برای روزهایی که دیگر نیستند؛ با نوای کدام کاروان؟

پیوند ثابت http://khabarparsi.ir/?p=10021

2 دیدگاه

  1. سلام. چه جالب. سال ۸۸ بود. من همیشه عشق نوشتن در رسانه های ورزشی داشتم اما فرصتی و فضایی نبود. روزی در روزنانه البرز آگهی جذب خبرنگار دیدم. رفتم کوچه نوربخش بالای چهارراه زرتشت. انجا ابراهیمی را دیدم. سردبیر وقت البرز ورزشی برای اولین بار قلم دستم داد و اجازه داد بنویسم. یک جمع تازه خبرنگار آنجا شکل گرفت و به خیلی جاهارسیدند. او بعدها رفت اما شاگردانش هنوز خیلی جاها سردبیرند و خبرنگار. خودم چون تحصیلات زبان آلمانی داشتمچندسالی است فرانکفورت زندگی میکنم. اینجا هم می نویسم.اما روزی نیست که اسم استادم را در گوگل سرچ نکنم و دنبال نوسته های تازه اش نباشم.عالی بود این نوشته مثل همه نوشته هایش.دلتنگ دیدارش.تیگران سعیدی نیا

  2. دلم هوای اون روزها را کرد. عالیوبود. مرسی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme