش میکردم این جمله رو بگم ، اگر فرماندارانتخابی بود و شما کاند یدا می شدید قطعا رای من مال شما بود .

  6. فکر نکنم با این بلائی که بر سر معاون سابق ورزش فارس بدلیل کاندید شدن برای رئیس هیدت فوتبال امد و این بنده خدا کمترین رای از بین نامزدها را اورد ودیگر حتی به پست خود هم باز نگشت اقای کمانه اجازه دهد باز هم همین اشتباه توسط کارمندان اداره ورزش شیراز تکرار شده و بعد کاسه کوزه ها به سر خودش بشکنه اخه میگن ادم عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمیشه!!!!!!
    پس دیگر نیاز به نطارت فرماندار نمیباشد.بهتر است ایشان به کارهای مهمتر رسیدگی کنند.

  7. در کلانشهرها این شهرداره که حرف اخر رو میزنه
    این مطلب توهینه به شهردار
    میدونستید تهران یک شهردار و 3 فرماندار داره؟

  8. اصلا این فرماندار کجایی هستن؟
    خیابونا و کوچه پس کوچه های شیراز رو بلدن؟
    بعدم ایشان فرماندار شهرستان شیراز هستن نه شهر شیراز

  9. میدونید؟
    یه مطلب مینویسیم که یه مطلب نوشته باشیم!!!

  10. الهی شکر که فرماندار نیستی
    چون اگر فرماندار بودی هر روز فرماندار شهرمون در زندان تشریف داشتن و شهر را هرج و مرج می گرفت

  11. من اگر فرماندار بودم سعی می کردم بعد از گذشت چند سال از اتمام جنگ تحمیلی و با توجه به اینکه هدف ملت قهرمان ایران مقاومت در برابر متجاوزین وحشی بعثی عراق بوده ، تفاوتها بین جانبازان 20 و 25 درصد را حذف و جانبازان 20در صد هم که هم اکنون با توجه به مجروحیت آنها و مرور زمان بیماریشان بخصوص اعصاب و روان بدتر از قبل شده اند همگی از مزایای یکسان استفاده کنند .

    • متاسفم که سطح برداشت شما از مقاله یاد شده فقط همین اندازه بود!و همه مشکلات همه گیر استان را در درجه اول ناشی از اهمال من خبرنگار می دانی! پاچه خواری هم حدی دارد هرچند جواب امثال شما خاموشی است و پاسخ دادن به شما باعث می شود دیده شوید…

  12. آقای فرزاد صدری بنظر بنده جنابعالی در صدر مدیران لایق و دلسوز و جسور مملکت ایران اسلامی هستید واین خزعبلات که نوشته میشود شما را نگران و دلسرد نکند چون آدمهای کوته نظر مثل شعبون بی مخ ها در تاریخ مملکت ما کم نبوده اند ، از خداوند قادر متعال درخواست می نماییم که هر چه زودتر آگاهشان بفرماید تا از پاچه خواری آن هم برای نالایقان دست بردارند و همسو با مردم آگاه شوند .

  13. شما با این همین فرمون ادامه بده:
    من اگر استاندار شیراز بودم …
    اگر وزیر ورزش بودم …
    اگر رئیس جمهور بودم …

  14. اگر من فرماندار بودم با توجه به بحران کم آبی و تحلیل رفتن آبهای زیر زمینی و خشک شدن چشمه ها و دریاچه ها و … یک تیم قوی از متخصصان و اساتید دانشگاها برای این بحران انتخاب می نمودم تا ضمن ارایه راهکارهای علمی در صرفه جویی ، برای خشکسالی و کمبود آب در سالهای نه چندان دور چاره اندیشی می نمودم ، در غیر این صورت در آینده تهیه آب از خرید طلا و نفت هم گرانتر می شود . یکی از راهکارها حذف چمن در بلوارها و حذف آبیاری غرقابی درختان و باغات و تبدیل نمودن آن به روش آبیاری قطره ای می باشد که شهرداری در این خصوص سهل انگاری می نماید .

  15. آقای صدری لطفا نگاهی بر کتابهای ابتداییتان بیندازید که می گفت عالم بی عمل همچون زنبور بی عسل است . امام صادق علیه السلام عالم بودن عالمان بى عمل را نفى کرده و مى‏فرماید: «مَنْ لَمْ یُصَدِّقْ فِعْلُهُ قَوْلَهُ فَلَیْسَ بِعالِمٍ» کسى که عملش سخنش را تصدیق نکند، عالم نیست.
    و چنین کسانى قطعاً هدایتگر دیگران نیز نخواهند بود؛ و اینگونه باعث می شود که افرادی را هم از اسلام فراری دهند. پس شما هیچ گاه نمیتوانستید فرماندار خوبی باشید همچنان که فی الحال خبرنگار و کارمند خوبی نیستید چرا که مانند زنبور بی عسلید.

    • همین که فهم شما از این مطلب تا این اندازه بوده که فکر کرده اید منظور من از این یاداشت این است که می خواهم و یا دوست دارم فرماندار باشم مشخص می کند چه میزان سواد دارید

  16. آقای آشنا مگر آقای فرزاد صدری در مقا له اش چه گفته که مورد بی مهری شما قرار گرفته ، بهتر است بجای این خز عبلا ت اگر خود شما سواد داشتیتد حداقل راه حل یک مشکل از جامعه را بیان می داشتید ، شاید آقای فرماندار در خط مشی کاری خود قرار می داد. بنابراین بهتر است بجای خصومت شخصی افکار اجتماعی خود را تقویت فرمایید .

  17. اگر فرماندار شیراز بودم مسببین سگ کشی با روش غیر انسانی در شهر شیراز را سریعا مشخص و بعد از ریشه یابی به مردم و قوه قضاییه معرفی مینمودم .با توجه به اینکه طبق بند ۱۵ ماده ۵۵ قانون شهرداری معدوم نمودن سگ های ولگرد به عهده شهرداری ها گذاشته شده است .

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme