نماد سایت خبر ‏پارسی

نگاهی به بدعت ایمانیه/عبادت جز خدمت خلق نیست؟!

تحریریه خبرپارسی-مشی برخی مدیران حکایت از بدعت هایی دارد که اگر عالمانه باشد پر از ابهام است و اگر ناآگاهانه چنین مسیری را در پیش گرفته باشند تنها می توان افسوس را چاشنی کلام کرد و سری تکان داد.
شیوه رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نامه نگاری به وزیر برای تعیین تکلیف او ، رویه ای است که در هیچ متد مدیریتی یافت نشده و بدعتی تلخ را به تصویر می کشد که نشان دهنده عمق تصمیم گیری های ۸ ساله مدیرانی از این دست است. او در نامه به وزیر خواستار آن شده تا با توجه به اوضاع و شرایط و اخبار موجود ، وضعیت کاری وی را مشخص کند در غیر این صورت سکان را به دست جانشین خود سپرده و خانه نشینی پیشه می کند!
چنین برخوردی اگر در دوران قبل از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد رخ می داد بی تردید جای تعجب بسیار داشت اما رویه حاکم بر تصمیمات و عزل و نصب ها در دولت قبلی ، ما را نسبت به چنین رفتارهایی ،واکسینه توام با عادت کرده و مدتهاست «بی حسی موضعی» در برابر این نوع کنش ها را برگزیده ایم. ایمانیه حق دارد با تاسی از طریق اول شخص دولت آن دوران، خودسرانه رای صادر کرده و خود هم در دایره اجرای احکام به اجرای آن بپردازد. خانه نشینی او هر چند مایه تاسف باشد اما احتمالا آثاری از ستاره دنباله دار و هاله نور نشات گرفته از خانه نشینی رییس جمهوری است که نه به سادگی، روی حکم حکومتی رهبر برای ابطال انتصاب اسفتدیار آن دولت در مسند معاون اولی ریاست جمهوری مهر پذیرش زد و نه در داستان وزیر اطلاعات شیوه ای اینگونه داشت.
ایمانیه حق دارد از وزیر بهداشت یا حتی رییس جمهور کنونی کشور توقع داشته باشد در طرفه العینی تکلیف «بودن یا نبودن» او را مشخص نمایند چه آنکه او تحت لوای مدیریتی فعالیت نموده که اول شخص روابط بین الملل آن در سنگال حکم عزلش را با پیامک دریافت می کند یا دیگر وزیرش مابین سلام آخر نماز ظهر و اقامه نماز عصر ، دست خود را در دست رییس جمهور دیده و مصافحه ای داشته که هم طعم «تقبل الله » داشت و هم حقیقت تودیع را مخابره می کرد. آموخته هایی از این دست به او امر را مشتبه ساخته که دولت تدبیر و امید هم باید در عزل و نصب هایش اینگونه سرعت عمل داشته باشد!
حامیان ایمانیه در توصیف عملکرد او البته در لوای تاختن به منتقدان وی ، بر این ایده تاکید دارند که چون وی رویه ای مذهبی دارد مورد تاخت و تاز منتقدان قرار گرفته است! استفاده ابزاری از «دین» را می توان در غالب نوشته ها و کلام این طیف از حامیان او دید غافل از آن که جدال ایمانیه و منتقدانش نه بر سر شریعت که بر سر طریقت مدیریتی اوست.
هر چند اگر رفتارهای معتصبانه مدیری، او را از آنچه به وی سپرده شده دور نماید هم باید واویلا گفت. مولا علی (ع) خطاب به «زیاد ابن ابیه» وقتی او را به فرمانداری فارس منصوب می کند می نویسد«استعمل العدل و حذر العسف و الحیف، فان العسف یعود بالجلاء و الحیف یدعوا الی السیف. عدل پیشه کن و از سخت‌ گیری بپرهیز، زیرا سخت‌ گیری بیهوده مردم را به جلای وطن وا می‌دارد و ستم، انسان را به سوی جنگ می‌کشد.»آنچه باعث فرار نیروهاست سختگیری‌های متعصبانه‌ای است که مسئولین یک کشور بر مردم خود اعمال می‌کنند.
همین طیف حامیان ایمانیه کار شبانه روزی وی را از نقاط بارز مدیریتی اش می دانند و کاش بدانند همان حضرت(ع) در کلمات قصار ۴۰۳ و ۴۴۲ نهج البلاغه می فرمایند« من اوفا الی متفاوت خذلته الحیل، قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه. کسی ‌که به کارهای متفاوت و مختلف بپردازد هیچ‌کدام از آنها را نمی‌تواند انجام دهد و نیاز خود را برآورده نمی‌سازد، کار کم و مداوم بهتر از کار زیاد ملال‌آور است. »
ایمانیه در حالی نامه عجیب و غریبش را خطاب به وزیر می نویسد که اگر خدمت به خلق را عبادت می پنداشت باید در سنگری که به جهت خدمت به مردم در اختیارش قرار داده شده می ماند و بدون اینگونه رفتارها ، منتظر تعیین تکلیف خود می شد. او باید قدر لحظه لحظه های حضور در آن مسند و مقام را می دانست و به آن گفته مرحوم فاضل لنکرانی (ره) توجه و تکیه می کرد که می گفت« من پنجاه سال است دارم اسلام می خوانم، بگذار خلاصه اش را برایت بگویم: واجباتت را انجام بده، به جای مستحبات، تا می توانی به کار مردم برس. کار مردم را راه بیانداز.اگر قیامت کسی از تو سوال کرد، بگو فاضل گفته بود.»
او حتی اگر از شرایط کنونی ناراضی هم بود می توانست به سیاق همه مدیران استعفا بنویسد. گفته می شود او استعفاهایی را هم نوشته و مورد موافقت قرار نگرفته که اگر اینگونه بوده باشد نامه اخیرش را «هلاهل تر» می کند. عدم موافقت با استعفا یعنی حداقل فعلا بمان و به کارت ادامه بده اما او در این برهه ،اسلحه بر زمین می گذارد و ترک پست می کند.
آزمون مدیران در چنین مواقعی است که برگزار می شود و کسانی که پایداری ندارند خود را خیلی زود برجسته تر از هر زمانی نشان می دهند. حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده‌اند: «پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشگریان خود کسی را انتخاب و مسئول بنما که در برابر دشواری ها و پیش‌آمدهای سخت و تلخ استوار باشد و مصیبت‌های بزرگ وی را از پا ننشاند. فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی خیالی دیگران بی تفاوت نگردد» ایمانیه در برابر اخبار متفاوت «بودن و نبودن» ترجیح می دهد نمونه فوتبالیستی باشد که در دقایق ابتدایی یک دیدار حیثیتی، کنار خط می آید و به سرمربی می گوید« اگر قصد تعویض مرا داری یا الان مرا تعویض کن یا باید تا پایان بازی بمانم!» رویه ای که شاید اگر در دولت تدبیر و امید و متکی به مشی اعتدال رخ نداده و مثلا چنین نامه ای در دولت فلان رییس جمهور نگاشته می شد، نویسنده اش اگر ابوعلی سینا هم بود باید می رفت در روستاها بچه ختنه می کرد!
جناب ایمانیه؛ آنچه در گذشته از متدهای مدیریتی شما مطرح شده را نیاز به بازبینی و بازخوانی نمی بینیم و اشتباهات بسیار شما نیازمند نبش قبر نیست اما کاش در راستای همدلی با دولتی که همکاری با آن ولو برای ساعتی مورد تاکید رهبر هم بوده ، تعلل نمی ورزیدید و با نامه نگاری انتحاری ، «آمپول هوا» به پیکره مدیریتی خود فرو نمی کردید. «استامینوفن» دست پیش گرفتن، چاره درد لاعلاج بی تدبیری نیست. درمان «آب مروارید» چشمی معیوب، نیازمند حضور پزشکی حاذق و «خدا دوست» است.
انتظار می رفت دیکته های پر غلط برخی مدیران دولت سابق در حکم « حمله ایسکمی گذرا (transient ischemic attack)» باشد نه اینکه سکته مغزی مدیریتی را بروز دهد.
در پایان توجه خودمان و ایضا” شما را به این پند حکیمانه شیخ اجل معطوف می نماییم که چگونه از خدمت به خلق یاد کرده است:«صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه/بشکست عهد صحبت اهل طریق را/گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود/تا اختیار کردی از آن، این فریق را/گفت: آن گلیم خویش به در می برد ز موج/و این جهد می کند که بگیرد غریق را» حال گاهی اوقات ، پاره ای رفتارها حکایت از خودکشی مدیریتی دارد. به عزت و شرف لااله الا الله….

خروج از نسخه موبایل