خانه » اجتماعی » دکتر ایمانیه: قسم می خورم در جریان بستن باتوم توسط حراست نبودم/انجمن اسلامی دانشگاه منحل نشد! / / هیچ گاه برخورد سیاسی با دانشجو و یا استادی نداشته ام

دکتر ایمانیه: قسم می خورم در جریان بستن باتوم توسط حراست نبودم/انجمن اسلامی دانشگاه منحل نشد! / / هیچ گاه برخورد سیاسی با دانشجو و یا استادی نداشته ام

پیوند ثابت http://khabarparsi.ir/?p=2423

خبر پارسی – در بخش دوم گفت و گو با دکتر ایمانیه سعی کردیم بسیاری از دغدغه های دانشجویان و منتقدین ایشان را مطرح کنیم.پاسخ های رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز به طور حتم برخی را قانع نخواهد کرد. ضمن اعلام آمادگی برای پاسخگویی عزیزان، یادآور می شویم در پاسخ به این اظهارات و بویژه در بخش نظرات احترام متقابل حفظ شود.خبر پارسی از انتشار دیدگاه های خارج از گفتمان منطقی و دیدگاه های مبتنی بر احساس صرف خودداری می کند.بسیار امیدواریم نتیجه این گفتمان منطقی بالندگی و شکوفایی دانشگاه باشد.

*یکی از انتقاداتی که مخاطبین سایت ما خیلی عنوان می کنند،این است که گفته می شود شما حقوق تعدادی از دانشجویان،هرچند اندک(من نمی گویم زیاد و خیلی زیاد،ما داریم بحث عدالت را دنبال می کنیم و اینکه حقوق کسی نباید سلب شود).به هر حال گفته می شود شما حقوق دانشجویان،اساتید منتقد و کسانی که با دولت قبل همسو نبودند را سلب کردید.ممکن است بفرمائید مصداق.مصداق هایی که منتقدان عنوان می کنند برخی عبارتند از :لغو مجوز نشریات دانشجویی،احضار دانشجویان به کمیته انضباطی،گفته می شود از سال ۸۴ تا ۹۰ هفتاد درصد اعضای شورای صنفی دانشجویان،به کمیته انضباطی احضار شدند و برای دور بعد رد صلاحیت شدند!این یعنی «سلب حقوق». باز گفته می شود ۸ نشریه دانشجویی را در یک روز «لغو مجوز کردید».این یعنی «سلب حق آگاهی»،چرا که مهمترین وظیفه هر رسانه آگاه ساختن است.در همین راستا گفته شده شما مدیران مسئوول نشریات را احضار کردید و بازبینی قبل از چاپ داشتید .

ظاهرا این اواخر با اساتیدی مثل «دکتر قیصری» و «دکتر عشاق» برخورد صورت گرفته و البته شما در گفت و گو با برخی خبرگزاری ها تکذیب کرده اید.اساتیدی که با آنها برخورد شده ،بعضا رتبه یک بورد را داشته اند و از همه مهمتر بحث تشکل های دانشجویی است آقای دکتر.

از درس و مباحث علمی که بگذریم،به نظر من «نماد زنده بودن دانشگاه، تشکل های دانشجویی است».در زمان شما «انجمن اسلامی» منحل شد.همچنین گفته می شود برخی کانون های دانشجویی منحل شدند.البته من اسم کانون ها را حضور ذهن ندارم،می شود سئوال کرد.

منتقدین شما همچنین معتقدند مراسم هایی را که مجوز داشته لغو کردید.باز یعنی سلب حقوق.به عنوان مثال گفته می شود:برنامه ای موسیقی – ظاهرا گیتار – که مجوز داشته را شما لغو کردید.آقای دکتر ایمانیه ! واقعا چرا خیلی از دانشجویان فکر می کنند شما با دانشجوی منتقد،برخورد می کنید.دانشجویی که به لحاظ فکری همسو با دولت وقت نبوده،چرا اجازه اظهار نظر نداشته؟چرا از آزادی بیان برخوردار نبوده و …

دکتر ایمانیه : در بحث های سیاسی،ادعا می کنم در طول سال های خدمتم که از سال ۱۳۷۱ تا الآن بوده،هیچ گاه برخورد سیاسی  با دانشجو و یا استادی نداشته ام.پرسنل دانشگاه هم همینطور.در سال های خدمتم ریاست بیمارستان ،معاونت دانشگاه و ریاست آن را تجربه کرده ام و در هیچ کدام از این سمت ها نه با دانشجو و نه با استاد و نه با پرسنل برخورد سیاسی نکرده ام.

زمانی که معاون درمان بودم،با این وجور که مسائل دانشجویی هیچ ربطی به من نداشت اما دانشجویان به من مراجعه می کردند و گاهی حتی از مراجع به معاون دانشجوی فرهنگی دانشگاه امتناع و به من مراجعه می کردند.البته به عنوان شخصیت حقیقی نه حقوقی.

در این سال ها نیز اینقدر در ایجاد رابطه صمیمی با دانشجویان مایه گذاشتم که به من می گفتند،دانشگاه شما «دانشجو سالار» است که من اتفاقا گفتم ما دانشجو سالار نیستیم «دانشجو  محور» هستیم.این شاید ده بار از جانب من گفته شد که اینجور نیست که در دانشگاه ما دانشجو تصمیم بگیرد و دستور بدهد و من و اساتید دانشگاه قبول کنیم،اما دانشجو محور هستیم.همه ما آمدیم که این دانشجویان تربیت شوند،رشد کنند و به درد جامعه بخورند،وگرنه من کاری نداشتم.بنده وقتی می شوم هیات علمی،برای این است که این دانشجو را پرورش دهم،بنابراین دانشگاه ما به دانشجو محوری معروف بود و بسیاری از اوقات ،اساتید به من می گفتند ما اگر بخواهیم با تو ملاقات کنیم،سعی خواهیم کرد  یک دانشجو پیدا کنیم او از تو وقت بگیرد تا همراه آن دانشجو بیائیم تو را ببینیم!حالا البته این را ممکن است به کنایه گفته باشند یا سعی می کنند وانمود کنند که اهمیتی که بنده برای دانشجو می گذارم،برای سایرین نمی گذارم.بالآخره معتقدم دانشجو،جوان کم صبر و حوصله ای است.سعی می کنیم اولویت وقت خود را به او بدهیم،اما شما به عنوان استاد یا همکاران ما حوصله تان بیشتر است و می توانید از یک روش دیگری استفاده کنید.

*در وقت هایی که به دانشجویان اختصاص می دهید تفاوتی بین آنها قائل نمی شوید؟

دکتر ایمانیه : نه. در یک گزارشی که خود وزارت بهداشت داده بود،بیشترین ملاقات را در بین دانشجویان کشور،بنده داشتم.این هم یک دلیل دیگر.

*موضوعات بحث دانشجویانی که با شما دیدار می کنند چیست؟

دکتر ایمانیه:بنده هیچ وقت به دانشجویان نمی گفتم شما سئوالتان از من چیست که قرار است با من ملاقات کنید.مثلا ممکن بود راجع به مسائل سیاسی بپرسند و یا راجع به مسائل خانوادگی ،شخصی، هنری،آموزشی و یا صنفی  سئوال کنند.در هر حال من معصوم نیستم مشکلاتی هم حتما وجود داشته ولی سعی کردم راجع به ملاقات هایی دانشجویی،تبعیضی قائل نشوم.

*چه روزهایی را با دانشجویان ملاقات می کنید؟

دکتر ایمانیه: شنبه بعد از ظهر را برای دانشجویان در نظر گرفته ام،دوشنبه بعد از ظهر مدیران دانشگاه و اساتید و ۴ شنبه را گذاشته بودم برای ارباب رجوع، از مردم گرفته تا پرسنل دانشگاه.

*آقای دکتر خط قرمزی که برای دانشجویان یا اساتید در نظر گرفته اید چیست؟

دکتر ایمانیه: همواره برای خودم ۵ خط قرمز داشتم.یکی اصل نظام،دوم رهبری،سوم امام راحل،چهارم شهداء و پنجم قانون اساسی.در طول این ۸ سال موردی پیدا نمی کنید که با اطلاع من،بدون در نظر گرفتن این ۵ خط قرمز،با کسی،نشریه ای یا حزبی و یا انجمنی و یا شورایی برخورد کرده باشم. بار دیگر می گویم این ۵ مورد که برشمردم خط قرمز من است.اگر فردی،یا حزبی یا شورایی یا انجمنی یا کانونی این ۵ مورد را دور نزده باشد،هیچ برخوردی با او نکرده ام.

*اما آقای دکتر!اینجا ممکن است بحث تفسیر پیش بیاید.تفسیر دانشجویان و یا اساتید،ممکن است اینجور باشد که مواردی را که شما برشمردید رعایت کرده اند اما تفسیر شما بگوید نه رعایت نکرده اید!

دکتر ایمانیه : باشد قبول دارم،اما فراموش نکنید تکلیف تفسیری را که شما می گوئید،قانون روشن کرده است.یک شورایی داریم به نام نظارت بر نشریات که به والله قسم بنده در یک جلسه آن هم حضور پیدا نکردم.اعضای آن هم مشخص است.بسیاری از موارد هم به من می گویند بد نیست این نشریات را بگیری،خودت نگاه کنی،شاید تعجب کنی که این مطالب در آن چاپ می شود.

پیگیری کنید ببینید با او برخورد شده یا نه؟این نشریات موجود است.به معاونت دانشجویی مراجعه کنید،بگوئید این نشریاتی که در این ۸ سال چاپ شده یک نسخه از آن را هم به شما بدهند.ببینید تعجب می کنید که برخی مطالب در آن آمده یا نه؟هیچ برخوردی هم با آنها نشده.ممکن است به قول شما سلیقه ای برخورد کرده باشیم.مثلا ما بگوئیم به رهبری توهین کردید آنها بگویند نه هیچ توهینی نیست و منظور ما از این مقالات توهین نبوده لذا باید مصداق بیاورید.همان هایی که الآن دارند ادعا می کنند با نشریه ما برخورد شده،مصداق بیاورند بگویند مثلا در فلان نشریه در مهرماه ۸۸  این مطلب را نوشته بودیم و رفت در کمیسیون نظارت بر نشریات که در نتیجه ما را محکوم کردند یا تعطیلش کردند یا چه کار کردند چه کار نکردند. بعد بدهند به دست شما به عنوان یک فرد ثالث. واقعا نگاه کنید آقای صدری ببینید واقعا چیزی بوده که آنها می گویند؟اتفاقا صبح یک بار دیگر با دکتر محقق زاده چک کردم.گفت:در طول ۴ سال و اندی که من معاون فرهنگی دانشجویی بودم،یک نشریه هم تعطیل نکردم.ایشان ادعا دارند.بروید بررسی کنید ببینید راست می گوید یا نه؟ایشان به هر حال مدعی است در طول چهار سال دولت دهم یک نشریه تعطیل نشده. می گوئید دروغ است شما ثابت کنید ایشان دروغ می گویند.شما به دوستان منعکس کنید بروند یک مصداق بیاورند که تعطیل شده.آن نشریه را بدهند به شما به عنوان یک شخص ثالث تا قضاوت کنید.قانون نشریات هم مشخص است.

*اما دانشجویان خیلی روی این موضوع تاکید دارند!

دکتر ایمانیه: اصلا هم اینجوری نیست که ما قبل از چاپ نگاه کرده باشیم.خب ادعا که خیلی زیاد می شود اما باید مصداق بیاورند.در دنیای مدرن که نمی شود یک حرفی را همینجور پراند،باید مصادیق آن را بیاورند.یک هیات منصفه ای بیاورند بگویند در فلان تاریخ برای فلان نشریه،فلان اتفاق افتاده،این هم مدارکش.

*راجع به انخلال کانون ها چه؟

دکتر ایمانیه: من یاد ندارم که کانونی منحل شده باشد اما اگر مصداق دارید عنوان کنید.

*و انجمن اسلامی ؟

دکتر ایمانیه: راجع به انجمن اسلامی که خود شما در جریان هستید.انحلال انجمن اسلامی اتفاق نیفتاد.اگر اشتباه نکنم سال ۸۴ بود.با یکسری فعالیت هایی که برخی از اعضای انجمن اسلامی آن زمان انجام داده بودند که خود آقای امیریان هم عضو انجمن آن موقع بود و همین آقای دیناری و آقای خیراتی و آقای فخری و خانم جهانگیر فام و خانم سمیرا رزاقی و آقای مهدی احمدی ،خواستار یک جلسه ای در سالن صدرا و سینا بودند.من هم یک ادعایی می کنم،پای ادعایم هم ایستادم که هر جلسه ای در این سال ها درخواست کردند که تشکیل بدهیم،با هر سخنرانی،من شخصا موافقت کردم.نهاد نمایندگی هم می تواند شهادت بدهد.یک شورای ۳ نفره است.رئیس نهاد نمایندگی دانشگاه ها یکی از آنها است و رئیس دانشگاه هم یکی و نماینده وزیر هم از اعضای تصمیم گیرنده راجع به این مسئله هستند.فکر می کنم سابقه نداشته باشد که بنده با برگزاری یک جلسه مخالفت کرده باشم.اما طبق قانون باید بعد از اینکه ما موافقت کردیم،این جلسه باید برود به اطلاع اداره اطلاعات و شورای تامین استان برسد.برخی اوقات به هر دلیل شورای تامین یا اداره اطلاعات،صلاح ندانستند.بنده هم باید قانون را رعایت کنم.چنین ادعایی هم ندارم که قانون را دور بزنم.مثلا برای اینکه نظر خودم را اعمال کنم به هر دلیلی که یکی از این ۲ مرجع قانونی مخالفت کردند،کار متوقف شده یعنی انجام نشده.یکی از این موارد که الآن یادم نیست کی قرار بود شرکت کند،در سالن صدرا و سینا بود،که به همین دلیل برگزار نشده بود.دوستان می روند با در بسته مواجه می شوند.شروع کرده بودند راهپیمایی کردن در خیابان نشاط .بعد این ها دستگیر شدند.مستنداتش هم وجود دارد که بنده وساطت کردم.اکثریت آنها به ۲۴ ساعت نرسید آزاد شدند.بعد در همین فاصله، تجدید انتخابات انجمن اسلامی پیش آمد.ما خواستیم انتخابات برگزار کنیم.همین موقع بود که اختلافاتی بین آقای امیریان و برخی از اعضای انجمن بوجود آمده بود.یک نامه آورده بودند با ۳۰۰ امضاء که ما می خواهیم در دانشکده پزشکی انتخابات برگزار کنیم.ما هم ترتیب برگزاری انتخابات را دادیم.برخی از این دوستان که حالا شما می گوئید معترض هستند،طی یک برنامه خاصی یک فضایی در دانشکده پزشکی بوجود آمد که شاید شما هم شاهد بودید.بالآخره محل کار شما هم آنجا بود.واقعا در دانشکده پزشکی یک فضای بسیار متشنجی ایجاد شد.حتی درهای دانشکده را بسته بودند که غیر از دانشجوی پزشکی کسی وارد نشود.برخی از این دوستان بر اثر هُل خوردن آسیب دیدند مثل همین آقای فخری که پای او در این جریان آسیب دید.به هر حال در را باز کردند،ریختند تو دانشکده و صندوق آراء را که داشتند رای جمع می کردند،در هوا می پراندند.فیلمش هم موجود است.واقعا دانشجویان پزشکی و اساتید شاکی شدند.ما پرونده این کار را د ادیم کمیته انضباطی.آنها هم وقتی فیلم ها را بازبینی کردند،نهایتا برای ۶ نفر احکامی صادر کردند که آنها را به یک یا دو ترم تعلیق آموزشی محکوم کردند.یعنی در طول این ۸ سال تنها احکامی که شاید اسم آن را غیر صنفی،آموزشی بگذاریم،فکر کنم برای این ۶ نفر بوده.دیگر بعد از آن یا قبل از آن هیچ گونه حکمی راجع به هیچ منتقدی که حالا بگوئیم به خاطر اینکه از احمدی نژاد و یا دولت نهم و یا دهم انتقاد کرده، صادر نشده. تا آنجا که من یادم می آید حکمی صادر نشده باز هم اگر مصداقی غیر از این ادعای من است،بفرمائید تا من رسیدگی کنم که پرونده چه بوده؟پرونده را بخواهم تا رسیدگی کنم.حالا اینکه آیا کمیته انضباطی به حق حکم کرده یا نکرده بالآخره طبق قانون است.افراد می توانند به حکم اعتراض کنند.در تجدید نظر بررسی می شود.حتی اگر اعتراض کنند می رود در تهران و در کمیته انضباطی مرکز هم بررسی می شود.فکر کنم کار یاسر رحمانی کشید به تهران.مرکز هم حکم داد که ایشان به دانشگاهی دیگر منتقل شود.حالا شهرکرد یا استانی دیگر بود،خاطرم نیست.

همین آقای فخری یا آقای دکتر محقق زاده که معاون آموزشی یا دانشجویی دانشکده داروسازی بوده به دکتر گفته بود حالا که رفتم دانشگاه های دیگر قدر دانشگاه خودمان و حتی نوع برخوردهای شما و ملایمت شما و انصاف شما را می دانم.حالا هر دو زنده هستند،قرآن بیاورند قسم بخورند که این حرف ها زده شده یا نه؟

*استاد شما در جلسه ای که قبل از این با هم داشتیم وقتی به شما گفتم برخی از دوستان ادعا می کنند به آنها از جانب شما ظلم شده،به من گفتید برو سئوال کن اگر کسی فکر می کند به او ظلم شده بیاورید پیش من تا پاسخگو باشم.

دکتر ایمانیه: الآن هم می گویم بیاورید من حاضرم.

*تعدادی از دوستان گفتند ما به یک شرط خدمت دکتر ایمانیه می رسیم.می نشینیم با هم صحبت می کنیم .حالا یا اختصاصی یا اگر شما تشخیص دادید در سالن و در حضور دانشجویان و یا در دفتر شما باشد.اما رسانه هم باشد.هم رسانه دانشگاه و هم خبر پارسی که بالانس رعایت شود و مشروح این گفتمان هم منتشر شود.دوستان گفتند اگر در این بین ما برحق بودیم آقای دکتر استعفاء دهد برود و اگر شما برحق بودید ما قول می دهیم به صورت کتبی از شما معذرت خواهی کنیم.

دکتر ایمانیه: مشکلی نیست اما به صورت تک تک بیایند.یک نفر بیاید من هستم،خبر پارسی هم باشد،روابط عمومی یا سایت دانشگاه هم باشد.بالآخره یا آنها عذرخواهی می کنند یا من عذر خواهی می کنم و می روم.قبول است؟

*دانشجویان یا دیگران به صورت تک تک خدمت شما برسند؟

دکتر ایمانیه: بله مورد به مورد بیاورید اما نهایتا با ۴ یا ۵ نفر صحبت خواهم کرد،نمی شود تمام وقت دانشگاه را به این موضوع اختصاص بدهم.

*برگردیم به مصاحبه و اینکه شما گفتید کانونی منحل نکردید.

دکتر ایمانیه: بله من ادعا کردم که کانون منحل نکردیم.نشریه تعطیل نشده یا اگر تعطیل شده،قبل از این ۴ یا ۵ سال بوده و مربوط به آن ۵ خط قرمز است.باز هم اگر مصداقی بود بیایند پرونده را می آوریم با حضور شما یا هرکس قبولش داشته باشند،بررسی می کنیم.در مورد انجمن هم گفتم کار کشیده به کمیته انضباطی،با شرحی که دادم باز هم اگر کسی اعتراضی دارد،می دهیم پرونده را دوباره بررسی کنند.راجع به استادها هم باید بگویم:ما با هیچ استاد منتقدی برخورد نکردیم.یک مصداق بیاورند که ما به دلیل مسائل سیاسی با کسی برخورد کردیم.بالآخره مرجع رسیدگی به تخلفات اساتید هم هیات رسیدگی به تخلفات اساتید. هم هیات بدوی دارد،هم هیات تجدید نظر.آنها می توانند حکم بدهند،کسی اخراج بشود یا نشود.چون شما به اشتباه در نشریه تان آوردید:یک منتقد محبوب دانشجویان دندانپزشکی به دستور ایمانیه اخراج شد!شما نوشته اید:ایمانیه فشار آورده روی هیات گزینش اساتید که ایشان اخراج شوند! این ها اتهام است.

*ما البته نقل قول کردیم.

دکتر ایمانیه: به هر حال این ها اتهام است.معنای این حرف ها این است که این ها اینقدر کوچک هستند که با حرف من تصمیم می گیرند کسی اخراج بشود یا نشود!

*راجع به  اخراج  بیشتر توضیح می دهید؟

دکتر ایمانیه: ببینید اگر استادی تخلف کند،می رود هیات رسیدگی به تخلفات اساتید.حالا آمدیم اگر این دو هیاتی که قبلا اشاره کردم ،خدای ناخواسته نوچه های رئیس دانشگاه هستند،(چون از اعضای دانشگاه خودمان هستند)این استاد را باید چی کار کنیم؟طبق قانون اعتراض می کند به هیات رسیدگی به تخلفات اساتید.راجع به دو موردی که در سئوال شما بوداولا مسئله سیاسی نبوده،مسئله انتقاد از احمدی نژاد و استاندار و بنده و کی نبوده.مسائل غیر سیاسی بوده.یکی از انها حالا چون شما اسم آوردید،من اشاره می کنم.آقای دکتر عشاق در جریان انتخابات ۸۸ در تنها تجمعی که در دانشگاه ما شد،ایشان نقش پر رنگی داشت.ولی ما برخوردی با او نکردیم که هیچ،تقریبا ۲  سال بعد یعنی زمانی که فراخوان جذب هیات علمی دادیم،ایشان شرکت کرد و ما هم موافقت کردیم که ایشان عضو هیات علمی دانشگاه ما بشود.اگر می خواستیم به خاطر مسائل سیاسی برخورد کنیم،همان موقع باید برخورد می کردیم و او را رد صلاحیت می کردیم.اما او را پذیرفتیم ولی بعد که دوره پیمانی خود را شروع کرد در دوره پیمان خودش به گفته خودش به اقرار خودش علی رغم اینکه متعهد بود تمام وقت در اختیار دانشگاه علوم پزشکی باشد،خارج از دانشکده دندانپزشکی شیراز،در شهر تهران کار می کرده.این گزارش که تایید شد ما هم دیگر پیمانش را تایید نکردیم.

دومی هم فکر می کنم مسائل شخصی دکتر قیصری را من نگویم بهتر است.خودش اگر خواست می گویم.اگر رضایت کتبی نوشت می گویم پرونده او را بیاورند شما هم ملاحظه کنید.غیر از این دو نفر یک نفر دیگر از اعضای هیات علمی را پیدا کنید که با آنها برخورد داشته باشد.

مورد دیگری که می توان اشاره کنم آقای سید سعید موسوی است.ایشان در شورا به مشکل برخورد.خط و خطوط او هم مشخص بود.من بعد از مشکلی که در شورا برای او بوجود آمد،او را دبیر شورای سلامت و امنیت غذایی استان فارس کردم.درست در اوجی که با او برخورد می شد.

*در بحبوحه مسائل دانشگاه پس از ۸۸ اتفاق عجیبیکه در دانشگاه افتاد،بستن باتوم توسط نیروهای حراست بود!

دکتر ایمانیه:واقعیت را اگر می خواهید من می گویم! گفته شده در ساختمان مرکزی دانشگاه این اتفاق افتاده  است.بنده در جریان همه فعالیت های دانشگاه نیستم.خدا را قسم می خورم که بنده در جریان این موضوع یعنی باتوم بستن حراست دانشگاه نبوده ام.هنوز هم مطمئن نیستم این اتفاق افتاده.والله قسم من در جریان این موضوع نبودم.

*حالا شما واقعا با فشار اساتید و دانشجویان باتوم را برداشتید!

دکتر ایمانیه: من برای شما قسم می خورم در جریان این موضوع نبودم.ثانیا این اتفاق در ساختمان مرکزی دانشگاه بوده نه جای دیگر.ثالثا به حراست گفتم اگر در ساختمان مرکزی دانشگاه این کار را بکنید،چون وجهه خوبی ندارد، ادامه ندهید.

این گفت و گو ادامه دارد…

59 دیدگاه

  1. این بنده ی خدا چرا اینقدر دست به قسم شده است.
    اگر ترسی از روشن شدن حقایق ندارند چرا از برگزاری یک جلسه ی پرسش و پاسخ عمومی-و نه یک نفره یا 5-4 نفره- طفره میروند.یادمان باشد دروغ برای همه بد است خصوصا اینکه طرف مدعی دیانت باشد.
    لطف کنند جلسه ای عمومی بیایند تا آنجا حق های بنا حق پایمال شده را در پیشگاه وجدان دانشگاهیان مطرح کنیم وآیشان دفاع کنند نگران تلف شدن وقت دانشگاه هم نباشند در این 8 سال آنقدرها وقت دانشگاه را تلف حوزه های غیر مرتبط کرده اند که این یکی در برابر آن وقتها ناچیز ترین است.ویل للمکذبین

  2. چه شده ایشان الان به ظاهر پاسخگو شده و با هزاران واسطه مصاحبه ای با خبر پارسی جور کرده؟ باشد این هم اشکال ندارد کاش ذره ای در پاسخ هایشان به اصل صداقت پایبند بودند
    یادم می آید سال 88 که شبانه حراست دانشگاه دفاتر انجمن اسلامی را تصرف کردند دوستان انجمن اسلامی من چند بیانیه نوشتند و از رئیس دانشگاه توضیح خواستند و دریغ از یک جواب،
    در مورد یاسر رحمانی گفته اند ایشان همکلاسی بنده بودند پرونده ایشان جهت صدور حکم سنگین توسط ایمانیه به وزارت بهداشت فرستاده شد و وزارت بهداشت علیرغم صحبت ایمانیه در کمیته بدوی برای وی حکم اخراج از دانشگاه صادر کرد که در کمیته تحدید نظر این حکم به حالت تعلیق درآمد و قاعتا باید برای ادامه تحصیل به دانشگاه بر می گشتند اما ایمانیه علیرغم روال قانونی مانع بازگشت وی به دانشگاه شد . یعنی تنبیه اعمال شده از سوی وزارت بهداشت مورد قبول ایمانیه نبود و ایمانیه راسا اقدام به انتقال وی به دانشگاهی دیگر کرد اینکه که از روز روشن تر است و همه دانشجویان جریان را می دانند وقتی که در این موارد املا روشن دروغ می گوید چه رسد به بقیه موارد

  3. من شخصا در مورد موضوع مهمی که به خودم و بیمارستان محل خدمتم مربوط میشد بارها درخواست ملاقات دادم و جوابی داده نشد. نامه نوشتم که جوابی داده نشد. وقتی هم که دیدمپاسخی نمیدهند چند روز حضوری مراجعه کردم منشیهای دفتر ایشان میگفتند نباید در سالن انتظار بشینید درحالیکه من فقط تنها نشسته بودم و مجله میخواندم. نمیدانم این افراد متشرع به آخرت هم ایمان دارند؟ اگر اعتقاد دست و پا شکسته ای هم داشتند به این راحتی در مقابل خدا و رسانه دروغ نمیگفتند.

    • دوست عزیز بنده هم برای مشکلاتی که داشتم و معاونت درمان جواب به بنده نمی داد از دکتر ایمانیه تقاضای ملاقات کردم که موافقت نکرد و باز منو پاس داد به معاونت درمان. رفتم دفتر ایشون میگم پاراف نامه ای که برای معاونت درمان نوشته رو به من بدید میگن دکتر دستور داده پاراف نامه به ارباب رجوع داده نشه! یعنی بنده جواب نامه کتبی خودم رو هم نمی تونم داشته باشم که این مسأله به خاطر ترس هست که نامه و دست خط علیه خودشون استفاده نشه وگرنه آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. ناگفته نماند که معاونت درمان هم پس از ماه ها پاسخی نداده.

  4. به همه مقدساتی که ایشان قسم میخورند،بنده بارها قسم یاد میکنم که به بعضی ها به هیچ عنوان وبا هیچ خواهش والتماسی حتی دقیقه ای وقت ملاقات نمیدهند ،خواه پزشک باشند خواه دانشجو ویا کارمند،طوری که کارمندان دفترگاها بانگاهشان ابراز تاسف ودلجویی میکنند.در حالی که برخی خواص به محض ورود به دفتر ایشان وارد اتاقشان می شوند و موجب اشک واه ونفرین بقیه میشوند،اگر اسم اینکار تبعیض وتضییع حقوق بقیه(حق الناس)نیست پس چیه؟یادم نمیره روزی که ارباب رجوعی دنبالش دوید وبا التماس بعد از بارها مراجعه تقاضای چند دقیقه اجازه ملاقات کرد اما ایشان به تندی در رو به رویش بسته وفقط گفت بعدا. به والله گریه اون فرد رو وقتی داشت میرفت بیرون هیچوقت یادم نمیره،همونجا با خودم گفتم”عجب صبری خدا دارد”

  5. آقای صدری قبلا هم خدمتتان گفته ایم لطفا در مورد واحد بهداشت محیط شهرستان شیراز و تصمیمات نا بجا و آن خبط عظیم یعنی ایجاد شورای تصمیم گیری در باره برخورد با تخلفات بهداشتی صنوف و دعوت از آقای خ ت رییس یکی از اتحادیه‌ها جهت شرکت در این شورا که ایشان عضو و یا کارمند سیستم بهداشت و درمان نیستند و دادن حق وتو به ایشان یعنی میتوانستند بر خلاف رای چهار نفر دیگر نظر دیگران را وتو کنند آن کمیته که هنوز هم متاسفانه فعال است پنج نفره است چه معنی داشت؟ و آیا به جز اینکه زحمت چهل ساله پرسنل بهداشت محیط را به باد داد چه نفعی داشت و دارد! و در اعتراض به این امر چرا مسوول واحد بهداشت محیط شهرستان و پرسنل ستادی طرد و اشخاصی ناآگاه و صرفا مطیع به کار گمارده شدند ؟ و آیا خبر دارند که این واحد پس از این اتفاقات تقریبا به تعطیلی کشانیده شده. و در سالهای 91 و 92 میزان برخورد با متخلفین مخصوصا تعطیلی اینگونه موارد به سمت صفر نزول کرده است؟

  6. سلام
    آقای دکتر ایمانیه خدا تنها شاهد همه ماست. چندین مجور است که باید گفت:
    1- تبعیض: آیا برای همه این تسهیلات را قایل شدید که که شخصی عزیزی را به دانشگاه شیراز فرستادید و سپس تغییر رشته دادید و سپس در یکی از بهترین رشته های پی اچ دی علوم بهداشتی مشغول تحصیلش کردید آنهم بدون کنکور، امتحان مصاحبه و زبان. ویا آیا برای همه تغییر رشته از داخلی به قلب تقاضا میکردید؟ (آقایان “م” و “ا”)
    2- برخوردهای ارعابی: آیا یادتان است که گروهی از کارکنان ساختمان مرکزی دانشگاه یک اعتراض صنفی کردند، که طبق اصل 27 همون قانون اساسی که خط قرمزتان است، چه برخوردی با آن گروه زخمتکش کردید؟ صحبتهایتان ضبط شدهاست که چگونه با تحکم تهدید میکردید و میگفتید که من با دوربین های دانشگاه همه را شناسایی کردم و …. بله آقای دکتر ایمانیه چند نفر را از همان گروه به جاهای دیگر تبعید کردید؟ خانم م.م. از بهداشت محیط را به کحا فرستادید؟
    3- برخوردهای سیاسی و مذهبی: آیا شما نگفتید که فلانی به مجروحین سال 88 رسیدگی میکرده و باید حذف شود، آیا خانم پرستاری نبوده که شما شب هنگام او را بد حجاب دیده بودید و صبح برکنارش کرده بودید. رزیدنت بیهوشی که از تهران به شیراز برای یک ترم آمد بود را نگذاشتید کنار خانواده اش باشد و با تهدید و عذر او را خواستید چون او از انجمن اسلامی قدیم و از اعضای ستاد یکی از کاندیداهای 88 بوده
    4- رسیدگی به نور چشمی ها: چطور میشود کسی که معلوم نیست چگونه پب اچ دی گرفته و سوابقش هم همه میدانند که از چه باندی و حزبی است و نور چشم پایداریها تا میاید شیراز زود هیات علمی و رییس دانشکده و …. میشود و شروع کرده به قلع و قمع اساتید و …..
    5- انتخابات نظام پزشکی: با همان دوربینهای ساختمان چکونه تمام جو بیرون را از ساختمان را بررسی میکردید و روابط افراد را بررسی میکردید و نگذاشتید که افراد و نماینده هایشان در رای شماری شرکت کنند.
    6- پایین آوردن شان ریاست دانشگاه در برابر نماینده مجلس و فرماندار و بخشدار و دهیار و …. تعویض بی محابای روسای محترم شبکه‏ها به خواست افراد خارج از سیستم سلامت
    7- به قول دوستی بیشتر مراکز تحقیقاتی یک اتاق و یک کامپیوتر و یک فلاسک چای و 6 – 7 تای استکان تشکیل شده و بدون بازده آنچنانی و بودجه هم که ناچیز ولی مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت در عرض یک هفته یک طبقه از ساختمان کتابخانه را تخلیه کردند و به ایشان تحویل دادند. بودجه هم که از همه جا برایشان سرازیر میشود.
    8- اگر جو دانشجویی و دانشگاه و سایر جوانب اینقدر خوب بوده که در این متن ایشان همه چیز را گل و بلبل میدانسته پس چرا مدیر کل فرهنگی، دانشجویی، معاون مربوطه، رییس دفتر ریاست و … را برکنار کرده آنهم بدون تقدیر از این همه خدماتی که برشمردند. غیر از این بوده که مشکلات عدیده بوده و اشیان برای ماندگاری خود وفادارترین افراد به خودش را برکنار کرده
    9- همین الان ایشان از یکی از واحدهای نظارتی خواسته است که به محل کار یکی از مخالفان خود در یکی از شهرستانهای نزدیک برود تا یک آتویی یا مشکلی از ایشان پیدا کنند تا بتوانند برایش پاپوشی ایجاد کنند؟ البته شاید هم برای همه
    10- بعضی چیزها شاید قابل اثبات نباشد ولی قابل حس و لمس است، کدام دانشجو قبول دارد که در 8 سال گذشته نشریات راحت میتوانستند چاپ شوند و حرف بزنند و ادانه کار بدهند. مثال خوب همین که در دوران منحوس پهلوی برای همه شکنجه در زندان ملموس و قابل درک بود ولی برای مردم قابل اثبات نبود همین که بزرگان و زخم خوردگان زندانهای طاغوت میگفتند برای مردم قابل قبول بود.
    11- ایشان قسم بخورن که تمام استخدامیهایشان در پایین ترین ردیف تا بالاترین رتبه ها قانونی بوده. ایشان قسم بخورند که هیچ هزینه ای برا ی مصارف غیر دانشگاهی استفاده ننموده اند و تازه آن غیر دانشگاهی همه به گروه خاصی نداده اند. (ادامه تا بعد)

    • من دقیقا در جریان نورچشمی که خارج ازروال سه سال با هزینه دانشگاه هفته ای چند بلیط تهران و…و ناگهان هیات علمی و رییس دانشکده شد هستم حتی قرار دادهای صوری و پرداختهای خاص به ایشان هم عین واقعیت و مستند هست

  7. شاید دهها سال طول بکشد تا ما بتوانیم دوباره قبح دروغگویی را به فرهنگمان برگردانیم.خدا از سرت نگذرد احمدی نژادووای بر ما با این ضد فرهنگیهایی که بر گرده ی فرهنگ اصیل قامت خمیده مان وارد آمده

  8. اقا کاش من این شانسو داشتم که یکی ازین 4-5نفر باشم که دروغگو رو رسوا میکنه. کل سال 91 از خرداد تا 26 اسفند من درگیر کمیته انظباطی بودم. مثه کله این 4سال به نتاوب. بعدم تعلیق خوردم با 4تا تخلف قانونی که خودشون طبق ایین نامه خودشون کزدن.. بعد معاون فرهنگی دانشکده خودمون گفت یه مشکلی سال 88 ازت دیدن ولت نمی کنن.. پرونده منو با ایین نامه کمیته بزارید جلوش اگه مرد باشه هیچی نمیتونه بگه… ظلمی که به من کرد به هیچ احدی نکرد. یه کلاسیم با 20تا پسر که 4نفرشونو من میدونم حکم تعلیق داده… اگه من باشم بعدش این 4تخلف رو با حکم های کمیته میدم بزارید تو سایتتون

  9. قابل توجه عزیزانی که با ساده دلی فکر میکنند میتوان ایشان را اصلاح کرد.خواهشا چند بار این مطلب و قسم های جلاله ی ایشان را مرور کنید بعد ساعتی بیندیشید که فردی که برای حفظ پستی بی ارزش اینطور ناحق میگوید و قسم میخورد با شما دوستان چه خواهد کرد. به خود بیاییم.وسیله ی حفظ تفکری اینچنینی نشویم لا اقل سکوت کنیم نه اینکه همراه شویم.یادمان نرفته شیرین زبانی های هدفمندایشان در دولت اصلاحات وحرکات بسیار تند تر از جبهه ی پایداری ایشان در 4-5 سال اخیررا

  10. انگار که حافظه دکتر خوب یاری نمی کند .اگر ایشان در حرفهایشان صداقت دارند جلسه ای ترتیب دهند تا رودر رو بنشینیم و کمتر از نیمی از ظلمی که ایشان به منتقدین روا داشتند را بازگو بکنیم یا ایشان از رو میرود یا ما…

  11. این مصاحبه با احمدی نژاد بوده یا ایمانیه؟!

  12. این مصاحبه ایمانیه حواقل دو تا سود داشت
    1- مشخص شدن عمق دروغگویی وی
    2- عده ای اندکی که خیال بتطل در سر داشتند که ایمانیه اصلاح پذیر است قانع شدند که بهترین راه اصلاح ایمانیه و ایمانیه گری عزل وی است

    • خدا را شکر دو تا عکس خنده رویی از استاد در این مصاحبه دیدیم یادش بخیر شده عین 2-1 سال اول خدمت ایشان -البته دز دولت اصلاحات.کاش آن نمایش ها را ندیده بودیم و یا باور نکرده بودیم.
      دوستان ریشه ی این درخت مدیریتی آفت زده تر از تصور ماست.این ریشه هیچ ساقه ی حتی تنومندی را هم یاری که هیچ تحمل هم نخواهد کرد به هوش باشید و زیرک.بازی در زمین آفت زده تنها راه نیست میتوان اصلا بازی نکرد اما شرکت در ادامه ی آفت سازی خطایی استراتژیک است

  13. لطفا سوالهای قشر کارمند را هم مطرح کنید!

    • حق با شماست اما کارمندان نه نوشته ای به ما دادند نه یاداشتی تا بر آن اساس سئوال طرح کنیم

      • بهداشت محیط2

        کاربر محترم شکواییه و گلایه پرسنل بهداشت محیط شهرستان شیراز در کامنتها را به عنوان سوال مطرح بفرمایید!

  14. گوشه ای از بر خوردهای ایمانیه با نشریات، ضمنا در اسلام توصیه های زیادی بر صداقت و عدم دروغ گویی شده است

    نشریه ، مدیرمسئول، حکم انضباطی

    رهپویه، محمد مهدی مجاهدیان لغو مجوز
    نسیم شمال ، محسن فخری لغو مجوز
    ایران آرمانی، محمد مهدی احمدی لغو مجوز
    بانو پردیس رحمانی- طیبه جهانگیرفام ، تعلیق سه ماهه و تذکر شفاهی برای مدیر مسئول و سردبیر / لغو مجوز
    صدا یاسر رحمانی راد، تعلیق یک ماهه/ لغو مجوز(سند:عکس شماره 1)
    راه سوم، وحید دیوان پور تعلیق یک ماهه/ لغو مجوز
    پیک آزادی، مجتبی وکیلی لغو مجوز(سند:عکس شماره 3)
    طلایه، محمد تقی محمد پور لغو مجوز
    ایده نو ، عماد حیدرنیا لغو مجوز
    توتم ، بهزاد رضایی لغو مجوز
    خاک پربار ، مسلم بابویی لغو مجوز
    فردا، عنایت همایی راد لغو مجوز
    سکوت ، اصغر امامی تعلیق چند ماهه فعایت
    کیان ، مهرداد عابدی نژاد محرومیت از تسهیلات دانشگاهی و محرومیت تحصیل برای مدیرمسئول

  15. آقای صدری عزیز متنفر از ممیزی سلام لا اقل اینو بزن
    یکی از خط قرمز های ایشان ولایت مطلقه ی فقیه است که اتفاقا خیلی خوب برای مشکل ساز کردن مخالفان از این حربه استفاده میکردند آنهم با ترم “عدم التزام عملی به ولی فقیه”
    حال خواهشمند است این موضوع را ایشان برای همه روشن کنند که چرا خود وی در زمانی که میدان عمل آزمایش نمودن ادعای التزام عملی به ولی فقیه زمان یعنی امام راحل وجود داشت(دفاع مقدس)این التزام عملی را اثبات نکردند و بر عکس حتی در 8-7 سال ریاست خود با عده ای از یادگاران آن روزها نیز با دیده ی تبعیض و حتی خصومت و اقدام برای پرونده سازی و حذف یا منفعل کردن بر خورد کردند.
    کجایند مردان سوز و دعا
    کجایند مردان بی ادعا
    امید واریم که دیانت همه مان بیش از آنکه دود داشته باشه سوز داشته باشه مثل شهدا.

  16. بهداشت محیط2

    آقای دکتر ایمانیه برخوردهای انجوری با بهداشت محیط شهرستان شیراز به علت تضاد با کدامیک از خطوط قرمز پنجگانه جنابعالی بود؟!!!!!

  17. آقا یا خانم مسوول این سایت
    اگر کسی بخواهد با دروغ بحث را جلو ببرد میر حسین هم باشی نمی توانی ازپسش بربیایی

  18. وقتی سلف ایشان (محمود احمدی نژاد) خودش بحث هاله نور را مطرح می کند و بعد که ارزش می پرسند می گوید من نگفته ام در حالی که هم صدا و هم تصویرش موجود است انتظار دارید آریالای دکتر ایمانیه اقدامات گذشته خود را انکار نکند.

  19. دکتر مدعی است انجمن اسلامی در سال 84 بسته شده و در حالی که دو تن از کسانی را که نام برده ورودی 85 هستند. یعنی ایشان یک سال قبل از ورود به دانشگاه حکم خورده اند؟!
    سند کذب بودن سخنانش….

  20. خداوند قضاوت کند بین ما و ایمانیه. و دروغگو را رسوا نماید….

  21. الله واکبر که دیوارحاشای این اقا هفت آسمون و دهها منظومه وراه شیری رودر می نورده . معصومیت وصداقتش ادمو یاد احمدی نژاد میندازه یابهتر بگم یادنوزاد تازه از مادر متولد شده.تمام کارهایی رو که سالها انجام داده انکار کرد

  22. متاسفانه روش متداول دکتر ایمانیه بیشترازاتهام سیاسی اتهام های اخلاقی است (منظور تهمت زدن و قضاوت ناحق کردن است)که ایشان برای حذف افرادبه ناحق به آنها میزند با این ادعا که بعضی ها برایم خبر اورده اند.چون میدانددرکشوری بانظام اسلامی وحساسیت واعتقادمردم به مقدسات واخلاقیات اینگونه برچسبها راهرچندفردبیگانه باشد به سختی میتوان پاک کرد اما غافل از اینکه روز حسابرسی در درگاه عدل خداوند جواب افتراها وتهمتهای بی اساس را باید بدهد .روزی که دیگر هیچ راهی برای برگشت وعذرخواهی وجبران مافات نیست.روزی که قطعا فرا میرسد

  23. من خودم به مدت یکماه نگهبانان دانشکده داروسازی را باطوم به کمر دیدم
    کمی راستگویی ضرر ندارد

  24. ۴۳ کشور جهان که اکثراز کشورهای پیشرفته هستند وزیران بهداشتشان غیر پزشک هستند. کی سایه سنگین پزشکان نالایق از سر بهداشت مردم کوتاه و آفتاب شایسته سالاری طلوع خواهد کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  25. لطفا در مورد سرنوشت سکه های بهار آزادی که داده بودند به آقای دکتر م آ که بدهند به یکی از هیات های مذهبی مرتبط با دانشگاه و سر از جای دیگر درآورد هم کنکاش نمایید

  26. با دستور این آقا مسؤول بهداشت محیط شهرستان شیراز برکنار و در جوآب چرا؟ فرمودند اصلا فلانی را من نمیشناسم! کاش برایشان ابروی کارمند ارزش داشت و یا حداقل کارمند را صاحب حق و ارزش میدانستند و یا ذره ای جسارت داشتند و علت اینگونه تصمیمات را بیان میداشتند! آقای دکتر کسی که تخم نفرت بکارد نفرت درو خواهد کرد با اطمینان این را بگویم منفور ترین شخص در بین پرسنل بهداشت محیط شهرستان شیرازباید بدانید چه کسی هست!!!!!

  27. از ویژگیهای ایمانیه که تا کنون خیلی در مطالب این چند ماهه به آن پرداخته نشده است، قربانی کردن مدیران خود است. کیست که نداند در دانشگاه علوم پزشکی شیراز کارها همگی در ید ایمانیه است و مدیرانش همگی مترسک هایی بیش نیستند. دکتر محقق زاده را آنگونه برکنار کرد. الان هم دارد می گوید من در جریان حمل باتوم توسط نگهبانان نبودم و تقصیر را گردن حراست می اندازد. پناه می برم به خدا که این موجود برای اثبات حرف غیر واقعی اش به خدا نیز قسم می خورد. خدایا به تو پناه می برم.
    تمام محسنات دانشگاه از وجود بابرکت ایمانیه نشات می گیرد و تمام ناکارآمدی ها و ایرادات و ظلم ها از مدیرانش است و ایشان حتی در جریان آن ها نیز نیستند!!!
    این همه نشریه به دستور شخص ایمانیه توقیف شده است و بعد همچون رییسش احمدی نژاد می گوید نشریه ای را توقیف نکردم…

  28. دانشجوی سابق

    تالله لاکیدن اصنامکم/اف لکم و لما تعبدون من دون الله.
    سوگند می خورم به خدا که بت هایتان را در هم خواهم شکست/ننگ بر شما و بر آنچه غیر از خدا می پرستید
    سوگند به خدا که این بتگر را در هم خواهیم شکست.

  29. دوستان مخالف و موافق آقای دکتر ایمانیه
    سلام

    یک اصلی واضح و مبرهن است و آن اینکه اگر کسی خدمتی کرده است، اگر کسی کارش کلا خوب بوده و عملکردش کلا قابل دفاع است و همچنین مشکل خاص ندارد بایستی در صورت رضایت خودش ادامه کار بدهد. این را باید همه ما قبول کنیم و دم ساعت دبه در نیاوریم و نباید عذرش را بخواهیم. با این صحبتهای آقای دکتر ایمانیه الحمدالله تقریبا همه چیز خوب بوده است. فضا امنیتی نبوده، تبعیضی وجود نداشته، رانت علمی و غیر علمی داده نشده است، عدالت در حد بالای خود بوده است، نظام درمان و بهداشت مثل ساعت کار میکرده، آزادی در دانشگاه به حد متعارف خود وجود داشته، واحدهای نظارتی مشکلی برای کسی پیش نیاورده بودند، و هرچی ار خوب دیگه. بنابراین اینکه مخالفین میخواهند ایشان برود کمی بی انصافی است.
    حال مسئله را از روی دیگر آن نگاه میکنیم. اگر این دانشگاه گل و بلبل ع پ شیراز این همه محسنات و خوبیها داشته، همه اش که کار شخص اقای دکتر ایمانیه نبوده است،‌ بالاخره بسیاری از این همکارانشان در این مدت 8 سال زحمت کشیدند و دانشگاه را به وضع عالی رساندند که آقای دکتر ایمانیه اینقدر برایش قسم میخورد و اینگوه دفاع جانانه از آن میکند. خداییش پس چرا ایشان میخواهند این نیروهای زحمتکش را عوض کند؟ چرا اینان را (مثلا دکتر محقق زاده که هم همفکر ایشان است و هم پشتیبان ایشان است و هم از عملکردش در امور فرهنگی و دانشجویی ایشان دفاع کردند) را برکنار کردند و چرا یک تودیع و معارفه آبرومندانه برایشان نمییگذارند. اگر واقعا خوب کار کردید مرد و مردانه از آن دفاع کنید و نیروهای ارزشیتونو را هم نگه بدارید و مقاومت کنید در برابر مخالفان. جالبه به گروهی از آنهایی که برکنارشان کرده اند گفته شما کمی تند رفتید و نارضایتی ایجاد کردید، و به گروه دیگر گفته مصلحت ایجاب میکند که فعلا تغییراتی بدهیم تا آن هدف اصلی ما مشکل پیدا نکند و بعدا همه چیز درست میشود.!!!
    الان هم که معاونتهای پژوهشی و آموزشی و حتا درمان و شاید پشتیبانی در صدد تعویض دارند و چندین دانشکده. و همچنین برخی از واحدهای نظارتی مثل تخلفات و بازرسی و امور حقوقی.
    مگر میشود سیستمی که خوب کار میکند و اینگونه روی قسم یاد میکنیم بیاییم قطعات اصلیشو عوض کنیم و خدای ناکرده قطعه چینی (البته به زعم خودشان) بگذارید؟

  30. دکتر ایمانیه سلام تا قبل از این قسمت مصاحبه منتقدت بودم ولی به عنوان یک فرد مذهبی احترام هم برایت -به عنوان یک برادر دینی -قایل بودم اما…..
    دکتر عزیز اینقدر از خدا برای دنیایت مایه نگذار بلکه برعکس از همه ی دنیایت برای کمی از خدا! مایه بگذار گر چه حس میکنم دنیا بدجور به شما یا نمیدانم شاید شما به دنیا چسبیده اید.
    حق الناس های فراوانی بر گردن داری که مدام با خود فکر میکردم حتما جوابی برای آنها خواهی داشت اما بعد از این قسمت مصاحبه متاسفانه حق ا…. هم به آن اضاف شده برادر. به نظر میرسد در رسیدن به مطامع دنیوی بدجور ترمز بریده ای حاجی.این تذهبون
    یکی از دوستان مویه ای کرد برایم از ظلمی که به ایشان رفته و در جذب هیات علمی ایشان را که سابقه و امتیاز بیشتری داشته و جانباز نیز میباشد را با نظر شخصی حذف کردی تا فرزند تازه فارغ التحصیل شده ی یکی از علما را -بدون برتری علمی خاص-جذب کنی و همین کار را هم انجام دادی در حالی که این جوان البته مومن تازه فارغ التحصیل هنوز وقت برای شرکت در فراخوان های بعدی داشت و آن برادر جانباز دوران دفاع مقدس دارد وارد دوره ی محدودیت سنی جذب هیات علمی میشود.گفتم که تلنگری باشد به قسم های جلاله ای که یاد کردی.کاش از دین دکان نسازیم و قداست این مقوله ی الوهی والبته متعلق به همه را نشکنیم.بگذار در ذهنمان ایمانیه فردی دیندار بماند برادر

  31. سلام
    اگه وقت دارید درد دل و شرح حال من رو هم بخونید :

    من تک پسر پدری هستم که 31 سال از عمرش رو صرف خدمت به دانشگاه در بخش نقلیه کرد که حدود 8 سال از این 31 سال رو هم بدون هیچ ادعایی در جبهه گذروند.یک مادر مریض هم دارم که تاکنون 6 عمل جراحی مختلف شده و خرج و مخارج بیماری مادرم کمر پدرم و من رو تاکنون خرد کرده.خودم هم لیسانس مهندسی نرم افزار دارم و یک سال و نیم هم هست که عقد کردم.اما شغل ثابتی ندارم و سرگردان شرکت های خصوصی و تدریس در موسسات با حقوق ناچیزم که تشکیل زندگی مشترک که هیچ , از پس خرج و مخارج خودم هم بر نمی ایم.و زندگی مشترکم چنان با مخاطره جدی روبروست که خواب و خوراک رو ازم گرقته…

    2 سال پیش توی ازمون استخدامی دانشگاه شرکت کردم که طبق اعلام رسمی واسه رشته من تنها یک نفر واسه استخدام میخواستند.من جزء نفرات برتر ازمون شدم و به همراه 19 نفر دیگه واسه مرحله دوم دعوت شدیم که اون روز هم بدون هماهنگی از قبل مجددا یه ازمون 4 ساعته توی سالن سمینار طبقه همکف ساختمون مرکزی از ما گرفتند. چند روز بعد تماس گرفتند واسه مصاحبه که تا ان جایی که من دیدم 3 نفر بیشتر نبودیم و دانشگاه 1 نفر بیشتر نمی خواست.مصاحبه من از 2 نفر دیگه بیشتر طول کشید ، نمیدونم شاید یکی از دلایلش این بود که اون 2 نفر با پارتی هاشون امده بودند !!!!!!!
    در طی مصاحبه حتی محل کار ؛ میزان حقوق و مزایا ؛ نوع قرارداد , ساعت کار و اضافه کاری و … هم با من گذرانده شد.اما دیگر از تماس خبری نشد تا در مراجعه بعدی به معاونت بخش انفورماتیک طبقه همکف با این جواب روبرو شدم : “نمره ازمون شما از بقیه بسیار کمتر بوده ” !!!!
    چند ماه بعد برای اعاده حق ناحق شده خود مجددا مراجعه کردم و خواستار دیدن مدارک شدم.به من لیستی را نشان دادند که اسم 4 نفر استخدام شده در بالای لیست بود و اسم من در ردیف پنجم قرار داشت !!!!!! (در صورتی که طبق اعلام رسمی دانشگاه در رشته مهندسی نرم افزار فقط یک نیرو میخواست)
    در پی اعتراض من اعلام شده که این لیست نهایتا با نظر و تایید آقای دکتر ایمانیه بوده اما نمره آزمون شما پایین بوده و دلیل ان فقط همین است !!!!
    پس از این جریان مراجعه پدرم هم نتیجه ای نداد فقط گفتند : “خودمان از بخش رسیدگی به تخلفات ازمون پیگیری میکنیم و احتیاج به مراجعه شما نیست و خودمان با شما تماس میگیریم”.تماسی که هیچ وقت گرفته نشد !
    پدر مادرم خواستار ملاقات آقای دکتر ایمانیه شدند اما تلاششان بی فایده بود و نتوانستند از میز منشی اقای دکتر یک قدم هم جلوتر روند.
    پس از ان کلیه شرح حال پدرم و جریان استخدامی من طی یک نامه ای با درخواست بسیار زیاد به منشی به اتاق آقای دکتر برده شد اما جوابیه نامه بسیار جالب و قابل تامل بود.نامه من را جهت مساعدت ارجاء دادند به بخشی از دانشگاه که کارش برگزاری مناقصه جهت پیمانکاری و … بود(نام ان قسمت در خاطرم نیست).ان جا هم گفتند :”استخدام فقط از طریق ازمون است به سایت مراجعه کنید “!!!!
    حتی جواب آقای دکتر که که بر روی نامه من داده شده بود و به صورت اسکن در نرم افزار اتوماسیون اداره بود هم نه به من نشان داده اند و به کپی از ان به من داده اند.
    با توجه به شرح حال من و حق مسلم پایمال شده ام سوال من از اقای دکتر ایمانیه این است :
    -لطفا اجرای عدالت را نه از دیدگاه خودتان بلکه از دیدگاه عدالت الهی و عدالت مکتب اسلام و حضرت علی (ع) برایم توضیح دهید؟
    -آیا با توجه به وصف حال من و خانواده ام که در نامه هم برایتان شرح دادم من در موقعیتی قرار دارم که میتوانم مناقصه های دانشگاه را بردارم ؟
    -معنای واژه پارتی بازی را به شیوه ای که تحت مدریت جناب عالی در دانشگاه پیاده میشود برایم توضیح دهید؟
    -ایا تلفن دانشگاه مشکل دارد که هنوز نتیجه شکایت حضوری من و پدرم به اطلاع ما نرسیده است؟
    _بلاخره مایلید نمره آزمون من با نمره “آزمون الهی” شما برابر باشد یا نباشد؟

  32. میدانید در ادبیات داستانی اروپا کاراکتری بنام فاوست هست که این آقای فاوست یا دکتر فاستوس روحش را جهت امیال دنیوی به شیطان فروخت! حالا هم بر همه آشکار شد که دست و پا زدن برخی چه دلیلی دارد! قرارداد فاوست با شیطان بیست و پنج سال بود. مهلت برخی هم تمام نشده. ادیبی گفت تاریخ تکرار میشه! و دیگری در جوآب گفت بله حادثه اول در تاریخ تراژیک وتکرارآن حادثه کمیک است! حالا هم برخی تکرار کمیک دکتر فاوست هست!

  33. کارمند امور فرهنگی دانشگاه

    دکتر محقق زاده شاید قسم بخورد که با هیج نشریه ای در دوران ایشان برخورد نشده است اما بنده توقیف نشریه فردا به مدیر مسئولی و سردبیری عنایت همایی راد ، محرومیت از تحصیل اقای مهرداد عابدی نژاد به خاطر نشریه کیان و تعلیق نشریه سکوت به مدیر مسئولی اصغر امامی را در خاطر دارم.
    در دوره ی دکتر محقق زاده که دیگر نشریه منتقدی باقی نمانده بود که ایشان نقشی در بستن آن داشته باشد یا نداشته باشد. که از این نشریات می توان رهپویه، نسیم شمال ، ایران آرمانی، بانو ، صدا ،راه سوم، پیک آزادی، طلایه، ایده نو ، توتم و خاک پربار را نام برد.
    هرچند آمار کمیته انضباطی در دوران محقق زاده نیز اسف انگیز است و بله قربانگوی بی چون و چرای ایمانیه بود اما الحق والانصاف در به تعلیق در آوردن حکم های محرومیت از تحصیل دانشجویان با کدخدامنشی نقش مهمی داشت و در اواخر دوران مسئولیت به صورت مستقل و حتی در مواردی خلاف میل ایمانیه و مستقل تصمیم گرفت و اینچنین بود که رفت…

  34. باید کمیته ای مستقل برای بررسی بی عدالتی های ایمانیه تشکیل شود تا آنچه در این چند سال بر سر دانشگاه و سلامت مردم آورد عیان شود و البته باید برای بی عدالتی هایش محاکمه ای عادلانه شود.
    استاندار محترم باید بدانند که سکوتشان در قبال موضوع ایمانیه، سکوتی تایید گونه تلقی خواهد شد و ایشان نیز در قبال این کار باید روزی پاسخگو باشند. مگر سکاندار استان می تواند پای خود را از وسط این ماجرا با زرنگ بازی کنار بکشد؟!

    • آقای استاندار قانون شرف یک ملت است و شما نگهبان این شرافت ملی در سطح استان. لطفا به وزیر محترم بفرمایید که حسب قانون مصوب (684مورخ 89/12/10)شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه ی ریاست آقای دکتر ایمانیه پس از دو دوره ی 4 ساله ی متوالی(جمعا8سال که در شهریور92تمام شده )دیگر غیر قانونی است.استاندار محترم والله این حداقل تکلیف شما در برابر حوزه ی سلامت فارس هست.به شعور و خواسته ی دانشگاهیان بی توجه نباشید.این حداقل انتظار ما از شماست وخود میدانید که مدیران توانمند در این عرصه کم نیستند.استاندار عزیز سهم دانشگاهیان از فضای دولت اعتدال و امیدو تدبیر باز هم دکتر ایمانیه ایست که در این هشت سال هرچه خواست ترکتازی کرد؟خواهش میکنیم گول این چهره ی خندان و ادعاهای میانه روی این روزهای ایشان را نخورید.ما انتظار ورود جدی شما در این حوزه را داریم.واقعا دیگر تاخیر جایز نیست .آقایان کم کم دارند طلب کار هم میشوند

  35. راستی چرا چندین سال است که توی ساختمان علوم پزشکی شیراز به دستور دکتر ایمانیه هیچ جواب کتبی حتی به صورت کپی بدست ارباب رجوع داده نمیشه واگر نامه ای رو ایشون صلاح ببینه وجواب بده فقط شفاها پاسخگو هستن .اقای رءیس ازارباب رجوع واهمه داره یا ازجوابهای غیر قانونی وغیر منصفانه خودش? وبااینکار میخواد دست خودش رو بازبزاره تادرصورت لزوم جوابها رو انکار کنه یا نوشته خودش رو نابود ویا عوض کنه ?? آخه اون رو که حساب پاک است ازمحاکمه چه باک است

  36. بهتر است ایمانیه قدری راست بگوید!. نمی خواهد قسم بخورد

  37. سالها است دکتر ایمانیه را میشناسم
    در گفتار ایشان شک نکنید بسیاری از این تصمیمات را اطرافیان تنگ نظر و افراطی ایشان گرفته اند و ایشان به مناسبت خط فکری خاص خود و ایمان و… به صحت عملکرد آنها موارد را ندیده یا نخواسته اند که ببینند بهتر است برای روشن شدن واقعیت ها کمی در مورد عملکرد اطرافیان خاص استاد و خطوط قرمز آنها که بجای 5 مورد به 5000 مورد رسیده تحقیق شود.

  38. دانشجو در جواب حسن

    به نظر من دکتر ایمانیه فردی تند رو است و عادت دارد خود را پشت اطرافیانش پنهان کند و انگشت اتهام را به سمت ایشان منحرف کند. و گرنه در جریان تمامی بی عدالتی های صورت گرفته هست .

  39. سيد احمد داوودي

    متاسفم که آقای دکتر ایمانیه اینچنین اصرار بر ماندن در این سمت دارند ، که ظاهرا اقلا به دو دلیل است ، اول : آقای دکتر احمدی نژاد طرفداران واقعی خودش را توصیه مؤکد بر ماندن در سمتهایی که هستند نموده تا بتواند اقدامات لازم را توسط این افراد در زمانهای مناسب بعمل آورد . دلیل دوم علاقه وافر آقای دکتر ایمانیه به قدرت اجتمایی و مادی است .

  40. چون قسم خورده دیگه حرفاش درسته ما هم قبول کردیم قانع شدیم

  41. شهریار هوشیار

    حضور همگی همکاران و هم صنفان عزیز
    با سلام
    به استحضار همه همکاران میرسانم حال که نحوه برخورد برخی از همکاران به شیوه تخریب شخصیت افراد سو گرفته است برخود لازم وواجب دیدم که نکاتی واضح را یاداور شوم اولا در هنگام بررسی افراد به عملکرد وشخصیت حرفه ای به صورت همراه توجه شود ودر این بحث حرفه ای و صنفی هرگزاز جبهه گیری سیاسی وارد نشویم دوم هرگز نسبت به تخریب شخصیت افراد به هر دلیلی وارد نشویم مگر من وشما از اشتباه مبرا هستیم که متوقع باشیم هیچ مسوولی سهوا خطا ننماید پس بی جهت وصرفا از جهت غرور و بغض به نکات منفی افراد نپردازیم همه افراد جنبه مثبت و منفی دارند چرا به نکات مثبت نمی پردازید سوم به یاد داشته باشید که خداوند باری تعالی میفرماید هرگز به انچه شک دارید نپردازید زیرا چشم گوش و دل همه مسوولند و شما دوست عزیز که به راحتی اظهار نظر میفرماییید ایا از خود پرسیده اید که که اگر شنیده دیده و قضاوت من اشتباه باشد در پیشگاه حضرت حق چگونه پاسخگوی ریختن ابروی مومنی خواهم بود؟! دوست عزیز من نیز چند تجربه مراجعه به اقای دکتر ایمانییه داشته ام وبرایم جالب بود که ایشان که هیچگونه اشنایی با بنده نداشتند صرفا به جهت پیگیری یک نامه ایشان به محل مورد بحث مراجعه نمودند و به همراه ایشان معاونین مربوطه نیز حضور داشتند و با دقت و کاملا بی طرفانه مساله را بررسی کارشناسی نمودند و با پیگیری خودشان مشکل عده ای پزشک و دانشجوی حاضر در بیمارستان را به نحوی شایسته حل نمودند اینجانب نه دانشگاهی هستم و نه مسوول ولی کمتر مسوولی را دیده ام که در جمع دایما حاضر باشد و پاسخگوی همه باشد و همه صحبت ها را به جان بخرد خواه صحبت و گلایه یک پیرزن بیمار روستایی که در پیاده رو و نمازخانه بیمارستان نمازی با ایشانصحبت می نماید خواه پزشکی که صرفا متوقع بهتر شدن شرایط کتابخانه سلف امکانات رفاهی و تجهیزات حرفه ای میباشد دیده ام که بارها به گوش شنیده اند و به واقع پیگیری کرده اند نهایت کلام ابروی افراد را به بازی نگیریم به نکات مثبت افراد هم بپردازیم و نهایت امر به عنوان خواهش از شما دوستان سالهاست که اموخته ایم در کشور ما تغییر سکان دار مجموعه های اداری به هیچ عنوان شرایط را بهبود نمیدهد بلکه چند سالی بطول میانجامد تا سکان دار جدید به شرط با انصاف بودن و پختگی به حد و حدود سکان دار قبلی برسد پس حال که سالها تجربه در چنته استاد ایمانیه جمع گردیده است بی جهت ایشان را کنار نگزاریم بلکه اگر اشکالی در شیوه عملکرد ایشان دیده اید از باب بهبود روند با ایشان در میان بگزارید و همچنین اگر پیشنهدی و طرحی مطرح دارید و واقعا دلسوز هستید به ایشان ارایه دهید ایشان فردی پاسخگو هستند دوستان بیایید برای این صنف استانی خود ارزش قایل شویم و از تجربه چندین و چند ساله این استاد مومن در زمینه مدیریت دانشگاه بی نصیب نشویم

    • خودتی اخوی!

      • شهریار هوشیار

        شما اول در مورد صحت و سقم عرایضم بررسی بفرمایید وضعیت حرفه ای و شغلی مرا بررسی بفرمایید بعدا اظهار محبت بفرمایید اینقدر از خودم مطمین بوده ام که اسمم را کامل نوشته ام

      • اگر دین ندارید لااقل در دنیایتان آزاده باشید

        دوست عزیزی که خود را بی طرف نشان میدهی؛ آقای شهریار
        هرکسی با خواندن مطلب شما خود متوجه می شود که چقدر بی طرف هستید.
        شما مدعی هستید منتقدان و مخالفان ایمانیه به تخریب شخصیت ایشان پرداخته اند. این در حالی است که ما همواره به عملکردهای وی پرداخته ایم و هیچ گاه توهینی به وی نکرده ایم. در حالی که ایمانیه منتقدانش را نقد نمی کند بلکه تکفیر می کند و مورد توهین قرار می دهد. وی در مصاحبه ای که با سینا داشت، گفته بود: البته در بین مخالفین من انسانهای متدین و باشرفی نیز هستند و به این گونه منتقدان را به زشت ترین شکل ممکن مورد توهین قرار داده بود و اکثریت انها را بی دین و فاقد صفت شرافت عنوان کرده بود. شما یک مورد مثال بزنید که ما در مطالب و انتقادات منتشره توهین کرده باشیم. بله دوست عزیز ایمانیه نورچشمی ها و حامیانش را به راحتی به دیدار می طلبد و “بار حاص” می دهد ولی منتقدانش را “بار عام” هم نمی دهد. دکتر عشاق پس از مطرح شدن بحث اخراجش به دفتر ایمانیه می رود و چندین ساعت پشت درب دفتر وی می نشیند اما ایمانیه حاضر نمی شود حتی وی را ببینید. این مشی رییس مومن و باخدای شماست. دانشجویان منتقدش را به شدیدترین وجه ممکن سرکوب کرد. اساتید را اخراج و سرکوب کرد. هنوز هم انکار می کند. خورشید را در روز روشن انکار کردن کار کیست؟!
        تجربه اش را هم بهتر است به یکی از مراکز نظامی ببرد و آنها را نیز از این تجربه گرانبهایش مستفیذ و مستفید فرماید

    • اگاه جان من که میدونم کی هستی، بعد میای خوودتو بی طرف نشون میدی؟ عزیز دل برادر شما به گردش نخبگان اشنایی داری؟ به قانون مدت زمان روسای روسای دانشگاه ها چی؟ به عملکرد ضعیف ایمانیه در حوزه بهداشت و درمان چی؟ به وضعیت اسفناک بیمارستان های دولتی در شهرستان ها چی؟ در مورد پزشک خانواده شهری چیزی شنیدی؟ از فضای امنیتی دانشگاه و دانشکده ها و شبکه های بهداشت خبر داری/؟ از فضای بی اعتمادی و رعب و وحشتی که ایمانیه در مراکز تحت مدیریتش به وجود اورده چی؟ بسه یا بازم بگم؟

    • آقای شهریار فرموده اید: (تغییر سکان دار مجموعه های اداری به هیچ عنوان شرایط را بهبود نمیدهد بلکه چند سالی بطول میانجامد تا سکان دار جدید به شرط با انصاف بودن و پختگی به حد و حدود سکان دار قبلی برسد ……..) خوب پس چرا ایشان دارند معاونهاشون رو تغییرمیدن؟ مثلا معاونت پژوهشی رتبه 2و3 کشوری داره چرا معاونش رو عوض می کنن؟ میخوان رتبه 1 بیارن اینطووری؟؟؟؟

  42. سلام
    به عنوان یک شهروند فکر می کنم حضور دکتر ایمانی برای جلوگیری ازاجحاف به مردم لازم باشد

  43. در جواب علی:
    ایمانیه خودش بزرگترین جفاها را به مردم، دانشجویان و اساتید کرده است. ما را به خیر وی امیدی نیست، شر مرساند!

  44. من از همه بهت نزدیکتر بودم اقای دکتر
    خوب میشناسمت
    به یه عده بها میدی که … خودشون نیست.یه مشت ادم مذهبی خشک که عرضه ی یه ارتباط اجتماعی سادرو هم ندارن.متعجبم از دولت اصلاحات!!!!!!!!!!
    ایقد قسم نخور بابا!!!بچه های انجمن قدیمو نابود کردی،دوستای خوبم محسن فخری،مهرداد،سعید و….
    ۴سال عذاب کشیدیم فقط
    ان عزیزت ول کن علوم پزشکیو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme